آداب و رسوم مربوط به اعطای باران

ترس از خشکسالی و عدم بارندگی برای دوره های طولانی، همیشه از زمان های قدیم مردم را به انجام مراسم و آداب و رسوم مختلف برای ایجاد باران؛ در مناطق مختلف ایران نیز مراسم خاصی با ریشه های مشابه و انواع مختلفی از اشکال وجود دارد.
برخی از آنها به دوره پیش زرتشتی مربوط می شوند، برخی دیگر از اسطوره های زرتشتی می آیند و بعضی از آنها به سایر گروه های قومی وابسته هستند که یا به این کشور آمده اند و در آنجا باقی مانده اند و ایرانی ها در تماس مستمر با اندیشه با آنها جذب برخی از آداب و رسوم آنها به صورت جداگانه یا در گروه هایی مانند نماز باران، فداکاری، مراسم ازدواج آب و تمیز کردن تابوت، ساخت عروسک، ساخت نان و آشامیدن غذا، پذیرش هدیه از دیگران و غیره .. همه آیات که انجام می شود برای فراخوانی باران.
به طور کلی این آداب و رسوم را می توان به گروه های 11 تقسیم کرد، گرچه بعضی از آیات ترکیبی هستند، یعنی می گویند مجموعه ای از دو یا چند سفارشی هستند:
1. رحمت دعا و تقاضا: معمول ترین و شاید قدیمی ترین شیوه های استفاده از باران
2. سوپ را آماده کنید: سوپ یا هلم را تهیه کنید و آن را در میان ساکنان یا فقیران به اشتراک بگذارید
3. سرقت گاو: سرقت گاوها از روستاهای اطراف
4. وقفه از احترام: قطع وقع پدیده های مقدس یا شبیه سازی شورش
5. توچال برای سنگ های باران: قرار دادن سنگ ها در یک موقعیت خاص در کنار مقبره ها و پناهگاه ها
6. جدا کردن یک طلسم: استفاده از طلسم به عنوان آتش سوزی به نوار برای آزاد کردن باران از محدودیت که آن را نگه می دارد
7. باران را با خر و باران بکشید: با اشیاء و لباس های بافته با پارچه های قیمتی و جواهرات، به الاغ توجه کنید
8. غنائم: خوش بینی و پذیرش رفتارهای الهی و عرفان
9. حمل تابوت و بنر به اطراف: انجام اعمالی مانند حمل تابوت ها به اطراف ، شستن آنها ، چرخاندن بنر و غیره ...
10. کوس گاردی: مردم بی سر و صدا و عجیب و غریب را در محله بکشید
11. اطراف عروسک ها را حمل کنید: یک عروسک با یک ظاهر زن حمل کنید و بر روی آن آب بپاشید
علاوه بر این بخش، موارد دیگری نیز وجود دارد. در اینجا نمونه هایی از آیین های ذکر شده در بخش تقسیم می شوند:
1. رحمت دعا و دعا
نماز باران را بخوانید
نماز "عثقة" یا همین معنی که به باران میآید، در تمام نقاط ایران خوانده میشود. این اتفاق می افتد به صورت جداگانه و در گروه ها و در حضور همه در مساجد، در مکان های نماز جمعه، در بیابان و در فضای باز.
در بعضی موارد، مردم با آنها بچه ها و حتی دام را حمل می کنند. این سفارشی است که در لحظه نماز، جوانان گاو از مادرانشان جدا شده اند، زیرا اعتقاد بر این است که آنها خالص و آزاد از گناه هستند و به این ترتیب خداوند به مردم رحم خواهد کرد و باران خواهد بود.
در بعضی مناطق هنگامی که کسانی که می گویند خدا بزرگ است، به جای دعای دعا برای باران دعا می کند، ملائکه محلی با پرچم سیاه قبل از آنها مانند غیبت است و برخی از ملاها با لباس های پاشنه پا خود را به سمت عقب می روند و بدون توربو
کسانی که در زمان دعا دعا می کنند، خود را پابرهنه می کنند و کلاه خود را می برند. پس از نماز، آنها یک گاو را قربانی می کنند و گوشت را با فقرا همراه با غذاهای دیگر به اشتراک می گذارند.
در جای دیگر روستاییان نزدیک یک بهار در نزدیکی روستا قرار دارند و پس از دعا دعا، یک گوسفند را قربانی می کنند و آن را در میان فقرا تقسیم می کنند. هیچ زمان مشخصی برای اجرای نماز وجود ندارد که در هر روز هفته می تواند خوانده شود، اگرچه اولویت در روزهای دوشنبه و بعد از روز جمعه است.
در کتاب "صحیفه سجادیه" نماز باران گفته شده است: "خالق بلند! فرماندهان فرشتگان خود را رحمت به طوری که طعم تشنه ما ممکن است با آب خالص ملایم؛ یک باران که در این زمینه باعث ایجاد زنجیرهای فراوانی می شود و در مراتع باعث ایجاد سینه هایی می شود که در حال حاضر از شیر پر شده اند. "
در شهر قائن، در منطقه خراسان جنوبی، یک مسجد باستانی به نام "نماز باران" وجود دارد که فقط برای مراسم تحویل باران استفاده می شود.
در برخی روستاهای کاشمر، گروهی از بزرگان یک ظرف از گوشت گوسفندان را پر می کند و سپس به خانه می رود و با توجه به تعداد دفعات دفن، نماز بارانی خاصی را اجرا می کند. در حالی که بزرگان دعا می کنند، هیچ یک از شرکت کنندگان حق ندارند کلمه ای را که نماز نیست، تلفظ کنند.
