مازندران -20
منطقه مازندران      | ♦ سرمایه: ساری   | ♦ سطح: 23 833 کیلومتر مربع  | ساکنان: 2 893 087
تاریخ و فرهنگجاذبه هاسوغات و صنایع دستیکجا بخواب و بخوابگمرک و لباس

زمینه جغرافیایی

منطقه مازندران در شمال کشور در منطقه ساحلی دریای خزر قرار دارد و قلمرو آن به دو منطقه تقسیم می شود: دشت ساحلی و منطقه کوه. پایتخت منطقه مازندران شهر ساری است و سایر مراکز اصلی شهری عبارتند از: نكا، آمل. بابل، بهشهر، تنکابن، چالوس، رامسر، قائم شهر، محمود آباد و نوشهر.

اقلیم

شرایط جوی منطقه مازندران تحت تاثیر طول جغرافیایی، ارتفاع کوه های البرز و ارتفاع این سرزمین از سطح دریا قرار گرفته است. این عوامل همچنین دو منطقه آب و هوایی را تعیین می کنند: آب و هوای ساحل خزر، که فصل تابستان گرم است و مرطوب و از فصل زمستان معتدل و معتدل؛ و آب و هوای مناطق کوهستانی، که ماه های سخت زمستان را مشخص می کند، با احتمال سرد شدن، و ماه های تابستان معتدل و کوتاه مدت.

تاریخ و فرهنگ

از مطالعات باستان شناسی که در غارها Kamarband و Hutu در نزدیکی شهر بهشهر انجام می شود، به نظر می رسد حضور انسان در منطقه مازندران به حدود 9500 سال قبل از مسیح مربوط می شود. منطقه کنونی مازندران، در گذشته، بخشی از قلمرو گسترده ای بود که در متن های باستان به نام «فرشورگر» و «پاتیکشتاوارگار» نامگذاری شده بود، بلکه در کتیبه های بیستون دوره هخامنشی، با اصطلاح " Pateshvarish. Tabari و جمعیت های باستانی دیگر خطوط، اما از این منطقه، به عنوان بیشتر رزمندگان ماهر، کمانداران، اسلحه، شمشیر و اسلحه شناخته شده بود، در واقع، آنها در ارتش امپراتورهای هخامنشی که با قدرت های دیگر در جنگ بودند دوران. جغرافیای منطقه یونان یونان Strabo این منطقه را Parkhavateres می نامد. از زمان های قدیم، منطقه مازندران - که قبلا نیز به عنوان تبریز شناخته می شد - به دلیل شرایط مطلوب اقلیمی که در آنجا وجود داشت، یک منطقه استراتژیک توسط چندین خانواده حاکم در نظر گرفته شد. در متون مورخین باستان، آت فردات (یا فرهاد پارتر) به عنوان نخستین حاکم کشور طبرستان به یاد آورده شد. با توجه به نزدیکی آن به دولت و سرزمین های پارتی ها، منطقه طبرستان تا زمان سقوط خود تحت کنترل سلسله آرشید قرار داشت. اصطلاح "مازندران" که از لحاظ جغرافیایی بخش قابل توجهی از کشور تبریز را نشان می دهد، نام جدید این منطقه را از قرن هفتم مصر عصر قاجار آغاز کرد. بسیاری از سلسله های معروف گذشته، مالکیت سرزمین مازندران را داشتند؛ از جمله خانواده های القرن، گاوبار، پدوس پنان، بوندساپه بندان و علی وشمگر و یا الزهار. همچنین طاهری ها، صفیریده ها، سامانی ها، غزنویدها، تیمورها، صفویان و سلسله قاجار از جمله حاکمان این منطقه بودند که یکی از کشور های ایران را کنترل می کردند. برای مورخان، یکی از ویژگی های مهم منطقه مازندران، پذیرش ایمان مسلمان شیعه بدون استفاده از نیروی است.

تصاویر این بخش در حال به روز رسانی هستند و در اسرع وقت منتشر می شوند.

