تاریخ هنر ایران

قسمت اول

ART OF PREISLAMIC IRAN

PLATEAU ایران

Il قلمرو کشور هنوز هم امروزه شناخته شده است، زیرا ایران طی قرن ها تغییرات مهمی داشته و از مرزهای تغییر یافته است که در گذشته ضعیف تعریف شده و در هر حال متفاوت از امروز است. از نقطه نظر موقعیت جغرافیایی، ایران فلات مرزی با دامنه کوههای بزرگ است. این را می توان به عنوان یک مثلث بزرگ بین دره های هندو به شرق، کوه ها تصور کرد زاگرس به غرب، دریای خزر، قفقاز و رودخانه آکسوس به شمال و خلیج فارس و دریای عمان به جنوب.

La قسمت پایین فلات ایران شامل مناطق بیابانی واقع در 609 متر بالاتر از سطح دریا است. به استثنای ساکنین ساحلی دریای خزر و خلیج فارس، بیشتر شهروندان شهری در ارتفاع بالاتر از 1.000 متر قرار دارند. بنابراین، کرمان، مشهد، تبریز و شیراز به ترتیب در 1.676، 1.054، 1.200 و 1.600 متر بالاتر از سطح دریا واقع شده اند. سطح فلات تقریبا 2.600.000 مربع مربع است، نیمی از آن، تقریبا 1.648.000 مربع کیلومتر، منطبق با ایران امروز، منطقه ای معادل فرانسه، سوئیس، ایتالیا، اسپانیا و انگلستان است.

I مرزهای طبیعی فلات ایران شامل غرب، کوه های زاگرس، یک زنجیره عظیم است که از دره دیالی در عراق تا کرمانشاه گسترش می یابد. از این نقطه به بعد، ارتفاع باعث ایجاد ارتباط بین منطقه خوزستان و بین النهرین می شود. در کوه های زاگرس، که از مرکز این کشور تا انتهای جنوبی توسعه می یابد، در کوه های دیگر کره زمین وجود دارد. منطقه بین این دو کوه با حضور دره های بارور غنی از جریان ها مشخص می شود و احتمالا اولین ساکنان منطقه در این دره ها ساکن بودند. دریای خزر در شمال کشور واقع شده است و توده البرز که در ساحل جنوبی آن واقع شده است، به سمت شمال شرقی ایران گسترش می یابد که در آن ویژگی های تپه ای طول می کشد. بالاترین قله این زنجیره دماوند، کوهی است که در ایران دارای وضعیت اساطیری است. در فضای بین دریای خزر و محدوده البرز مناطق سبز، بارور و غنی از جنگل است. متاسفانه، ارتفاع رشته کوه از رطوبت و ابرها از رسیدن به مرکز فلات جلوگیری می کند، به طوری که این قلمرو - به استثنا مناطق حومه - خشک و خشک است.

بسیاری از مناطق خشک و کمتر ساکن ایران امروز یک بار سبز و مرفه بود، همانگونه که باقی مانده از شهرک های باستانی سیستان و منطقه مرکزی نشان می دهد.

فلات ایران، به دلیل تمایز جغرافیایی آن، همیشه منابع طبیعی فراوانی داشته است. به همین دلیل است که از سپیده دم از تاریخ بشر، شکوفایی مبادلات و تجارت سنگ، چوب، سنگ های قیمتی (لاتزی لازولی، روباه، کارنلیان) بین ایران و همسایگان غربی آن، یعنی مردم بین النهرین، گسترش یافته است. )، یا فلزات مانند مس و قلع. در ابتدا مبادلات در قالب داد و ستد صورت گرفت و کالاهای مبادله ای شامل غلات، گندم و جو بود.

ارتفاع در مناطق کوهستانی شمال شرق ایران افزایش نیافته است، از زمان های قدیم، تهاجم مردم مختلف از آسیای مرکزی به دلیل رشد جمعیت در جستجوی سرزمین های جدید، مورد توجه بوده است. مهمترین تهاجم به جمعیت های مختلف مادری هندوآریایی در هزاره سوم و سوم قبل از میلاد، به ترتیب در مرکز، شمال غربی، غرب و جنوب ایران بود. این افراد در قلمرو ایران مستقر شدند و نام خود را به آن دادند. چه کسانی اولین ساکنان ایران بودند؟ مردم کجا در هزاره نهم پیش از مسیح، دستکاری سرامیک را کشف کردند؟ متاسفانه ما هیچ مدرک تاریخی در این دوره و اطلاعات مربوط به باستان شناسی نداشتیم؛ زیرا حفاری هایی که مناسب بود، هنوز در خاک ایران انجام نشده است. فقدان علاقه در گذشته مقامات و توجه بیش از حد توسط خودیان به بین النهرین، و شاید حتی بی تفاوتی ساکنان این منطقه نسبت به حفظ شهادت باستان شناسانه اجداد آنها، به این معنی است که محققان به الگوی قدیمی سنتی اقتباس کرده اند که یک خط از سومریان را به اککادایی ها، از این ها به بابلی ها و آشوری ها، تا مدائه و هخامنشیان، بدون توجه و یا قرار دادن کمتر از آنچه لازم بود، مشخص می کند. مناطق مرکزی، شرقی و شمال شرقی فلات ایران. اگر تاریخ اساطیری ایران از برخی ابهاماتش پاک شده باشد، همانطور که وینکلمان با اسطوره ی هومری در یونان باستان، شاید بسیاری از اسرار مربوط به این منطقه بزرگ را حل کرده است.

