مطالب موجود در این بخش از کاتالوگ نمایشگاه سازهای موسیقی ایران، آنتونیو بیانچینی ، خالق و کیوریتور ، با همکاری موزه فوق الذکر و موزیک در تهران ، از 5 تا 20 آوریل 2008 در موزه ملی آلات موسیقی در رم برگزار شد.
معرفی
آنتونیو بیانچینی
ایران به معنای وسیع فلات ایران یک منطقه جغرافیایی متمركز بین اروپا ، آفریقا ، چین و هند را اشغال می كند و به همین ترتیب لولایی است كه می تواند به شرق و غرب بپیوندد. یک هویت سرزمینی قوی در این محور شکل گرفته است ، که از ابتدای تمدن توسط سنتهای فرهنگی و هنری خاص و پالایش و حساسیت خاص خود مانند هخامنشیان ، ساسانیان و صفویان گواهی می یابد. همانطور که توسط یافته های باستان شناسی از شهر مشهود است شوش برنزهای بسیار قدیمی لرستان، نقش برجسته های صخره ای سایت ساسانی از طاق بستان تا آخرین نقاشی های دوره قاجار ، یک محصول فرهنگی مستقل شرح داده شده است ، همچنین نتیجه تأثیرات تمدن های مجاور است ، که تحت فشار مسلمانان سپس به غرب صادر می شود و در آنجا به رشته های علمی و تجربیات هنری پیوند می خورد. و همچنین در تئوری موسیقی. دقیقاً از دوره صفویه ، زیباترین نمایشها در مینیاتورهای درخشان علائم و رنگهای نمایانگر صحنه های دربار است: در اینجا به عنوان شواهدی از اهمیت موسیقی ، گروه نوازندگان دراز کشیده در یک موقعیت مرکزی ، در میان بزرگان ، پادشاهان و دختران ، اغلب با شکوه فرش، پارادایم برتر از حساسیت تصفیه شده این مردم است. مانند شعر ، موسیقی از ویژگیهای بارز فرهنگ ایرانی است ، نمادی از تمدنی که قرنها در سرزمینهای وسیعی گسترش یافته و نفوذ آن از مرزهای سرزمینی امپراتوری هایی که در زیر آن شکوفا شده اند فراتر رفته است. حتی در طول تاریخ سازهای موسیقی مناسب این سرزمین ها می توان روابط و تماسی را که تمدن ها بین خود ایجاد کرده اند بازسازی کرد. مهارت صنعتگران در منبت و تزئینات گرانبها ، توسط استاد سازندگان بزرگ سازها ، در یک کل غیرقابل حل ، نظریه های موسیقی ، تفکر فلسفی و تکنیک های ساخت و ساز از زمینه های مختلف جغرافیایی و فرهنگی ، با اصلاح ، اصلاح و بازسازی تأثیراتی که گواهی مبادلات بین فرهنگ ها ، دانش و تحولات فردی. همزیستی جمعیت های اقوام و مذاهب مختلف ، حضور جوامع قابل اغماض نیست مسیحی, یهودی, زرتشتی، نسطوری ، مانوی و بودایی ، ریشه در این قلمرو برای بیش از یک هزاره ، هر یک با سنت های فرهنگی خاص خود ، تحت تأثیر متقابل برای ایجاد یک منظره موسیقی پیچیده و جذاب که شاید بتوان آن را در سنت "موسیقی هنری" فارسی خلاصه کرد که دارای میراث انسانی و مفسران بزرگ و مجریان بزرگ است.
یافته های باستان شناسی متعددی وجود دارد که ما را در مورد زمینه ها و ابزارهای تمرین موسیقی در ایران باستان و موسیقی ایرانی آگاه می کند و گواهی ادبی را که از طریق نوشته های نویسندگان یونانی مانند هرودوت ، آتنا و گزنفون به دست ما رسیده است ، تأیید می کند. و از نویسندگان مسلمان خاصی که در قرون وسطی می زیسته اند ، مانند شاعر فریدوسی شاعر پارسی ، که دانش خود را در مورد موسیقی ایرانی باستان از منابع سنت شفاهی می گرفتند.