سوغات و صنایع دستی

صنایع دستی و هدایای ویژه منطقه مازندران عبارتند از صفحات و اجناس کرییم، ججیم، سرامیک و سرامیک، صفحات و مجسمه های چوبی، پارچه های مو و پارچه ای، انواع انواع ترشی و ترشی، انواع مختلف شربت بهار نارنج (پرتقال ارغوانی) و گیلاس ترش.

آشپزی محلی

از میان ظروف معمولی منطقه مازندران می توان به موارد ذیل اشاره کرد: آقژس موسیاما (غذای برنجی)، تاه چین، ترش Torshu، Do Pati، اسپنا زاک، سوپ کدو تنبل، اسفنجی مارجی، قی انار (ظرف بر اساس کدو تنبل)، ناز خاتون، قلیه، خورده آلو و آقژونون.

آیین "بارف CHAL "

در یک روستای کوهستانی به نام آساک، در 90 کیلومتری شمال شرقی تهران-امول، هر سال در اواسط ماه اردیبهشت[1]، مراسم به نام "بارف CHAL"هدف آنها حفظ آب مورد نیاز حیوانات در فصول گرم سال است. در طی این مراسم ، مردم محلی جاده Nâseri (جاده منتهی به Barf Châl) را تمیز کرده و خندق Barf Châl را لایروبی می کنند. سپس با بیل و میله یخ را می شکند ، آن را روی شانه های خود بار می کند و به داخل خندق می اندازد. این روز برای ساکنان آساک بسیار مهم و سازگار است. در سالهای گذشته در غیاب منابع آب آنها تصمیم گرفتند برای حفظ آن خندق بزرگی حفر کنند. حفاران به سختی کار می کردند تا حفاری کنند اما در حالی که آنها کار می کردند با سنگهای بزرگ و سختی روبرو شدند و دیگر امیدشان را از دست ندادند. سید حسن ولی ، حکیم و فداکار قرن نهم هجیرا ، با عبور از این روستا به ساکنان آنها گفت: "در جایی که چوب خود را می گذارم حفاری کنید و در صورت موفقیت قول می دهم که هر ساله در هنگام اجرای آیین"بارف CHAL"شما مردم پنیر و عسل را به مردم پیشنهاد می کنید و شما بره ی قربانی می کنید.
[1]ماه دوم تقویم ایرانی خورشیدی، از آوریل 21 آوریل تا 21 مه.

حکومت زنان (حکم مدرس شیعه)

در روز بارف چال، روستای آساک، در 90 کیلومتری شمال غرب تهران، مردان روستا را ترک می کنند و برای یک روز زنان از دولت می روند تا از میان آنها انتخاب یک فرد به عنوان فرماندار شهر که می داند که چگونه اداره کند، دستور دهد و از نظر فیزیکی قوی است. فرماندار همچنین برخی از دختران جوان را برای نظارت بر امور عمومی انتخاب می کند. این ناظران لباس های نظامی قدیمی یا سربازان امروز را پوشانده و متعهد به انجام وظایف خود می کنند. در این روز هیچ کس حق ندارد وارد روستا شود، بدیهی است که بیمار و سالخورده می توانند تا زمانی که از پنجره بیرون نروند یا به تراس بروند، در خانه باقی بمانند. حتی پلیس اجازه نمی دهد که مردم وارد روستا شوند. دستور فرماندار واجب است و کسی که اطاعت نمی کند مجازات می شود، به این معناست که او در یک کوه بدون یک زین به عقب سوار می شود و در حال چرخش است و زنان دیگر از او دستور می گیرند که شیرینی ها را تهیه کنند و آنها را به روستاییان توزیع کنند. در ابتدای روز، زنان در جلوی خانه فرماندار شروع به رقصیدن می کنند و پای خود را می پوشانند تا زمانی که بیرون برود و با آنها به تخته روستا می رود و شروع به اعتراف می کند. همه آنها با هم ناهار می خورند و بعد از ناهار وقتی برگشتند، مردان خود را به کارهای روزانه اختصاص می دهند.

سهم
دستهبندی نشده