È آیا ممکن است که Caspi، که به نام دریای مازندران نامگذاری شده بود و در حدود سه قرن در Mesopotamia صلح طلبی داشت، اولین جمعیتی بودند که در میان غارهای کوه های زاگرس در میان هزاره های 15 تا 9 قبل از میلاد ساکن شدند؟ ممکن است که ایلامیان، که ساکنان جنوب غربی ایران و سوسا بوده و نام آن در کتیبه های سومری و بابلی ثبت شده اند، نسل های آن نسل هنرمندانی هستند که قرمز مایل به نقاشی شده هزاره های شانزدهم، پنجم و چهارم قبل از میلاد را در سوسا یافتند ؟ یا آنها نیز فرزندان ساکنان کوه های زاگرس و یا جمعیت هایی بودند که در قلعه سیالک زندگی می کردند یا هنوز جمعیت شهری رباط کریم یا چشمه علی؟

È آیا می توان گفت که گوت، که در نیمه اول هزاره سوم قبل از میلاد از کوه های زاگرس برای حمله به میان النهرین نقل مکان کرد و افرادی را که پاکدامن بودند، یک جمعیت ایرانی بودند؟ ممکن است که سومریان، که در هزاره چهارم پیش از میلاد مهاجرت کرده اند از مناطق ساحلی شمال خلیج فارس به جنوب بین النهرین، دولت خود را بنیان نهند، اسطوره شناسایی کردند و سرانجام "عصر" تاریخی را آغاز کردند، آنها نیز آنها ایرانی هستند؟

I یافته های باستان شناسی از شهر شهداد، شواهدی که در غارهای میرالاس و سایت های دیگر یافت شده، و همچنین نشانه های انتزاعی و نجومی که در سرامیک ایرانی باستان شناخته شده اند، هیچ کدام از این ها هنوز مورد مطالعه قرار نگرفته اند. بنابراین، امکان پذیر نیست که خود را به طور قطعی بر روی هنر باستانی این فلات وسیع بیان کنیم و نه ابزار دقیق تجزیه تحلیل را به دست دانشمندان بگذاریم. با این وجود، برخی از نکات ثابت که همه کارشناسان با آن موافق هستند وجود دارد:

1. دوره سرامیک - که شامل پیش سرامیک، سرامیک، سرامیک تزئین شده، سفال و دوره های سرامیکی شیشه ای - در ایران زودتر از بین النهرین و در سایت Çatal Hüyük، در ترکیه امروز

2. ماشینکاری با سرعت متغیر برای پردازش سرامیک در ایران (در Ganj Dareh) در دوره بین ششم و چهارم و هزاره قبل از میلاد اختراع شد

3. فلزکاری - طلا ، نقره ، مس و قلع - در غرب ایران زودتر از بین النهرین آغاز شد و قدیمی ترین بدنه جوش داده شده از فلز یک مصنوعات طلای مربوط به شوش از قرن XNUMX تا XNUMX قبل از میلاد است.

4. اختراع چرخدنده چهار چرخ، پرورش اسب ها و ظهور آنها در تمدن های بین النهرین، به ویژه در میان سومریان، به جمعیت ایران و Caspi مربوط می شود

5. اختراع برخی از عناصر هنری، بالاتر از همه در معماری، مانند طاق و گنبد، به دلیل ایران است؛ این عناصر از طریق الیامیان به سومریان رسید و از سومریان به بقیه جهان باستان رسیدند

6. بافندگی اختراع جمعیت زاگرس است، یعنی ساکنان غربی ایران، از جایی که آن را در شرق و غرب فلات، در بین النهرین، در هند و در آسیای صغیر گسترش می دهد.

این به همین دلیل ضروری است تلاش برای کشف آنچه در ایران در دوران باستان اتفاق افتاده است، با این وجود داده های موجود تغییر یافته و ناقص است. فقط پس از آن ما می توانیم به مطالعه جمعیت شهری از ایلامیان و سپس از مد ها و پارس ها، یعنی جمعیت هوا، ادامه دهیم. بنابراین، پس از تجزیه و تحلیل یافته های باقی مانده یا حداقل کسانی که وارد شده اند، ما به طور خلاصه موضوع پیش از تاریخ ایران را بررسی می کنیم و سپس برخی از یافته های هنری نادر را بررسی می کنیم. علاوه بر این، ما از پشتیبانی از گرافیک، تصاویر و نقشه ها در صورت امکان و در صورت لزوم درک موضوعاتی که پوشش داده شده استفاده می کنیم.

 

اولین راه حل های انسانی در ایران PLATEAU

انکورا در آن دوره کافی نیست که کدام قوم، کدام قوم و زبان، فلات ایران برای اولین بار ساکن شده اند. با این حال، در زمانی که هنوز هیچ شهرتی در فلسطین، سوریه، آناتولی و در شمال و در مرکز بین النهرین، در شمال و مرکز ایران، در قره کامبرند، نزدیک نوشهر وجود نداشت، آثار انتروپزی می توان یافت.علاوه بر این، در گنجیره، در غرب ایران، مصنوعات از دوره پرهکرامیک در نیمه دوم قرن هشتم و بیست و پنجم و ششم قبل از میلاد یافت می شود. همچنین در برخی از قرن های اخیر دیده می شود. در تل آسیاب، نزدیک کرمانشاه، جایی که این دوره بیش از یک هزاره طول کشید. از آغاز هزاره هفتم پیش از میلاد، سفالگری در گنجیرهر ظاهر شد. به همین ترتیب، در تپه گوران، آثاری از سفال باقیمانده در اواسط قرن هجدهم وجود دارد. در عین حال، آثار تمدن سرامیک و پیشیرامام در Busmordeh و سپس در Alikosh، در دشت Dehlaran ظاهر شد. در منطقه محمد جعفر فعلی، در پایان هزاره هفتم و در آن در سبز خزانه، در نیمه دوم هزاره ششم، جوامع کوچک کشاورزان در روستاها زندگی می کردند. در خزانه، این شهرک ها تا نیمه دوم هزاره پنجم شاهد هستند.

در حدود 5.300 سال قبل از مسیح، در دو قسمت از ایران، به ترتیب به جنوب غربی و مرکز، دو تمدن دیگر شهری ظاهر شد. اولین در دشت شوشيان در منطقه جعفرآباد، دوم در منطقه سيالک، نزديک کاشان، در لبه بيابان مرکزی است. یافته های این تمدن ها، به ویژه Jaffarabad، معاصر دوره Eridu 19 در بین النهرین است.

مانند گفته می شود که در بالا بر اساس مطالعات مذکور توسط پیر امیت، که در مورد سایت قره کامبرند صحبت می کند، بر اساس مطالعات فوق است، اما به دلایلی از غارهای دیگر در غرب ایران مانند کوه سرسارخان، هامیان، و کوه دش، در لورستان. این غارها تصاویر نقاشی های غار را حفظ می کنند که توسط جوامع شکارچیان و کشاورزان در زمان های بسیار بزرگ تر از آنچه در کوه کامبرند یافت می شود. کوه ساراارخان در فاصله 30 کیلومتر از شهر کوهدشت قرار دارد و خانه های غار پیشاور را در دو غار شمالی و جنوبی نگهداری می کند. در غار جنوبی، دوازده نقاشی وجود دارد، و شش در شمال، احتمالا از دوران قبلی.