حدود دو هزار سال قبل از تولد پادشاهیهای مادها و پارسها ، منطقه بین مرزهای شرقی بین النهرین و زنجیره کوههای زاگرس توسط پادشاهی ایلام ، متشکل از یک گروه قومی متمایز از سومری ها ، بابلی ها ، اشغال شد. یا آشوری ؛ به این تمدن متعلق به قدیمی ترین نمایش a گروه موسیقی به ما رسیده است: در Chogha Mish ، خوزستان کشف شد ، یک خواننده ، نوازنده شیپور ، نوازنده چنگ و نوازنده طبل را نشان می دهد و تاریخ آن بین 3300 تا 3100 قبل از میلاد است. دو نمایش دیگر از چنگ قوسی ، یافت شده در جنوب شرقی ایران و مربوط به یکی از 2500 سال قبل از میلاد و دیگری بین 2300 تا 2100 قبل از میلاد ، به وضوح زمینه جادویی-مذهبی را نشان می دهد که در آن ساز عملکرد خود را انجام می دهد: اولین آنها دشوار است تفسیر ، همانطور که نشان می دهد ، در میان چهره های نمادین متعددی که یک الهه را با مارها احاطه کرده اند ، یک چنگ بدون نوازنده است. در عوض معنای دوم معنای مشخص تری دارد: خدایی که مارهایی بر دوش او قرار دارد و در بین پرستندگان او نوازنده چنگ وجود دارد.
مرکز مهم یافته های باستان شناسی مربوط به شهر شوش است ، جایی که علاوه بر نمایش یک LYRAS غول پیکر که مربوط به 2500 سال قبل از میلاد مسیح است ، بازنمایی سازهایی شبیه به متن های معروف BULL LYRES بین النهرین ، که در محل مربوط به شهر باستان اور کشف شده است و قدمت آن به 2450 قبل از میلاد می رسد یکی دیگر از تصاویر جالب یک بازیکن از گاو نر از جزیره فایلاکا در خلیج فارس می آید و قدمت آن در حدود 1900 سال قبل از میلاد مسیح با یک دستگیره بلند در حضور حیوانات مختلف از جمله شیر ، پلنگ ، گیاه خرچنگ ، اسب ، گاو و شترمرغ است. از سوی دیگر ، قدمت آن به حدود 2000 سال قبل از میلاد مسیح می رسد ، مجسمه های سرامیکی کوچکی وجود دارد که نوازندگان عود عریض گردن بلند را به تصویر می کشد ، در این حالت هر دو دا شوش نیز از نمایش های بسیار قدیمی LUTE A Handle Long ، مانند آنهایی که در یک سنگ از مرز از نوع بابلی (کودورو) از قرن دوازدهم قبل از میلاد ، که در آن برخی از مردان ریش (با کمان های شکار بر روی شانه های خود) زن و مرد لوت بازی می کنند.
یافته های ارائه شده تاکنون به غرب ایران یا لبه های به اصطلاح اشاره دارد هلال بارور؛ به جای آن ، در مورد مردمی که در ناحیه وسیعی از شرق ایران و دره سند ساکن شده اند ، یک شهادت هستند: شیپورهای باکتروایرانی ، ساخته شده در فلزات مختلف مانند طلا ، مس ، نقره و برنز ، متعلق به مجموعه باستان شناسی در مورد کاوش در واحه های باختریا و مارژیانا (که علاوه بر ایران ، سرزمینهای ازبکستان ، تاجیکستان ، جنوب ترکمنستان و شمال افغانستان را نیز شامل می شود). آنها از 2200 تا 1750 قبل از میلاد مسیح قدمت دارند ، قدیمی ترین شیپورهای منطقه ایران هستند و همچنین یک شیپور مسی و برنزی ، کاملاً مشابه باکترو-مارگیایی ، در مقبره ای در شهداد پیدا شده و قدمت آن حدود 2300 سال قبل از میلاد مسیح است.