در یک روستای دیگر در کاشمر، یک گروه از زنان دهقان در یک شب خاص با یکدیگر ملاقات می کنند و یکی از آنها را انتخاب می کند. این زن باید به گونه ای باشد که هیچ کس نخواهد فهمید که دامن یک بیوه سالخورده را سرقت کند. هنگامی که او این کار را انجام داده است، به آرایشگر هشدار می دهد که روز پنج شنبه هشدار می دهد و از زنان می خواهد به پناهگاه برود.
زنان با شنیدن گریه با شور و شوق زیاد، تمام کوزه ها را با آب پر می کنند و به سوی پناهگاه می روند. در آنجا دامنشان را بر روی چوب و آب قرار داده بودند که آنها را برداشت و در اطراف گودال خیمه را خالی کردند.
در آن لحظه یک زن بر روی کورسی یا مدفوع نشسته و یک افسون می نوشت و دیگران با یک قلب شکسته گریه می کردند. سپس آنها را دو بار از نماز هجیت دعوت می کنند و بالاخره برای باران دعا می کنند.
در مناطق جنوب و جنوب غربی این بخشی از مراسم است که به باران می آید که با نماز و تقاضا همراه است "qable do'ā" یا qable baran نامیده می شود و با یک مراسم خاص انجام می شود.
در گروه شاهد گروهی شروع به راه رفتن می کند، در آغوش خود خروس می گیرد و حتی بعضی از مردم بر روی شانه های خود سمور می پوشند، یک ملات چوبی بزرگ را حمل می کنند، باران را با نماز فراخوانی می کنند و از پشت خروس به سمت او می روند تا زمانی که صدا ایجاد شود؛ در واقع آنها معتقدند که سر و صدای خروس باعث خرس آسمان (رعد و برق) می شود و پس از آن باران می آید.
2- سوپ را تهیه کنید: سوپ یا هلم را تهیه کنید و آن را با ساکنان و فقیران به اشتراک بگذارید
سفره تهیه سوپ در اکثر شهرها و روستاها به روش های مختلفی صورت می گیرد. این مراسم معمولا در کنار قلعه، امامزاده، حرمسرا، حسنیه، مساجد محلی یا مسجد جمعی شهر، در کنار قنات (روستا) روستا یا درختی مقدس اتفاق می افتد.
در این مراسم، مواد لازم برای سوپ و یا هلیم با همکاری مردم تهیه می شود، سوپ با مراسم خاص و دعا خواندن آماده می شود و خواندن قرآن میان فقرا و ساکنین تقسیم می شود. هر فردی که سوپ می خورد برای باران سیر می کند
در بعضی مناطق یک کاسه سوپ به سقف مسجد آورده شده و به داخل نان بریده می شود؛ در محل دیگری بخشی از این مواد غذایی روی سقف پخش می شود؛ زیرا اعتقاد بر این است که پرندگان آن را می خورند و باران باران می شود یا خدا باران خواهد شد برای شستن سقف خانه.
در شهر دلیجان ، قبل از تقسیم آش ، مقداری از آن را به دهانه آبریز می اندازند. نکته مهم این است که مواد لازم برای تهیه سوپ باید از بهترین کیفیت برخوردار باشند.
این سوپ در مناطق مختلف دارای نام های مختلف است، به عنوان مثال در کرمان آن را Zuppa di Hossein، در Ossku "Zuppa دی فاطمه"، Tafresh "Tormāj"، در Kazerun "Zuppa Ou" و غیره.
نمونه هایی از سفره تهیه سوپ
سوئی قازان
در صورتی که باران نباشد، مراسم مذهبی به نام "سوئی قازان" برگزار می شود. محلی ها روز چهارشنبه یک گوسفند را قربانی کرده و به مسجد دعا می کنند. در حالی که دعاهای دست کشیده می شوند انگشتان به سمت پایین حرکت می کنند و رعد و برق، رعد و برق و سقوط باران مورد استفاده قرار می گیرند.
پس از دعا و خوردن غذا در گروه های سنی تا 40، مردم به همراه خانه های ملا برای خانه های مردم، اشعار و جمع آوری آرد را بخوانند. اگر ساکنان خانه آرزوی خود را بعدا با این آرد انجام دهند، سوپ را تهیه می کنند و آن را در بین مردم توزیع می کنند.
شیلون یا شیلان
شیلون یک مراسم بارگیری در منطقه مازندران است که همه روستائیان با هم به امامزاده، مسجد، حومه یا میدان روستای بزرگ یا خارج از آن و یا در اطراف یک درخت مقدس، دعا می کنند و یکی از سیدیه (فرزندان پیامبر) یک گوشه از پوشش قرآن را میچرخاند یا منبار (خزانه) را با آب گل رز یا پایههای آن شستشو میدهد یا آب را بر روی سیدین پرتاب می کند.
علاوه بر این، هر کس شیر و برنج را جمع آوری می کند و در بعضی از نقاط آن سوپ را تهیه می کند، آن را مصرف می کند و بعضی آن را بر روی پشت بام می گذارد، بر این باور است که باعث باران می شود.
3 - سرقت گاوها: سرقت گاوها از روستاهای همسایه
در این مراسم، زمانی که بارها پیش رفته بود، در بخش های غربی کشور مانند ایلام، لرستان، کرمانشاه، کردستان و برخی از شهرهای همدان، گروهی از زنان و دختران شباهت گاوهای روستای مجاور اغلب از مراتع مشترک در نزدیکی دو روستا.
زنان روستاهای دیگر که از حقایق آگاه هستند، با یک چوب چوبی برای برخورد با زنان که گاوها را دزدیده اند، به میدان می آیند و وانمود می کنند که مبارزه می کنند. ناگهان کسی به عنوان ضامن عمل می کند و شرط می کند تا گاو ها را به صاحب خود بازگرداند و با انجام این کار باران خواهد شد.