بر در بالای کوه سرسارخان، یک دشت بزرگ که عمدتا توسط پوشش گیاهی پنهان شده است، مسیری را که از شرق شروع می شود و سپس در یک دره وسیع بین سارسرخان و حمیم به پایان می رسد، آغاز می کند. در وسط دره مسیر دیگری وجود دارد که به سمت شمال به دامنه کوه و به نقاط نقاشی می رسد؛ مسیر دیگری به سوی یک نقاشی دیگر هدایت می شود. بین غارهای جنوبی و شمالی فاصله حدود نیم کیلومتر است که می تواند در عرض نیم ساعت به طول انجامد. نقاشی ها در غار شمالی تقریبا بی نقص حفظ شده اند، در غار جنوبی سه و هفت نفر است. تعداد نقاشی های موجود در غار دوش که متعلق به آغاز دوره شهری هستند و بسیار جدیدتر است، به سن سی سال می رسد و دو کتیبه دارد که بخشی از آن گم شده است.

غیر این امکان وجود دارد که با دقت تاریخچه نمایهای سنگ لوورستان را بازسازی کنیم و بنابراین آنها را در اینجا بررسی نخواهیم کرد. با این حال تقریبا مطمئن است که این نقاشی ها می توانند نقطه شروع برای اختراع نوشتن باشند. از سوی دیگر، مهمتر از همه، منشاء جمعیت کوهستان زاگرس و بالاتر از همه دماوند، به دلیل نقش ویژه ای که در اساطیر ایران بازی می کند، می باشد.

گلی ساکنین این سرزمین ها و به ویژه مناطق فلات ایران بخشی از جمعیت هستند که به صورت "آسیایی" تعریف شده اند. قدیمی ترین نام هایی که تاریخ و تاریخ حماسی و اساطیری ایران ما را ترک کرده اند، از کاسی یا کاسیتی به غرب و ساکا به شرق فلات است. نام كسي به علت نزديكي بين النهرين و اينكه گاهي جمعيت زاگرس به سمت غرب به سوي شهرهاي بين النهرين حمله كردند، به صورت هاي مختلف در اسرار سومري، آشوري و يوناني ثبت شده اند. در میان سومریان، آنها به عنوان Kassi یا Kassu، در ایلام به عنوان Kussi، در میان Assyrians Kashshu، و در میان یونانی ها به عنوان κοσσαίοι (Kossaioi)، شناخته شده در میان اروپایی ها به عنوان Kusseni شناخته شده بود. به نظر می رسد که دریای مازندران که برای قرن ها به عنوان دریای خزر و حتی شهر قزوین شناخته می شود (یکی از بزرگترین مناطق شمال ایران) نام خود را از نام این مردم به دست می آورد. با این حال، نام قدیس ها در اسناد سومری، بابل و ایلامی تنها از هزاره دوم قبل از میلاد به وجود می آید. این افراد، بدون دانستن نوشتن و زندگی در کوه ها و دره های زاگرس شکار، کشاورزی و پرورش، نیازی به تشکیل تمدن های شهری شبیه به ایلامیان و سومری ها بوده و برای کمبودهای مادی خود با حملات به مردم بین النهرین و دیگر همسایگان ساخته شده است. سفال در مکان هایی که در آن زندگی می کردند نشان می دهد که کاسیتی در دوران بسیار قدیم بافت ها را می شناخت و با تیرکمان و خفاش شکار می کرد. در کشاورزی، آنها بلوها با چنگک و چاقو ساخته شده از همان مواد استفاده می کردند، زیرا پردازش فلز هنوز ناشناخته بود. ظروف سفالي که از آنها استفاده مي شد، خارج از منزل پخته شده بر روي برس ها و بوته هاي خشک بياباني ساخته شد. به دلیل کمبود حفاری های انجام شده در ایران، این اطلاعات بیشتر یا کمتر از همه اطلاعات مربوط به Cassiti ما در دسترس است.

در اطراف در 8.500 سال قبل از میلاد ، در ارتفاعات زاگرس ، در حدود 1.400 متر بالاتر از سطح دریا ، برخی از شهرک های کشاورزی ظاهر شدند. خیلی زود تپه ها به روستاهایی تبدیل شدند که توسط خانه های خشتی شکل گرفته اند. یافته های باستان شناسی نشان می دهد ، در اواخر هزاره هفتم ، یک رویداد بی سابقه رخ داده است که برتری این منطقه را نسبت به سایر مناطق شرق نزدیک نزدیک مشخص می کند: آتش سوزی مهیب به یک دهکده برخورد و آن را بلعید. دیوارهای خام گل و لعاب آتش سوزی شده و به مروارید تبدیل شدند ، اتفاقی که باعث حفظ ساختمان ها در طول قرن ها شد.

گلی ساختمان های این منطقه با آجرهای طولانی ساخته شده اند و احتمالا برخی از آنها حتی دارای طبقه بالایی بالای طبقه پایین بودند. خانه ها با جمجمه گوسفندی تزئین شده بودند، که همچنین در Çatal Hüyük در آسیای صغیر اتفاق افتاد، جایی که ساختمان های عمومی و دینی با جمجمه حیوان به پایان رسید. این خانه ها همچنین دارای انبارهای کوچک برای نگهداری و نگهداری دانه و سایر مواد غذایی بودند.

Fu در همان دوره، آنها شروع به ساخت آمفیفر های قرمز مایل به قهوه بزرگ و شیشه برای ذخیره مواد غذایی و مواد غذایی؛ پس از آن، این ظروف شروع به تزئین نمودند. سطح گلدان ها، زمینه مناسب برای بیان حس زیبایی شناختی این افراد و استفاده از تکنیک های مختلف را نشان می دهد. از این لحظه، هر جامعه کشاورزی از بعضی از نهاد ها دارای اشکال زینتی خاص خود بود، که تغییرات سبک شناختی آن از لحاظ تاریخی بسیار مهم است.