در هزاره دوم قبل از میلاد به نظر می رسد چنگ های قوسی از منطقه خاورمیانه ناپدید می شوند ، و جایگزین HARPS ANGULAR می شود ، که در پلاک های سفالی متعددی نشان داده شده است. هزاره بعد ، هنوز در درون تمدن ایلامی ، وجود در شهرهای ماداکو و کول فارا به طور واقعی مشاهده می شود گروه سلطنتی نوازندگان ، عمدتا و افقی نوازندگان چنگ زاویه ای ، و سازهای کوبه ای. در نقش برجسته های نقاشی دیواری یافت شده در دره کالفره ، چنگ نوازان زیادی ، اغلب در گروه های سه نفره ، نشان داده شده است. اما در مورد ماداکتو ، نمایشی بر دیوارهای کاخ نینوا ، یک شهر آشوری ، به تاریخ 650 قبل از میلاد مسیح وجود دارد که در آن ، پس از پیروزی آشورانیپال ، پادشاه آشور ، آشورانیپال پادشاه آشور ، از دربار ایلام ، از این رو از چنگ نوازان متعدد ، خارج شد. ارتش ایلامی ، نزدیک شهر ماداکتو.
با بنیانگذاری سلسله هخامنشی توسط کوروش بزرگ (کوروش دوم) در قرن ششم پیش از میلاد ، قرنها با شکوه و شکوه برای ایران آغاز شد ، که شهادت آن هنوز به وضوح در آثار هنری و معماری مکان هایی مانند تخت جمشید. با این حال به نظر می رسد بقایای باستان شناسی در مورد عملکرد موسیقی ساکت هستند ، در حالی که برخی منابع ادبی یونان یا کتاب مقدس شروع به صحبت در مورد آن می کنند. از هرودوروس اطلاعاتی در مورد آیین قربانی کردن داریم که در کوهستان با حضور کشیش زرتشتی که مراسم را با آواز نسب نامه خدایان. در عوض ، دو منبع دیگر اهمیت موسیقی و موسیقی دانان ایرانی را در زندگی دربار نشان می دهند: در گودال شیرها ، او نمی خواست که آلات موسیقی در حضور او بیاورند ، Kinati بعداً بابلی ها به این نتیجه رسیدند qaynat در میان خلق عرب و دربار خلفا. در مورد اهمیت و اهمیت این رقم در دنیای باستان که از آن لذت می برد ، توسط حکایتی از سوی آتنهو به ما گفته می شود ، که از کلیسای یونانی پارمنیون می گوید که پس از فتح دمشق ، مراقبت از تصاحب 329 را انجام داد. Kinati متعلق به دربار پادشاه داریوش سوم (م. 330 قبل از میلاد).
در قرن چهارم پیش از میلاد ، با پایان سلسله هخامنشیان ، سلطنت شاهنشاهی ایران برای حدود یک قرن به سلسله مقدونی سلوکیان منتقل شد و در طی آن آلودگی فرهنگی بین جهان یونان و جهان پارس بطور قابل توجهی شدت گرفت. آیین زرتشت ، که قبلاً در دوران هخامنشیان آیین ایالتی بود ، با دین گرایی مذهبی همراه با مرحله فرهنگی هلنیسم ، که در دوره امپراتوری اشکانی (IV قبل از میلاد - 11 میلادی) ، یک سلسله ادامه یافت ، جایگزین شد. بومی آسیای میانه است. با سلسله به جای پادشاهان ساسانی (III AD-VII میلادی) ، تاسیس شده توسط اردشیر اول (متوفی 241) ، حاكمان عنوان هخامنشی را پس گرفتند شاهنشاه، یا پادشاه پادشاهان ، و دین زرتشت دوباره آیین دولت بود. ما غالباً از دوران ساسانی به عنوان عصر طلایی عالی موسیقی ایرانی صحبت می کنیم: بنیانگذار سلسله قبلاً به فکر گردآوری همه کسانی بود که در یک طبقه اجتماعی حرفه های موسیقی را انجام می دادند ، پادشاه بهرام گور (یا Varahvan V ، 421- 439) که وزارت موسیقی را تأسیس کرد و 12.000 نوازنده را از هند به ایران آورد. اوج اهمیت موسیقی احتمالاً در زمان خسرو دوم (591-628) به دست آمده است ، شاهنامه، o کتاب پادشاهان ، از فردوسی ، و خمسه، "پنج شعر" ، توسط نظامی ، هر دو در دوران اسلامی سروده شده است. باربد ، رامتین ، بامشاد ، آزادوار تی چنگی و یونانیان Sargash و Nakisa متعلق به نخبه خوانندگان دربار ، که ظاهراً موسیقی بی آلایش فوق العاده تصفیه شده ای را نیز اجرا می کردند ، موسیقی که به گفته نویسنده اسلامی قطب الدین الشیرازی (متوفی 1311) قبلاً توسط باربد در هفت روش واقعی موسیقی در آن زمان سازماندهی شده بود (Khosrovam) حالت های مشتق شده 30 (لان) هر کدام برای یک روز زرتشتی ماه و ملودی های 360 o گروه دستان، هر کدام برای یک روز از سال زرتشتیان. ذکر مختصر سزاوار دیدگاه مشهور مزدک ، بنیانگذار یک جنبش مهم بدعت-کمونیست است ، که در آن شاه خسرو دوم ، تبدیل به خدای خورشیدی ، توصیف شده است که توسط چهار شکل احاطه شده است و همچنین نماد چهار نیروی کیهانی است ، سه مورد از آنها وزرای ارشد و چهارم موسیقی دان است.