گاهی اوقات چیزها به راحتی پایان نمی یابند، زیرا کسانی که گاوها را سرقت کرده اند، با خوشحالی به روستای خود می روند، گاوها را شمارش می کنند و آنها را در میان مردم تقسیم می کنند تا آنها از آنها مراقبت کنند. پس از چند روز، برخی از رهبران روستایی در میان صاحبان گاو ها به بزرگان روستای مجرم به سرقت رفتند تا با دعا دعا کنند و حیوانات را ببخشند.
اینها با شرایطی روبرو می شوند که آن دسته از بزرگان تضمین می کنند که باران می آید. زمان گارانتی با قرارداد تعیین شده است، اما در هر صورت 10 روز نبوده است.
4. سرکوب را متوقف کنید: احترام به پدیده های مقدس را متوقف کنید یا شورش را شبیه سازی کنید
هنگامی که عملکرد آداب و رسوم مختلف هیچ تاثیری بر سقوط باران ندارد، مراسم مذهبی انجام می شود که ظاهرا پارگی احترام پدیده های مقدس است. در واقع، افراد با این اقدامات یک شورش را به باران شبیه سازی می کنند.
به عنوان مثال، در Gonābād (منطقه خراسان رضوی) آنها یک یتیم سال 12 را در داخل قنات نگه می دارند تا زمانی که گریه کند و اشک به کانال برسد. آنها متقاعد شده اند که به این ترتیب خداوند آنها را رحمت می کند و به زودی باران خواهد برد یا تربت حیدریه (منطقه خراسان رضوی)، یک گروه از زنان، شلوار پیر مرد را می کشد (اقدام بد و غیر قابل اثبات). سپس با خمیر نان آنها یک عروسک با نام «عروس با خمیر ساخته شده» را تهیه می کنند و با شاخ و سایر ابزارها به سمت چاه خارج از محله می روند.
در آنجا آنها را به شلوار که آنها را سرقت و قرار دادن آن را به خوبی. زنان صبح روز بعد صبح به محل برگردانده می شوند، اگر شلوار پیر مرد به سطح برسد این نشان می دهد که باران خواهد شد.
مثال دیگر این است که در زمان وقوع خشکسالی در بهبهان (منطقه خوزستان)، یکی از ساکنان در طول شب مخفیانه به خانه معتقدان به محل می رود، بطری را با ریختن تمام آب ذخیره شده بر روی زمین فرو می کند.
فرد معتقد در خورشید از خواب بیدار می شود و متوجه می شود که حتی در خانه نمی افتد و حتی نمیتواند وضو بگیرد. پس او به خدا شکایت می کند که بر او رحمت می کند و باران را می کند.
آب از چشمه ها در روستاها از گلدان، که نشان دهنده عدم احترام نسبت به صاحب آب است، در باورهای باستانی آناهیتا و در حالات مدرن حضرت فاطمه زهرا (ع)، آب را روی سید و آب بریزید در آب نمونه های دیگر این سفارشی است.
باباالاسماق
یکی دیگر از آیین های تورکمنو برای فراخوانی باران "ba salashmaq" است که در آن جوان جوان را به یک روستا که منبع یا رودخانه دارد و به برخی از مردم در میان ساکنان این جغرافیایی می اندازد و آن را در آب و یا یک سطل آب بر روی آنها می گذارد (نوعی نمایش نمادین قربانی برای رودخانه).
در این وضعیت تنها اصحاب شخص مورد نظر حق دارند به او کمک کنند و او را به ایمنی بیاورند.
5-Resort به سنگهای "باران": سنگ را در یک موقعیت خاص در کنار مقبره ها و پناهگاه ها قرار دهید.
در بعضی مناطق در کنار مقبره ها و پناهگاه ها سنگ هایی وجود دارند که براساس اعتقاد عمومی، اگر آنها در یک موقعیت خاص قرار می گیرند، آنها از سقوط باران حمایت می کنند.
به عنوان مثال، در یک روستا در نزدیکی سارین (منطقه اردبیل) در نزدیکی حیاط، یک سنگ بزرگ وجود دارد که در زمان خشکسالی طولانی مردم حرکت و پرتاب در رودخانه را در انتظار باران است.
اگر باران ببارد ، سنگ را با تشریفات ویژه در جای خود قرار می دهند. نمونه های دیگر در کدکان (منطقه خراسان رضوی) یافت می شود که در کنار زیارتگاه "پیر یاهو" ، واقع در کوه ، یک سنگ سفید بزرگ وجود دارد که مردم هنگام اجرای مراسم آش باران ، کمی حرکت می کنند و سپس دعا کنید و باران بفرستید یا در ناحیه باختیر و در خط تقسیم بین اقامتگاه تابستان و زمستان ، مقبره ای به نام شه قطب الدین وجود دارد که بسیار مورد احترام مردم است. در کنار این محراب 3 سنگ استوانه ای وجود دارد و در نوک هر یک حفره کوچکی مشاهده می کنید.
وقتی که خشکسالی رخ می دهد، مردم در کنار این سنگ ها که حواس باران را در نظر می گیرند، در حالی که یک گاو و یک گوسفند را قربانی می کنند تا باران ببینی.
6- طلسم را رها کنید: به طرز جادویی به طوری که آتش را به طناب بسپارید تا باران را از باندی که آن را نگه داشته
در انحلال طلسم و یا در رها کردن باران از پیوند که آن را نگه می دارد، عناصر سحر و جادو نقش دارند. به عنوان مثال، در لرستان (منطقه فارس) مراسم "بستان چله كاچالان" (lett: bind 40 abd) اتفاق ميافتد كه در آن بعضي از دختران در شب شبانه ميآيند و يكي از آنها طناب ميكشد و در ميانه قرار ميگيرد و هر دختري نام برخی از قلیان در میان ساکنان روستای خود و یا از روستاهای دیگر با این شرط که آنها شناخته شده است.