La کشف پخت و پز زمین به تولید آجرهای مقاوم در برابر آتش سوزی ادامه داد و در دسترس بودن این مواد منجر به توسعه یک نوع مختلف از خانه ها شد، زیرا ساختمان های ساخته شده در آجر های آتش زده می تواند بیش از یک طبقه افزایش یابد . حس زیبایی شناختی این جمعیت نیز تا حد زیادی بر سرامیک آنها اثر گذاشت. فضل و زیبایی آثار آنها که در همه موارد در بافندگی و بافندگی سبد ظاهر می شود، به زودی در تصویربرداری از پرندگان، گوساله ها و دیگر گونه های جانوری که با مهارت خاصی در سطوح سرامیکی اعدام شده اند، آشکار شد. بعدها، فلزات شروع به کار کردند و این پردازش در جوامع روستایی به سرعت در حال توسعه بود، هرچند که در اولین مراکز کوچک شهری که سرعت بخشید. ابزار شارپ مس در کنار ابزار سنگ قلیایی و آتشفشانی، باشگاه ها و محورهای سنگ نشان داده شده است. این ابزار سنگ های آتشفشانی سیاه نیز در مناطق کوهستانی اطراف قزوین یافت می شود.

Le سرامیک Kalat Jarmuth، در کردستان، به 6.000 سال قبل از مسیح تبدیل شده است. آنها نسبتا تمایز و شامل انواع مختلف گلدان، amphorae بزرگ برای غذا و دانه، فنجان، فنجان و کاسه های ذوب شده است. ظروف ساخته شده از زمین نرم و متخلخل، که سطح آن با یک لایه قرمز رنگ شده است. همان روش در دشت دهلران تایید شده است، جایی که مدت زیادی طول کشید. در اینجا، جمعیت در شکار، ماهیگیری و حتی کشاورزی فصلی زندگی می کردند، یک تکنیک که به آنها امکان افزایش بهره وری در زمین را داد. این، به نوبه خود، این جمعیت ها را تشویق کرد که حیوانات خانگی را پرورش دهند.

La ظهور تمدن های کشاورزی در دامنه های مناطق کوهستانی ایران مانع ایجاد و تشکیل جوامع بزرگ در منطقه شد. ساکنان دامنه ها، در واقع، به جز رویدادهای مهم، به عنوان نیمه عشایر زندگی می کردند، بخشی از سال در جنبش و بخشی از روستاها.

به نظر می رسد از زمان های بسیار قدیم، گروه های کوچکی از شکارچیان، چوپانان و کشاورزان که پرورش حیوانات خانگی را انجام می دادند، تصمیم گرفتند در دشت های پایین دره های بزرگی مانند دلی دلراران قرار بگیرند. این گروه ها در نزدیکی دشت های سیلابی بارزی قرار داشتند و در میان اولین کسانی بودند که به ایجاد آثار هنری دست یافتند، که با آنها می توانستند با تلاش جمعی ارزش خاصی کسب کنند.

اختراع از قرمز مایل به قهوه، اگر چه آن را در همه جا با همان سرعت گسترش نیست، به عنوان یکی از عناصر اصلی انقلاب نئوماته، به لطف امکانات بی شماری که این تمرین به زندگی روزمره معرفی شده است، در نظر گرفته شده است. این دقیقا در تولید و تزئین سرامیک بود که خیلی زودتر و بهتر از سایر زمینه ها، پتانسیل زیبایی شناسی و هنری این افراد به خودی خود ظاهر شد. با این حال، روش دکوراسیون سرامیک نه تنها بر حساسیت هنری متکی بود. خصوصیات تزئینی شهرک سازی خاصی در واقع بر اساس سازماندهی کار در کارگاهها بود. یک عنصر که بسیار آشکار نبود، تا آنجا که امروز هنوز شناخته شده نیست و بنابراین ارزیابی بسیار دشوار است. انتشار یک تکنیک یا سبک در بعضی مواقع بیان سبک شخصی بود و دیگران نتیجه پخش فرهنگ جمعی یک جامعه خاص بود که هویت آن همیشه دقیق نیست. با این حال، یک چیز روشن است: گذار فرهنگ سرامیک که از طریق ایران به بین النهرین تزئین شده است، به عنوان یک انقلاب فرهنگی واقعی شکل گرفته است.

همزمان با تمدن سومریان و سوسا، تمدن های مستقل ظهور کردند که خود را برای تولید یک سفال تزئینی که در فلات برابر نبود، متمایز ساخت.

برخی جوامع روستایی در ولسوالی های کوهستانی با مشکلات بزرگی در بهره برداری از زمین مواجه شدند و حتی از دشت های سیلاب نیز بسیار دور بودند و کشاورز بسیار کمتری تولید کردند و منابع اصلی خود را پرورش دادند. خیلی زود آنها روابط را با تمدن کشورهای همسایه یعنی بین النهرین و دشت ترکستان برقرار کردند و به همین طریق، خانواده های بزرگ فرهنگی و تجاری مناطق کوهستانی می توانند تداوم سنتی سرامیک تزئینی در منطقه اطراف دریاچه نمکی از ایران مرکزی (دریاچه فعلی قم یا سلطانیه). به سمت غرب، در ساحل جنوبی دریاچه Orumiyeh، تولید سرامیک حاجی فیروز و سپس Dalma Tepe همراه با سرامیک ترکمنستان، نشان می دهد که این دو قلمرو بین آنها شروع به ارتباط بین این دوره کرده اند.

تکامل از تمدن در مرکز و شمال ایران می توان به وسیله داده هایی که از حفاری های انجام شده در Tepe Siyalk در نزدیکی کاشان صورت گرفته است، بهتر تحلیل و درک شود. اولین ساکنان این سرزمین از چادرهای ساده استفاده می کردند، اما به زودی نسل هایشان شروع به ساخت خانه ها در آجر های خام کردند که زیرزمین آنها برای دفن مردگان طراحی شده بود. با توسعه فنی اجاق گاز برای آجر و سرامیک، آنها شروع به تولید سرامیک قرمز یا نارنجی زیبا کردند، تزئین شده با طرح های سیاه و سفید. این نوع سفال در مناطق امروز تهران، اسماعیل آباد، کارا تپه و چشمه علی گسترده شده است. قالب ها هنوز هم کمی سنگین بودند، اما دکوراسیون در حال حاضر عناصر انتزاعی را با طرح های حیوانات بسیار ابتدایی ترکیب شده است. در نهایت، مرحله سوم تمدن سیالک با سرآغاز سنت متولد انقلاب نوسنگی، از پنجم تا انتهای هزاره چهارم، همخوانی دارد.