در مورد شواهد باستان شناسی دوره ساسانی ، تصاویر نقاشی دیواری قرن XNUMX که در داخل غاری از طاق بستان ، در نزدیکی کرمانشاه ، در غرب ایران یافت شده است ، قابل توجه است: در آنها خسرو دوم در صحنه های شکار بازی می کند به گراز وحشی و گوزن ، در حضور نه تنها شکارچیانی که فیل سوار می شوند ، بلکه همچنین میزبان چنگ نوازان ، خوانندگان و نوازندگان شیپور هستند. جام های نقره ای کالار دشت ، در مازندران ، سرزمینی در جنوب دریای خزر ، به قرن بعد برمی گردد. یکی از اینها نوازنده LUTE با دست کوتاه و نوازنده Mouth ORGAN را به تصویر می کشد ، ابزاری که از چین در ایران معرفی شده و استفاده از آن بسیار کوتاه است.
تاریخ موسیقی ایرانی در تمدن اسلامی با حضور موسیقی درباری شهری مشخص شده است که به نظر می رسد در دوره ای از قرن هشتم تا شانزدهم میلادی ، یکدستی و همگنی خاصی از زبان را حفظ کرده است ، به طوری که به ما اجازه می دهد از یک موسیقی کلاسیک، هر از گاهی توسط دربارهای عباسیان ، جلایرها ، تیموریان ، عثمانی ها و صفویان حمایت مالی می شد.
سلطنت خلفای اموی (661-750) دوره ای از نوآوری در موسیقی است که در آن فرهنگ هزار ساله موسیقی ایرانی شروع به تأثیر قاطع بر موسیقی نوپای اسلامی می کند. با فتح پادشاهی ساسانی ، عناصر فرهنگی فراوان ایرانی توسط دادگاه های جدید خلفا مانند آداب و رسوم تشریفات شاهنشاهی به تصویب رسید. از سوی دیگر ، وزن سنتهای موسیقی موسیقی ساز ایرانی قابل توجه خواهد بود: ما می دانیم که در واقع موسیقی اعراب در دوره قبل از اسلام با آواز و شعر متمرکز بوده است ، در حالی که با فتح پارس فرهنگ موسیقی دستگاهی نیز شروع می شود در میان اعراب ، همانطور که از تصویب BARBÀT ، یک عود گردن کوتاه ساسانی استنباط می شود ، که به لوت 'uo یا LAÙD در اسپانیا مورها تبدیل شد. به نظر می رسید که این سهم در انتشار "سبک آواز ناشناخته برای اعراب" توسط کارگران پارسی ، در سالهای ساخت عصر مکه ، باشد.