دختر با طناب در دست با توجه به نام هر طاس، گره طناب و سپس یکی از دختران یک کوزه را از خانه یک زن پیر و حسادت سرقت می کند. پس دخترانی که گره را ساختند روی یک سقف می چرخند که رگه های آن به قبرا (جهت مکه) رسیده است و در حالی که کلمات را می خورد که طناب را می سوزاند، آب را از کوزه به آن بریزد و در نهایت کوزه را می شکند.
اعتقاد بر این است که با انجام این کار طلسم باران ذوب می شود. یک جهرم (منطقه فارس) دارای سفارشی شبیه به "اتصال 40 calvi" است، تنها تفاوت این است که پس از قرار دادن آتش به طناب، خاکستر آن به یک ظرف به سرقت رفته است که به رو به جلوی آن متصل است کیبلا یا زیر آن در حالی که در فاسا (منطقه فارس) خاکستر طناب به آب جاری پرتاب می شود.
در روستای Chugām (منطقه گیلان) به نام 7 calvi آنها 7 گره را بر روی طناب و اتصال آنها را به درخت، و سپس با هدف ضرب و شتم طاس آنها با طناب چوبی با طناب ضرب و شتم. در روستای Maklavān (منطقه گیلان)، نام طاس را روی پوست یک نوع درخت بنویسید و آن را از درخت دیگری آویزان کنید.
در شهر كارد (منطقه چهارمحال و بختياري)، با نام 40 calvi آنها قطعات چوبي با طناب 40 را به هم متصل مي كنند، سپس طناب را بر روي يك ديوار آويزان مي كنند و قطعات را با يك چوب برش مي دهند. یک فرد خود را ضامن طاس می کند تا از آنها مورد ضرب و شتم قرار نگیرد و وعده می دهد که در چند روز باران خواهد بود.
در مسجد سلیمان (منطقه خراسان) نام قلیه بر روی یک ورق نوشته شده است و این در یک درخت آویزان است و در این صورت اعتقاد بر این است که بعد از چند روز باران باران خواهد شد.
مردم جزیره قشم (منطقه هرمزگان) خشکسالی را به عنوان ناشی از سرنوشت و بدبختی می بینند که از طریق پری آسیب می رساند به مردان و برای برداشتن بخشی از غذای تهیه شده با گوشت یک حیوان فداکار گرفته شده به آن می رسد تا پر و قرار داده شده در گوشه ای از حیاط مسجد. آنها این غذا را نمیرساندند زیرا آنها متقاعد شدهاند که Peri نمک را دوست ندارند؛ در این منطقه مردان سیاه پوست از شهر بیرون می آیند، غذای بدون نمک را آماده می کنند و آن را بر روی زمین ریخته، به طوری که موجوداتی که باران را گره خورده اند، آن را آزاد می کنند.
جمجمه یک الاغ مرده را بسوزانید و خاکستر را داخل کانال یا آب جاری بیندازید ، روی یک تکه کاغذ و سنگ بنویسید و آن را به درخت آویزان کنید یا به آب بیندازید ، یک پارچ را از خانه یکی از افراد دولتی بدزدید یا توسط کسی که اجساد ، فالگیرها و بینندگان را شستشو می دهد یا حتی می تواند جمجمه یک قاطر مرده را در قبرستان و غیره دفن کند ... اقدامات دیگری است که برای حل طلسم باران انجام می شود.
7 - فراخوانی باران با خر: با استفاده از آن با توجه به محبت و توجه به خر، با استفاده از پارچه های با ارزش و جواهرات آن را زیبایی دهید.
بر خلاف تفسیری که بر اساس آن جمجمه خر از بعضی از نیروهای شیطانی استفاده می شود، در بعضی از مراسم تحویل باران ایران به الاغ زنده به عنوان کمکی نیروهایی که باعث باران می شوند توجه خاصی را به خود جلب می کنند.
به عنوان مثال در Anarak (منطقه اصفهان)، خر از کیلی ساخته شده (از آنتیموان ساخته شده است) و یک پودر قرمز، با پارچه های با ارزش و جواهرات تزئین شده است؛ سپس به عنوان یک گروه آنها را به یک کوه می رسانند، آنها با رقص جشن می گیرند و سپس به روستا می روند و او را در کوچه باز می کنند؛ در نهایت، آنها سوپ بارانی که قبلا آماده شده اند با فقرا به اشتراک می گذارند.
در کاشمر (منطقه خراسان رضوی) دستمال های رنگارنگ را به گردن کراوات می چسبانند و فردی که در حال خرگوش است، تامبورین را بازی می کند؛ همچنین جوانان محل رقصیدن و تشویق کردن به او آواز می خواند و او را به حمام می برد.
در اینجا آنها آب را بر روی سر حیوان قرار می دهند و هنوز هم رقص و آواز می خوانند و به قنات روستا می روند و دوباره خر را شستشو می دهند. چیز جالب این است که در همان زمان آنها جمجمه یک خرم مرده را که در آن برخی از لعنت نوشته شده است، سوزاندند.
در دزفول (منطقه خوزستان) یک خرقه سفید در کنار یک پناهگاه رهبری می شود و پاهای آن گره خورده است. کسی که با یک فریب دهنده وانمود می کند که او را بکشد، اما در آن لحظه کسی برای تضمین شدن از خر، که به عنوان مثال، پس از سه روز، می میرد.
در برخی مناطق به جای خر از گاو استفاده می شود که ساخته شده و با جواهرات تزئین شده است.