بزرگ تریلر ها و ظروف مانند شیشه، کوزه های گردو، گلدان های امدادی با اشکال پیچیده، شروع به میزبانی دکوراسیون های خاصی کردند. این دکوراسیون شامل ردیف های موازی و مرتب شده از کتیبه ها و جداول تاریخی بود که حیوانات آن را بسیار زنده می دیدند، گرچه اشکال هندسی نسبتا ساده بود. این سبک به شرق، حتی بسیار دور از منطقه منشاء آن، به تپه حصار، دامغان و جنوب البرز گسترش یافت. در حالی که به شمال این منطقه، در بیابان ترکمن، ساکنان Anau و Namzga Tepe، بعد از Jayatun، الهام بخش از زندگی در روستاها که شرایط مشابه شبیه به بین النهرین بود. به زودی آنها خود را در مرکز روابط شبکه ای قرار دادند که بین غرب ایران و بخش جنوب شرقی، یعنی منطقه ای که امروزه افغانستان و بلوچستان اتفاق می افتد، رخ داده است.

از کاوش های مقبره ای که در نقاط مختلف پراکنده شده اند، اشیاء زینتی مختلف مس، مروارید، مروارید خلیج، فیروزه ای از خراسان و دیگر سنگ های قیمتی از مناطق شرقی فلات دیده می شود، که انواع آنها نشان می دهد که در آن دوره، از یک نوع تجارت نوعی، که شاید فراتر از مبادله باشد.

Ci برخی از مناطق جنوب ایران است که مطالعات آن نشانگر اهمیت این منطقه به عنوان منبع مواد خام مانند سنگ مس و نرم، از جمله سنگ صابون است. در منطقه کرمان، ساکنان تپه یحیی تمدن نوسنگی را شبیه سایالک به دنیا آوردند و بعد از رسیدن به یک سطح خوب در همجوشی با فلزات، روابط آنها با دیگر تمدنهای شرق ایران برقرار شد. شروع به درست از هزاره پنجم، یکی از تخصص های یک منطقه در نزدیکی، از Tepe Iblis، که در آن صدها کوره برای همجوشی و تصفیه مس یافت شد.

Il فارس، منطقه شیراز فعلی است، با تمدن سوسا با توجه به سبک ها و تکنیک های دکوراسیون سرامیک ارتباط دارد. این دلیل همبستگی این دو حوزه در دوره تاریخی است. روستای Tell Bakun، در مجاورت تخت جمشید، از گروه های مسکونی ساخته شده بود که کنار آن، بدون مرزهای روشن ساخته شده بود. سرامیک او به شدت با انگیزه های غیر معمول و خاص تزئین شده بود که عناصر آن در بعضی موارد در ردیف های تنگ و نابرابر مرتبا دستور داده می شد و در دیگران به وضوح قابل تشخیص است. در این تزئینات، حیوانات با عناصر تزئینی نمادین نمایش داده می شوند: به عنوان مثال، جانوران با شاخ های بزرگ و نامتناسب که ارزش قهرمانان مرتبط را به وضوح نشان می دهند.

Le ردیابی های ساده ای که در این مناطق یافت می شود، نشان می دهد که چگونه در چند قرن یک انقلاب مادی وجود داشت که از گذر از پردازش سنگ به فلز متمایز بود که توسعه تمدن کشاورزی را تعیین می کرد؛ انقلابی است که به وسیله حرکت خود، بدون مداخلات و یا تأثیرات خارج از آن، پیشرفت می کند. همیشه در هزاره چهارم، این پیشرفت با شتاب سریع روبرو شد که منجر به توسعه یک تمدن بسیار پیشرفته شد که بار دیگر به نتیجه یک انقلاب مادی خاص در فلات منجر شد. اختراع ماشین تراش برای سرامیک منجر به پیشرفت در تکنیک های پردازش و تمایز وسیع تر انواع سرامیک و عروقی و همچنین افزایش تولید شد که به برطرف ساختن نیازهای محلی که موجب تولد تجارت سرامیک شد، شد. . این به نوبه خود منجر به توسعه مدل های جدید ظروف، به طور فزاینده تصفیه شده، و انواع تزئینی. در این دکوراسیون، حیوانات در عمل تعقیب یکدیگر به ترتیب دقیق، و یا در مبارزه (شکل 1) رنگ آمیزی شده است.

Il تغییر شکل های حیوانی با ایجاد نقاط و خطوط مرتب در هندسه های تصفیه شده، عملیات، این همه، ساخته شده در آزمایشگاه های Bakun، Siyalk، Susa و دیگر شهرهای، علاوه بر نشان دادن توسعه زیبایی شناسی و اصلی در قادر به ارائه کامل به دکوراسیون عروقی، با برخی از باور های خراف و قبیله ای ادغام شده است، از آنجا که افکار اساس تولید تصویری نه تنها مربوط به اجرای صرف صرف دکوراسیون، که در واقع اثرات الهام همان در افکار دینی بعدی (شکل 2 ).

زیرا ما هیچ چیز نوشته ای را به یاد نیاورده ایم، ماهیت واقعی این اندیشه و این باورها برای ما ناشناخته است؛ با این حال ممکن است که همان دکوراسیون نوعی نمایش بصری باورهای آن زمان باشد. آنچه متخصصان دربارۀ آن نوشته اند، چیزی جز پیش فرض های باستان شناسان نیستند، که به نوبه خود غالبا غربی ها و طرفداران، در مورد تمدن های باستانی، از وجود فرهنگ های متخاصم است؛ آنها مفهوم خود را گسترش داده اند که قابلیت اطمینان آنها تا زمانی که اسنادی وجود نداشته باشد که بتواند این یا آن نظریه را تایید کند، مطمئنا مطمئن نخواهد بود، به طوری که پیشنهادهایی که تاکنون ساخته شده اند تنها با ذخیره می توانند پذیرفته شوند.