8 - الهیات: خوش بینی و تحقق بخشیدن به اعمال الهی و عرفان
یکی از مکانیسم های اجتماعی که در شرایط دشوار استقامت مشکلات را تسهیل می کند، خوش بینی و نشانه ای از موقعیت های خوب آینده است. در برخی مناطق ایران در دوره خشکسالی، اجرای رفتارهای الهیاتی و عرفان گسترده است؛ برای مثال، در روستای جهر (منطقه فارس)، زمانی که بارش باران آهسته می آید، مردم در روز شنبه شب در خانه ها را سرازیر می گذارند و این یک نوع الهام است.
برای انجام این کار مردم شروع به گوش دادن به درب خانه های سه گانه می کنند، در صورتی که در داخل آنها باران، آب یا شیر صحبت می کنند، با توجه به آنها باران خواهد شد، در صورتی که در عوض گفت و گو بر گرسنگی و تشنگی تمرکز می کند، خشکسالی و کمبود باران.
در نیشابور (منطقه خراسان رضوی) کودکان در پایان مراسم "چولی فازاک" از چیزهایی که برای جمع آوری غذا از خانه به خانه جمع آوری می کنند جمع می شوند. مردم، با توجه به رنگ غذا، تفسیرهای مختلفی در مورد سقوط برف و باران ارائه می دهند.
اگر ظروف اغلب سفید هستند، پس از آن نشان می دهد که برف می شود، اگر بیشتر زرد و طلایی باشند، به طوری که مانند رنگ گندم و جو، مطمئنا باران خواهد شد.
در یک مکان دیگر مردم یک نوع نان را در یک طرف می سازند که علامت را با انگشت نشان می دهد و آن را از بالای کوه در آب یک بهار که در پایه کوه جریان دارد، پرتاب می کند؛ اگر این نان به طرف آب از آب به آب می افتد باران قطعا سقوط خواهد کرد، در غیر این صورت برای یک دوره مشخص باران باران نخواهد رفت.
در سبزوار (منطقه خراسان رضوی) افرادی که سر خر را سوزانده اند، یک مرد قوی که چشم بسته و یک چوب را انتخاب می کند را انتخاب کنید. سپس آن را برای 3 بار تبدیل شده است؛ او با چشمان بسته اش باید سر خر را پیدا کند و با چوبش باید او را به سه بار فشار دهد. اگر به دلیل این ضربات، سر حیوان به جریان می افتد، نشانه خوبی است بر این حقیقت که پس از روزهای 3-4 باران باران خواهد شد، در غیر این صورت خشکسالی ادامه خواهد یافت.
9- در اطراف تابوت و پرچم حمل کنید: اقداماتی مانند حمل تابوت، شستن آنها و چرخاندن پرچم
حمل کردن اطراف تابوت، شستن آنها و چرخش پرچم ها اقداماتی است که بخشی از آداب و رسوم دیگری است که به باران می آورند و از راه های مشابه استفاده می کنند. به عنوان مثال، در شهر جهره (منطقه فارس) یک گروه از زنان و مردان دارای یک کودک در یک تابوت از 8 به 10 سال است؛ یک پارچه سفید روی آن قرار گرفته است، تابوت بر روی شانه ها و مردم قرار می گیرد، آواز خواندن آهنگ که نیاز به باران دارد، خارج می شود.
در فردوس (منطقه خراسان جنوبی) چهار دختر ازدواج نکردند و یک قوچ بر روی شانه ها گذاشته و در مقابل یک کانال قرار می گیرند و تا زمانی که آب زیر تابوت عبور نمی کند، سفره ای که بزرگان در تبریز انجام می دهند و تابوت را به بهار یا اصفهان (منطقه فارس) یک گروه از مردان همراه با یک مولا از شهر که پشت خود را از پشت لباس پوشید، تابوت را بر روی شانه هایش و با صفحات، درام، ترومپت و پرچم سر به سمت محل قرار می دهد از نماز جمعه شهر، یک شعر از دعوت باران را بخواند.
همچنین در شوشتر (منطقه خوزستان) در مقبره "مقامه حسین" یک درخت نخل وجود دارد و در زمان خشکسالی و باران فراوانی، گروهی از زنان به آنجا می آیند، آن ها را بر روی شانه هایش می گذارد و به امامزاده دیگر می رود.
چرخاندن نشانه ای که در ایران گذشته ای طولانی دارد و رفتار مذهبی مردم را بازتاب می دهد، مثل سفارشی کردن تابوت، با سنت های مختلفی اتفاق می افتد. به عنوان مثال، در برخی از مناطق خراسان، در میان گروهی از کودکان یک نفر به عنوان یک معلم انتخاب می شود که پرچم خود را روی شانه هایش قرار می دهد؛ دیگران نیز پشت سر او شعر می خوانند تا باران را فراخوانده و به خانه های مردم سر بزنند.
آنها مقداری از غذا را که با آن سوپ درست می کنند جمع می کنند و سپس آنها را با یکدیگر و با دیگران تقسیم می کنند. در جای دیگر آنها چوبی بلند می گیرند و آن را با 40 قطعه پارچه می پیچند و آن را "alam-e chl ghis" (بنری با 40 نوار) ​​می نامند و مردم را هنگام خواندن شعر برای استناد به باران می گویند.
مراسم "alam bandi" و "alamvacini" (باز کردن پرچم) در برخی مناطق منطقه گیلان تنها در طول دوره خشکسالی و به منظور درخواست بارش باران رخ می دهد.
10-Kusegardi: مردم بی حرکت و عجیب و غریب در اطراف محله می روند
Kusegardi یا kusegelin یا هنوز kuse barneshatan یکی از مراسم های قدیمی ترین و مختلف است که در ایران گسترده شده است و با درخواست برای برکت و باران مرتبط است. در بسیاری از مناطق ایران مانند جمهوری آذربایجان، اردبیل، زنجان، کردستان، همدان و اراک، با نام کوس، کاسا، کوسهپوانه، کوس و ناگالدی، مراسم را برای تقدیر، افزایش باروری و بارندگی افزایش می دهند.
در اینجا برخی از این آیین ها را ذکر می کنیم:
Hel Helle Kuse
Hel hele kuse یا kuse gardāni، مراسم تحویل باران در میان بختیاری است. این مراسم توسط مردان در شب در فصل خشک انجام می شود. فردی که معمولا در تمام روایات کوس گاردانی تجربیات قبلی دارد، به عنوان بی موی انتخاب شده و مانند یک هیولا ساخته شده است، صورتش رنگ سیاه است، دو شاخ روی سرش قرار می گیرد، او در لباس های زشت و در لباس پوشیدن است گردن او با پیچ و مهره بزرگ آویزان است. سپس در حالی که برخی از مردان و جوانان او را دنبال می کنند، برای درب خانه ها و چادرها سر می زنند. در طول سفر و در تاریکی شب، آنها آواز خوانی می خوانند که به صدای حلقه آواز می پیوندد.
ساکنان خانه با یک کاسه آرد ، یک هدیه دیگر یا مقداری پول نزدیک می شوند و آن را به گروه می دهند ، در بیشتر موارد کمی آرد است. هدایا در پاکت نامه ای قرار می گیرد که روی شانه های یکی از همراهان است. در این مقطع ، یکی از اعضای خانواده با انداختن یک کاسه آب روی گروه ، آنها را غافلگیر می کند.
با آرد جمع آوری شده، یک نان بزرگ آماده می شود که مخلوطی از دانه های قرمز قبلا قرار داده شده است. نان در بین اعضاء تقسیم می شود، کسی که علامت قرمز را لمس می کند، ظالمانه و به صورت نمادین مورد ضرب و شتم قرار می گیرد تا یکی از بزرگان به عنوان ضامن عمل کند. او، پس از خواندن نماز، از خدا می خواهد که شهرتش را در مقابل این افراد از دست ندهد و از برکت او با باران لذت ببرد.
کول آلی کوس
در منطقه چهره ماهال و بختیاری، یک فرد لاغر (بدون ریش و سبیل) انتخاب شده است که به باران می آید. او ریش و سبیل را می دهد، یک کیسه چرمی بزرگ روی سرش قرار می گیرد، لباس او را پوشانده و به او داده می شود. یک کیسه برای نگه داشتن در شانه
سپس افراد زیادی آن را می گیرند و به صورت گروهی به درهای خانه ها می روند و برای درخواست باران شعر می گویند. صاحب خانه یا چادر آب به سر آنها می اندازد و مقداری آرد یا گندم به آنها می دهد.
این طول می کشد تا شب. سپس با آرد جمع آوری نان آماده می شود که حتی یک چوب کوچک پنهان است. هنگامی که نان در حضور گروه تقسیم می شود، کسی که چوب را پیدا می کند گرفته می شود و از بین می رود تا زمانی که یک فرد می رسد که برای او تضمین می کند و می گوید که برای مثال بین یک روز خاص باران خواهد شد. اگر تا روز تعیین شده باران نزند، ضامن ضرب و شتم تا زمانی که فرد دیگری وارد شود جای خود را بگیرد. این واقعیت تا زمانی که باران می آید ادامه می یابد
شاه برون (شاه باران)
در بافت، کرمان در طول خشکسالی، دهقانان یک شخص را به عنوان "شاه باران" انتخاب کرد و مسئول اجرای این مراسم با همان نام بود. آنها معمولا افرادی را انتخاب کردند که هنگام کوچک شدن به آب افتادند و نجات یافتند. پادشاه باران نیز یک وزیر برای خود انتخاب کرد و دهقانان دیگر سربازان خود را در نظر گرفتند.
پادشاه باران یک کلاه چرمی یا کاغذی داشت، یک مروارید در عقب، یک بند شانه ساخته شده از استخوان ها و دنده های گوسفند و شاخ گاو و گوشت خوک در اطراف گردن او گذاشته شد. او یک غربال در سمت راست و یک استخوان بزرگ و بلند در سمت چپ گذاشت و شمشیرش را در دست گرفت: چهره اش سفید با آرد و گونه های سیاه با دوده رنگ بود.
سربازانش او را روی تخت پشتیبانی نگه داشتند که بر روی شانه هایشان باران می زدند و در شب آنها را در کوچه ها چرخاندند؛ گروهی با ابزار و یک درام همچنین با آنها همراه شد. پادشاه باران در طول راه خواندن اشعار با استفاده از باران و مردم پس از هر hemistich قسمت های تکراری از این اشعار.
در شب اول این آیین ، این افراد در هر خانه ای که می آمدند ، صاحب آب به آنها پاشید ، در شب دوم مردم به سربازان پادشاه باران در هر خانه یک یا دو شاخه به آنها دادند ، در شب سوم ساکنان هر خانه مقداری آرد ، غلات ، پول یا چیزی برای خوردن ارائه می داد.
اگر در این سه شب بارانی بود، همه خوشحال بودند؛ در غیر این صورت با هدایای مردم آنها یک نوع نان را تهیه می کردند و در آن دانه ها را می بندند و آن را در میان مردم تقسیم می کنند. هر کسی که مهره را پیدا کرد به عنوان یک گناهکار به یک درخت گره خورده بود و مسئول کمبود باران بود و تا زمانی که یکی از بزرگان وارد شد و ضامنش شد، امیدوار بود که به زودی باران شود.
اگر روز خاصی باران بارید، دوباره گناهکار یا ضامن او به درخت گره خورده و مورد ضرب و شتم قرار گرفت. این مراسم در شهر بافت به نام "لوک بزی" نامگذاری شده است و شخصیتی که با شخص دیگری همراه است، "زان لوک" نام دارد.