این در حالی که، برعکس، غیر قابل انکار است که حقیقت داشته باشد که مردان از زمان ظهور خود، اعتقاد دارند که وجود نیروهای خوب و بد بدیهی وجود دارد. با توجه به این می توان تصور کرد که آنها از خدایان خوب برای محافظت از بدیان خواسته اند. آنها همچنین معتقد بودند که برای طوفان، رعد و برق، جانوران، گله ها، گله ها و محصولاتی که آنها پرستش می کردند و به افتخار معابد احاطه شده بودند، جاهایی به ارمغان آوردند که هدیه ها آورده شده اند، قربانی های مسیحی، طلسم ها نصب شده، ex voto و فراخوانی ها ، از گاهی اوقات ساده و گاهی پیچیده، همه با هدف تضمین حفاظت از جانباز.

بنابراین ، آنها به احترام خورشید ، یا خدای خورشید ، علاوه بر ایجاد نمایش های هندسی خاص او ، حیواناتی را نیز نشان می دادند که به اندازه خورشید قدرتمند به نظر می رسیدند ، مانند عقاب یا شاهین سلطنتی ، شیر یا گاو. ، گاهی اوقات عناصر را مخلوط می کند. ردپای همان اندیشه دینی تا چند هزاره بعد ظاهر شد ، که توسط افسانه سیمرغ شهادت داده شد (

پایداری و اعتبار این هنر، احتمالا از ریشه های قدیمی ترین اعتقادات مذهبی مردم فلات متولد شده است، به موفقیت آن و توسعه قوی در کل قلمرو و در مناطق همسایه کمک کرده است. این امکان وجود دارد که به موفقیتی دست یابیم که نفوذ آن در هنر بین النهرین و فراتر از آن، در شرق و هند است.

درست همانطور که این مردم پیشگام در شلیک سرامیک، ساخت آجر و اختراع ماشین تراش بود و این اختراعات را به مناطق دیگر، به ویژه بین النهرین منتقل کردند، همچنان در زمینه فلزات و پردازش آنها، پیشینه خود را حفظ کرد. در واقع، قدیمی ترین آثار طلا جوش داده شده در سوسا یافت می شود و به هزاره چهارم می رسد. در هزاره چهارم، شتاب در تولید فلزات وجود داشت. انگیزه این توسعه چنین بود که احتمالا هنوز هم در مناطق مرزی کوهستانی فلات، مکان های استخراج و همجوشی وجود دارد. کشف فلزات - که به طور تصادفی اتفاق افتاد، احتمالا به علت وجود کوره برای سرامیک شلیک و یا برای سوختن چوب - یک کشف فوق العاده بود که باعث ساخت سلاح و ابزارهای فلزی و جایگزینی قدیمی و ابتدایی ابزار سنگ. قلاب، قلاب، ابزار حفاری، چاقو، پیچ و ... آنها شروع به مس کردند بعضی از سنگهای زینتی مانند فیروزه ای، مرجانی و لاپلاس لازولی برای ساخت جواهرات یا تزئینات ظروف مس استفاده می شدند. بروشس، آینه های کروی، گردنبند از اشکال مختلف و جواهرات سینه ساخته شده است. در جواهرات، پوسته، کوارتز، ژید و مروارید نیز استفاده شد. تولید چنین جواهرات منجر به اختراع مهر و موم شده و سپس مهر و موم استوانه ای (شکل 3). فیروزه، لائوس لازولی و مادر مروارید برای محصولات کشاورزی تغییر یافتند.

تا این زمان، تغییراتی که رخ داد، کار ساکنان بومی فلات بود. ردیابی ها در نقاط مختلف منطقه، از شمال به جنوب و از شرق به غرب، نشان می دهد که وجود روابط بسیار نزدیکی بین آنها وجود دارد، در حالی که هیچ نتیجه ای وجود ندارد که تاثیرات خارجی در این روند را نشان دهد. با این حال، در پایان هزاره چهارم، افرادی شناخته شده به عنوان ایلامیان به جنوب غربی فلات ظاهر شدند. این یک جمعیت شهری با قدرت خاص است که مبدأ آن به طور کامل مشخص نیست، همانطور که در مورد ارتباطات احتمالی با گروههای قدیمیتر ایرانی که فعالیتشان به دلیل تخریب شهرها و روستاها وجود ندارد شواهد زیادی وجود دارد به علت تهاجم های متعدد آنها رنج می برد. تنها چیزی که می توان با تقریب منطقی گفت این است که ایلامیان به سومریان مربوط می شوند و به همین ترتیب یا شاید حتی کمی زودتر تمدن شهری را برای آنها به ارمغان می آورد.

روشن نیست که در آن دوره ایلامیان شروع به استفاده از نوشتن کردند. قرص های خشتی حاوی علائمی است که احتمالا با عناصر صوتی مرتبط بود و برای بیان مفاهیم مورد استفاده قرار می گرفت و می توان از نیمه دوم هزاره چهارم آن را در همه مراکز تمدن فلات ایران یافت، از سویا تا سیلک از Tepe Giyan تا شهداد (باستان حافظ، در لبه بیابان شور). این علائم را می توان به عنوان ارقام طبقه بندی و شمارش کالاها تفسیر کرد. با توجه به اینکه این اقوام قبیله ای، اگر جمعیت های زاگرس و سوس را از بین ببریم، زندگی خود را در شهرها و روستاها به صورت مسالمت آمیز انجام می دهند، کاملا طبیعی است که آنها برای ثبت رویدادها نوشتن نیاورده اند، اما انحصاری برای برآورده ساختن نیازهای تجاری و مادی آنها ، همانطور که در حال حاضر نیز برای Sumerians ثابت شده است؛ با این حال، متاسفانه، نشانه های متعددی نوشته شده توسط ما به وسیله جمعیت فلات باقی مانده تا حد زیادی هنوز کشف شده اند، حتی اگر به راستی بگوئیم، باید گفت که در آنها عناصری را نشان نمی دهند که تکامل نوشتن را نشان می دهند .

این که آیا این به سادگی یک حدس به دلیل کمبود کاوش های انجام شده است یا نه، در حقیقت در میان سومریان است که ما می گذریم گذر از نوشتن مصنوعی و ایدئولوژیک به حروف الفبا. در هزاره سوم، این فرآیند اکنون تکمیل شد و نوشتن به عنوان وسیله ای برای رونویسی قوانین، دعا، دعا، قرائت، شعر و داستان ها، که در حماسه گیلگمش شاهد آن بود، تبدیل شد.