Kuse gardāni با نام های مختلف با همان اصول، اما با تفاوت در لباس، ابزار، شخصیت های مختلف و حتی با استفاده از عروسک های نمادین و چهار برابر به عنوان اسب همیشه یکسان است. در مناطق دیگر نیز این شیوه به شیوه ای ساده تر یا دقیق تر صورت می گیرد.
گزیده ای از کوزه گاردنای و تهیه نان یا نیمه که بخشی از آن در بعضی مناطق است، به دو روایت مستقل تبدیل شده و هر یک از آنها به تنهایی و حتی به شرق، به ویژه در مناطق مرکزی، جنوبی و شرقی خراسان، شخصیت پادشاه باران، یک حادثه ای است با ظهور یک مرد که روی شانه ها گرفته شده است و مراسم انجام می شود. همچنین آداب رسوم مهره در این مناطق، در تمام آیین هایی که به باران می آورند، حفظ شده است.
Habarse
مردم خریدار احمد در ناحیه Kohgiluyeh و Buyer Ahmad دعاهای باران "Habarse" را میپرسند. هنگامی که باران به مدت طولانی نزول نکرده و مردم خود را در کمبود آب گرفتار می کنند، تعداد زیادی از مردم از هر روستا به محض ورود شبانه، هر دو قطعه سنگ را می گیرند و به عنوان گروهی که قرار می گیرند و به عنوان سنگ آنها را ضرب و شتم، آنها یک شعر به نام باران را می خوانند.
آنها به درب هر خانه می روند و مردم بر روی آنها یک کاسه آب می اندازند و شعر دیگری را می خوانند؛ با آرد جمع آوری شده خمیر را تهیه می کنند و سه سنگ ریزه را در آن می گذارند، سپس با خمیر می ریزند و مردم به طور داوطلبانه آن را می گیرند. شخص مسئول خمیر می داند که رول حاوی سنگریزه را گرفته است. بنابراین او آن را مییابد و به کسانی که اطرافش هستند نگاه میکند و آن را بررسی میکند، زیرا آنها معتقدند گسست این فرد است اگر تا به حال باران ندیده است.
سپس آنها شروع به ضرب و شتم او می کنند تا یک یا دو نفر از افراد مورد اعتماد به عنوان ضامن و وعده داده شوند که در یک زمان مشخص (از روزهای 3 تا 7) باران خواهد شد. سپس آنها را ترک می کنند، اگر در این زمان باران نباشد، آنها ضامن می شوند و آنها را ضرب و شتم می کنند تا یک شخص ثالث وارد شود که جای او را می گیرد.
این رویداد همچنان به این شیوه ها تا زمانی که باران می آید.
11- عروسک را در اطراف حمل کنید: عروسک را با ظاهر یک زن حمل کنید و آب را بر روی آن پخش کنید
یکی از گمرهای گسترده برای درخواست باران این است که زنان و دختران از باران استفاده کنند، یک عروسک با ظاهر یک زن ایجاد کنند و در بعضی موارد این کودکان یا کودکان آن را "آتالو" می نامند، آنها به درب خانه ها و در حالی که شعر می خوانند تا باران را فراخوانند، آنها از مردم می خواهند که چه چیزی نیاز دارند. ساکنان هر خانه پس از پرتاب آب بر روی عروسک، کودکان را از آنچه درخواست کرده اند، می دهند.
بچه ها این مواد غذایی مانند آرد، روغن، گندم یا برنج یا استفاده از آنها برای شناسایی یک فرد مسئول که فکر می کردند دلیل سقوط ناپدید شده باران و یا با هدف که آن را به زودی باران می شود، تقسیم آن را در میان نیازمندان؛ این مراسم از منظر کیفیت عملکرد شباهت زیادی با کوس دارد.
این عروسک ها در مناطق مختلف دارای نام و جنبه های مختلف هستند، مثلا در یزد و در برخی از شهرهای کرمان، آنها به نام "Geshniz"، "Geshnizu" یا "گل Geshnizu" نامیده می شود؛ در جای دیگر "شاه بارون"، "چمچگلین"، "آروش شیمی"، "بوق ویرنه"، "آروش بران"، "جمیمه (شیمی) خاتون"، "داود"، "سگلین" و "یگمورگلین" ".
Chechegelin و Chemche Khatun
این شیوه تئاتر در مناطق مختلف ایران مانند مناطق گیلان و قزوین گسترده است و توسط کودکان انجام شده است. یکی از اینها "chemche" یا یک ladle wooden big است. بچه ها با لباس های عروسکی روپوش را پوشانده و آن را chemche gelin (arus-e baran، عروس باران) می نامند. یکی از بچه ها آن را می برد و همراه با دیگران در حالی که آواز خواندن arus chemche و باران را فرا می خواند، به خانه ها می رود تا هدیه دریافت کنند.
در هر خانه صاحب یک سطل یا ظرف آب روی عروسک می اندازد و به بچه ها مقداری حبوبات ، چیزی برای خوردن یا پول می دهد. سرانجام کودکان با آنچه جمع کرده اند سوپی تهیه کرده و آن را بین خود و بین نیازمندان تقسیم می کنند.
این مراسم به طور مشابه در سایر مناطق ایران با جنبه ها و نام های مشابه نیز اتفاق می افتد، معمولا در همه این آیین ها، گروهی به نام "باران" خوانده می شوند.
عروسک ها برای باران آوردن
آداب و رسوم برای درخواست باران در هر بخش از این کشور دارای اشکال مختلف است، اما در برخی از مناطق عروسک های مختلف ظاهر ثابت در نماز مربوط به باران هستند؛ برخی از آنها عبارتند از:
-Atalu
Atalu نام یک سگ کوچولو سنتی است که در بیرجند ایجاد شده است تا باران را فراگرفته باشد. Atalu Matalu نام دیگر این عروسک است. در گفتار خالق آتالو به معنی کسی است که لباس غلطی می کند و شستن نمی کند. در این زمینه این عروسک در اطراف روستا در حالی که شعر را بخواند تا باران را فراخوانی کند.
بوق وارهه
بوق واران در گویش کردی به معنی عروس باران است. کودکان کردی این عروسک را برای باران دعا می کنند و در نمادهای سنتی و منحصر به فرد عروسک ها شرکت می کنند. بوق وارنا در زمینه های مختلف با اشعار و روایات متفاوت می باشد.
چولی قازاک
در شهر فردوس، عروسی بارانی به نام چولی قازاک است. آداب و رسوم این است که کودکان عروسک را در دست می گیرند و به سوی میدان ها و کوچه ها می روند، اشعار را می خوانند و گاهی به خانه ها می آیند و از چیزهای صاحبخانه برای خوردن مانند نخود، کشمش و پالس ها می گیرند. در بعضی از شهرها، حتی زنان بیوه، این روش را به روش خاص خود انجام می دهند.
در نهایت بچه ها آب بر روی عروسک پرتاب می کنند و گاهی اوقات سر خود را در آب فرو می کنند تا نشان دهند که خدا آنها را تحسین نمی کند و باران خواهد شد.
کاتر گیسه
عروسک هر یک از این عروسک ها با یک سطل چوبی در منطقه گیلان ساخته شده و در مناطق مختلف این منطقه دارای نام هایی مانند: هر ژلین، هر گیسه، تورک لیلی و کوکو لیلی.
بچه ها عروس باران را در کوچه های روستا حمل می کردند و برای او شعرهایی می خواندند که محتوای آنها مربوط به درخواست باران و شرح زندگی سخت مردم بود. آنها با آواز همه روستاها را گشتند و از هر خانه کمی برنج ، چیزی برای خوردن و یک ظرف دریافت کردند و به یک دور پیچ رسیدند و غذا را با هم پختند و خوردند.
ظروف بازگردانده شدند، اما قاشق چاقو و چنگال چوبی که با آن عروسک را ایجاد می کردند، تا زمانی که باران باران نگردید، آن را به صاحبخانه نمی فرستاد.
چولی چاگال
چولی چاگال، عروسک باران، یک کولندر و یا کوره چوبی است که کودکان در روستاهای سبزوار و در منطقه خراسان غربی لباس و اشعار را به خاطر باران بارگذاری می کنند: اغلب آنها در مراسم مذهبی ایجاد شده و مورد استفاده قرار می گیرند که تبدیل به مقاوم شده است، بنابراین صحبت chaghal. در اصطلاح محلی سبزوار، سفارشی یا نوعی نماز سنتی است که از باران استفاده می کند.
بچه ها این عروسک را بیش از هر چیز دیگر به خانه های سید و یا افرادی که نام پیامبر (ص)، امام علی (ع)، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) از آن و به کودکان گندم، آرد و شیرینی دیگر داد.
مراسم نماز باران در صحرا
با توجه به اینکه فلات ایران خشک و آب کم است، یکی از مشکلات عمده ساکنان آن، تهیه آب است و این باعث شد تا مراسم مذهبی برای درخواست باران انجام شود. اینها به صورت جداگانه انجام می شود: محل قیچی در زیر چاله، بیل را به سمت بالا و پایین در گودال خانه قرار دهید، نام 7 یا 40 را با طناب بنویسید و گره را به یک طناب بچرخانید و آن را بر روی چاله قرار دهید و در گروه به عنوان روح "Chechegelin" و "Arusi-e qanāt".
Arusi-e qanāt
به اعتقادات عامه، قناها یا مرد یا زن هستند، بنابراین در برخی مناطق ایران از جمله روستاهای آرک، تافش، مالایر، تویسرکان، مهله، خمینی، گلپایگان، دهجان، چهره ماهال، اصفهان، دامغان، شاهرود، یزد و شهر كورد، هنگامي كه آب كانات كم است، آنها را به هم ميزنند. یک بار در سال بدن آنها را در قنات بشوید و در آنجا بیدار شوید تا آب که از بین رفته است.
در مراسم ازدواج قنات، یک زن بیوه یا دختر جوان انتخاب شد که به عنوان عروس ساخته شد، روی یک اسب ساخته شد و به وسیله ابزار و رقص و آواز درام به آب هدایت شد.
افسر در کنار آب، ازدواج میان دو نفر را تصرف کرد و سپس مردم تنها زن را ترک کردند تا بتواند بدن برهنه خود را به آب برساند. از آنجا که عروس قنته مجاز به ازدواج نبود، مالک قنات و یا مردم منطقه متعهد شد که از او مالیات بگیرد و نیازمندی های اولیه خود را مانند گندم تضمین کند و در عوض زن وعده داده است در زمان تعیین شده بدن خود را به آب، حمام کردن و یا توالت، و حتی در فصل سرد سال، زن در آن آب شسته شد.
به علاوه موارد ذکر شده در بالا، وجود دارد و دیگران وجود دارد که در همه نقاط توجه کمتر را جذب می کنند، مثلا: رقابت برای کشیدن طناب بین زنان و مردان (اگر زنان برنده شوند باران می شود)، به دیریوش ها و درخواست آنها را برای پخش و آواز خواندن، دو قطعه سنگ توسط بچه ها در مقابل خانه ها مالش و درخواست برای آرد برای نان، خواندن قرآن توسط 40 مردم در مسجد، قرار دادن یک دسته در دست یک فرد مرحوم از گیاهان یا علف های سبز در زمان دفن، چیدن یک میله آهن در یک آرامگاه باستانی توسط یک زن پیر و کشیدن آن توسط یک کودک بین سال های 7 و 8، برای ایجاد یک ناخن توسط یک کودک در تابوت افراد مرحوم، و غیره

سهم
دستهبندی نشده