نشانه های گرافیکی موجود در مراکز فلات به طور معمول به عنوان elamite باستان شناخته می شود. گرچه این نام لزوما نشان دهنده انتشار این علائم از ایلام به مناطق دیگر نیست، اما یکی از دلایل این نام، گسترش سریع تمدن ایلامی در فلات و نفوذ آن به هنر و شاید نیز ادبیات و آداب و رسوم، تمدن های دیگر ایرانی، و همچنین پیشرفتی که در هزاره سوم نوشته شده بود.

از دیدگاه اعتقادات مذهبی، ارزشیابی قطعی از دینداری ساکنان فلات قاره هنوز امکان پذیر نیست. با این حال، اگر ما همه بازنمودهای مربوط به سرامیک و تمام دیگر آثار هنری مانند صفحات، مجسمه ها، شکل انتزاعی و موجودات حیوانات و حیوانات فوق العاده را به مثابه بیان باورهای مذهبی در نظر بگیریم، می توان نتیجه گرفت که ساکنان این افق تقریبا اعتقادات مردمی دیگر مناطق معاصر. به عنوان مثال، آنها به خدایان باروری، فضل و فراوانی اعتقاد داشتند، از جمله الهه مادر و خدای ارواح. این اعتقادات تا هزاره اول باقی مانده است که نشان داده شده بر روی تمبرهای دایره ای و صفحات سرامیک، همراه با برخی از مجسمه های باستانی باستانی که در ناخو رستم و گوران تپه یافت می شود.

بین پایان هزاره چهارم و آغاز سوم، برنز کشف شد. مصنوعات برنزی، بسیار مقاوم تر از آنهایی که در مس یافت میشوند، پخش خوبی دارند. بزرگترین پیشرفت پردازش برنز بین پایان سال سوم تا آغاز هزاره دوم صورت گرفت و به همین دلیل برای مهارت های خاص و تسلط به تخصص اختصاص یافت. سفال بیشتر تصفیه شده و شروع به تزئینات حکاکی شده است. با این حال، در مرکز توجه، شکل و زیبایی از اشیا شروع به بیشتر و بیشتر، در حالی که دکوراسیون به سمت یک نقش تقریبا ثانویه لغزش. ممکن است دلیل این امر در برخی از تغییرات در باورهای مذهبی یا برخی از تاثیرات خارجی وجود داشته باشد. با این وجود، یک مجموعه از سرامیک خاکستری آبی در Tureng Tepe در همان مکان یافت شد که مجسمه های خاکی پیدا شد.

از کاوشهای اخیر که در نزدیکی تهران در رباط کریم انجام شده است، ردیابی تمدن شهری هزاره چهارم، که مطالعات آن هنوز منتشر نشده است، منتشر شده است. در این سایت، کوره هایی برای شلیک سرامیک خاکستری و چندین دیگر یافت می شود که نشان می دهد چگونه سرامیک آبی Tureng Tepe پیوسته است. برعکس، قسمتی از تورنگ تپه به تسلط خاص در طراحی اشکال انسانی در تسکین شهادت می دهد. در سر این مجسمه های کوچک، توخالی برای پوشاندن موها و حلقه ها وجود دارد که بر روی آن سنگ ها قرار داده شده اند، که چشم ها را نمایان می کنند و همانطور که یافته های مشابه نشان می دهد، رنگ سفید شده است.

این مجسمه ها و همچنین برنز هزاره دوم لورستان (شرق ایران)، که در ارتباط مستقیم با قدیس ها و سلطه خود بر بابل بود، به دلیل این که آنها با موج تمدن امام عصر معاصر هستند، مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهند گرفت پس از درمان ایلام و هنر او. این دو جریان فرهنگی و هنری شباهت های زیادی دارند و نقاط مشترک دارند.

همانطور که در بین النهرین، به نظر می رسد حتی مردم سوسا در ابتدا در تپه ها، دره ها یا پلات ها زندگی می کردند. کاوش های انجام شده در Chaghamish نشان می دهد که در ابتدا یک تمدن به نظر می رسد، به عنوان "باستان" و یا "ابتدایی"، که از تمدن های نوسنگی زاگرس حاصل شده است. در نتیجه، انزوا زدایی های انسانی به مراتب فراتر از روستاهای کشاورزی ساده بود. در طول این دوره طولانی، گروه های شکارچیان مستقر در نزدیکی جعفر آباد، شمال ساوث مستقر شدند. هسته شامل یک شرکت کوچک جمع شده در یک خانه بزرگ و متشکل از پانزده اتاق بود. بعدا، وقتی این نوع شناسی رها شد، گروهی از سرامیست های متخصص با آزمایشگاه های خود در همان محل ایجاد شدند که در آن سرامیک ها برای همه جمعیت همسایه تولید می شد. در پایان سال 4000 a. C. گروهی از چاگامیسم خانه های بزرگ را رها کردند، که در معرض تجاوز قرار داشتند و به پناهگاه های امن تر منتقل شدند. تمایل به زندگی در جامعه، حمایت از یکدیگر و دفاع از تجاوز خارجی، دلیل آن است که سوزا - در ابتدا فقط یک خوشه از روستاهای کوچک کشاورزی - به یک شهر تبدیل شده است. ساکنان آن، که تا آن زمان برای دفن مرده ها در خانه، گورستان را در بالای تپه در نزدیکی شهر ساخته اند. از آنجا که ظروف به خاک سپرده که در کنار بدن یافت شد، روشن است که این افراد یک صنعت پر رونق متالورژی مس و تولید غذاهای فوق العاده، که تنها چند نمونه اند در خانه های کشف شده است. ارقام نقاشی شده روی گلدان هایی که دارای شکل سرمه ای هستند، ساده و شبیه به تمدن های نوسنگی هستند. با این حال، نحوه ی ساخت آنها در سطح کوزه ها و گلدان ها با یک کارآزمایی تصفیه شده و دلپذیر، و در فنجان های بزرگ و عمیق، نشان می دهد که جستجو برای هماهنگی و نسبت. برای جلوگیری از یکنواختی خطوط زینتی، آنها ضخامت های مختلفی دارند که دقیقا با کل هماهنگ می شوند. نوارها از ضخامت متغیر به تدریج تغییر می کنند و سطوح زاویه ای را مشخص می کنند که در آن چهره های هندسی باید رنگ بندی شوند، گاهی اوقات به حد انتزاع و به یک سادگی ناشناخته منتهی می شود. شاخ بز کوهی عظیم و نامتناسب به اندازه کافی برای سنتز ایده حیوان و به یاد داشته باشید روابط است که ساکنان صحرا با کسانی که از فلات، که قابل ملاحظه اوراق قرضه یک ملت بود می باشد.

به زودی ساکنان سوسا که بسیار ثروتمند بودند متوجه شدند که تمام وقت برای جمع آوری ثروت صرف نیست و می تواند خود را به نحوی سازماندهی کند تا این وظیفه را به یک مدیر قدرتمند که قادر به هدایت سلسله است سلطنتی در طول دوره که در آن مسئول بودند. آنها یک پایه عظیم با ارتفاع ده متر و هشتاد و هشت متر از پایه نصب کردند؛ ساختار، منحصر به فرد، به عنوان پایه و اساس برای یک معبد و ویژگی های آن خدمت می کرد و در طول دوره پیش از تاریخ، مرکز سوزا باقی ماند. این پایه شبیه به آن است که به عنوان محل عبادت به Eridu ساخته شده بود. در آن زمان، جامعه شهری با توجه به معماری و مذهب، براساس مؤسسهای مبادله بین النهرین، با ویژگیهای خاصی ظاهر شد. اولین ساکنان سوسا، به رغم تمدن فوقالعادهاش، نوشتن را نمیدانستند و این امکان وجود ندارد تزئینات عروقی را به عنوان آغاز نوشتن در نظر بگیرید، اگر چه برخی از نمایندگی ها شبیه به نوشتن ایدئولوگ هستند. البته، گاهی اوقات این بازنمایی ها به عنوان صحنه ها ظاهر می شود، با این حال ابتدایی: پرنده ها در رژه، سگ های در حال اجرا و یا گوساله ها در لبه آب. نوشتن برعکس، در مراحل اولیه، تصاویر انتزاعی از زمینه واقعی خود را به طوری که آنها را به صورت مستقل و مرتب استفاده، قادر به سازماندهی سخنرانی.

مهر و موم شوش نشان می دهد موجودی بسیار متنوع تر از طرح های عروقی، یعنی چیزی است که برای اولین بار به ما اسطوره های مربوط به خدایان مذهبی و مراسم مذهبی را یادآوری می کند. در صحنه های دقیق حک شده، شما یک شخصیت را با شاخ و یا سر حیوان با شاخ را ببینید، مار گرفتن در کنار یک ماهی در چوب یا شیر، و آن را از بقیه به نظر می رسد عملکرد برجسته. شما می توانید در این شخصیت یک شیطان یا یک کشیش که دویو را بازی می کند شناسایی کنید. در یک زمینه دیگر، فرد دیگری که همان لباس پوشید، اما بدون یک سر حیوان، نعمت های یک سری نمازهای کوچک را می پذیرد که او هدیه می دهد. این طرح بسیار شبیه بازنمودهای موجود در مهرهای ساخته شده در لورستان در همان دوره است و به نظر می رسد بعضی از آنها به سوزا از آنجا منتقل شده اند.

ساکنان دره های بالا ارتفاع مرده ها را در گورستان ها، همانند ساسی، اما دور از ساکنان ساکنان دفن کردند. این واقعیت، این ایده را ثابت می کند که آنها مهاجران زندگی می کنند کنار هم با روستاییان متمرکز در اطراف هسته های خاصی نظیر Tepe Giyan. این می توان فرض کرد که از هزاره پنجم نوعی از همزیستی مردم مستعمرات، شهروندان، ساکنان کوه و دره و روستاهای بیابان تاسیس کرده بود، و این که این وضعیت برای مدت طولانی طولانی مدت.

در نیمه دوم هزاره پنجم، سفال سوزا به زیبایی و شکوه بالاترین قله رسید. با وجود استفاده گسترده از سرامیک دوره به اصطلاح obeid در ایران، در سواحل خلیج فارس، بین Assyrians و تا سوریه، تنها سرامیک سوسا می تواند بیان انقلاب هنری تولید شده توسط انقلاب نوسنگی و حفظ اصل خود را .

در پایان این دوره پیش از تاریخ، هر دو در بین النهرین و در سوسا، یک سنت تقویت شده است. تمدن ها در ارتباط با سنت های فعلی در دره های بالای غرب ایران از سرزمین های شرقی باستان به سرزمین های دیگر سرایت می کنند. حل و فصل مسائل قابل توجهی بوجود می آید که تحت تأثیر ساختمان هایی هستند که درجهی خاصی از همکاری اقتصادی را نشان می دهند. علاوه بر این، تخصص در کار، که توسط آزمایشگاه های سرامیک و متالورژی دیده می شود، نشان می دهد وجود تغییرات اجتماعی متنوع بیشتر در مقایسه با جوامع ساکنان روستاها، هنوز هم با نوسنگی ارتباط دارد، که در آن تقسیم کار هنوز ظاهرا به نظر می رسد. حضور قدرت مرکزی نیز با وجود ساختمان های مذهبی بزرگ و همچنین ویژگی های مذهبی، حتی "کشیشان" نیز نشان داده می شود. دشتهای مرکزی، که بوسیله ثروت رودخانه هایی با ابعاد قابل توجهی بوجود می آیند، با توجه به مناطق دیگر، از اهمیت بیشتری برخوردار بودند، زیرا در آن جامعه می توانست روابطی با دیگر مناطق پرجمعیت و گسترش یافته را گسترش دهد. به این ترتیب، یک جامعه انسانی بسیار بزرگ ایجاد شد، به طوری که در نیمه دوم هزاره چهارم، شرایط انقلابی جدید رخ داد، یعنی انقلاب شهرهای، به معنای خاصی از این اصطلاح. شهرها، کلانشهرها و ایالتها بر مبنای پایگاههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی که پیش از این مشخص نشده بودند، به دلیل سنگین بودن سنت نوسنگی تاسیس شده بود.
 

همچنین ببینید

 

سهم
  • 1
    اشتراک گذاری
دستهبندی نشده