آنچه دوران خلافت اموی را متمایز می کرد ، نبود سنت تلفیقی موسیقی دانان وابسته به دربار به صورت دائمی بود: به نظر می رسد وقایع موسیقی توسط نوازندگان دوره گرد اجرا شده باشد. تغییر در این وضعیت با سلسله عباسیان (750-1258) و پایتخت جدید آن بغداد اتفاق افتاد ، که دربار شاهنشاهی آنها سازندگان ، خوانندگان و خوانندگان با استعداد متمرکز بودند. منبع اصلی اطلاعات در این دوره است کیتاب العقانی ، یا کتاب آهنگ ، از ال-اصفهانی (897-967) ، که در آن اطلاعات بیوگرافی بی شماری در مورد مهمترین موسیقی دانان دربار بغداد گزارش شده است ، که به نظر می رسد همه آنها اصالتاً پارسی بوده اند. از جمله این شخصیتهای معتبر استاد ابراهیم الموسیلی (742-804) و پسرش اسحق الموسیلی (767-850) است. مهمتر از همه ، شخصیت استاد دربار را با نقشهای خود به عنوان آهنگساز ، مجری ، شاعر و روشنفکر ، در این مورد کارشناس فلسفه و فقه ، به شکلی مثال زدنی نشان می دهد. بزرگترین رقیب او ابراهیم بن مهدی (779-839) خواننده با استعدادی بود که به نظر می رسد در پیوند بیشتر عناصر موسیقی ایرانی که بازسازی ماهیت آنها دشوار است ، کمک کرده است. آنچه ما می توانیم استنباط کنیم این است که در عصر عباسی دو سبک مختلف موسیقی درباری وجود داشته است ، thaqil ("سنگین") e khafif ("نور") ، مورد دوم بیشتر با عناصر فارسی عجین است ، از جمله پیچیدگی خطوط آهنگین و تمایل به بداهه پردازی و تفسیر آزادانه آهنگ ها.
آثار موسیقیدان مشهور زیریاب (متوفی 852) ، نیز ایرانی الاصل ، که از شاگردان ابراهیم الموسیلی در بغداد بود ، نیز در قرن XNUMX قرار دارد. زیریاب قبل از استقرار در کوردوبا در دربار خلیفه اموی ، عبدالرحران دوم ، در دربارهای سوریه و تونس اقامت گزید ، جایی که او یک سنت موسیقی را بنا نهاد که به نظر می رسد پایه موسیقی عرب و اندلس است. شخصیت وی نه تنها در زمینه موسیقی بلکه در زمینه سلیقه ، آداب و رسوم و آشپزی نیز تأثیرگذار بود. در اواخر قرن XNUMX ، پادشاهی عباسی با افزایش استقلال استانها و در نتیجه توسعه سنتهای فردی دربار مربوط به آنها ، یک تقسیم سیاسی را آغاز کرد: دانش هنری و موسیقی متمرکز در دربار بغداد گسترش یافت در مناطق جهان اسلام ، و بخش قابل توجهی از این روند به دلیل شکوفایی فعالیت های فکری و علمی بود که در مدارس و رساله های متعددی شکل گرفت ، که در ابتدا به زبان عربی (قرن XNUMX و XNUMX) و به فارسی و ترکی در طول قرن ها نوشته شده بود ذیل.
خلیفه عباسی آل مأمون در بغداد در سال 832 ش تاسیس شد بیت الحکمه؛ o خانه حکمت ، یا آزمایشگاهی از مترجمان عرب که برای نسلهای مختلف درگیر متناسب سازی متون به زبان یونانی و آرامی به عربی بودند ، و کار ترجمه دانش یونانی را که در قرنهای قبل از هجیرا (622) توسط سریانی ها و نسطوریان انجام شده است ، تداوم می بخشد.
بنابراین ترجمه نویسندگان یونانی و میراث فرهنگی ، که از غرب از طریق سوریه و خاور نزدیک به بغداد رسید ، برای علوم و فلسفه های نوپای اسلام اساسی بود. با این حال ، این تنها خط وراثتی نبود که اسلام توانست از طریق آن از دانش جهان باستان در تمدن خود استقبال کند: حرکت دوم ، اهمیت کمتری ، حرکتی بود که شاهد جابجایی دانشمندان بیشماری از شهرهای شمال ایران بود -شرق به سمت مرکز جدید اسلام ؛ نوبخت فارسی ، مدیر کتابخانه بغداد و مترجم آثاری از این افراد بود پهلوی (زبان امپراتوری ساسانی) به عربی ، و مترجم ابن مقفع ، یک ایرانی زرتشتی که به اسلام گروید. شهرهایی که این دانشمندان از آنها آمده اند شهرهای "راه شرق" بوده است که قرن ها قبل توسط اسکندر سفر می کرد ، که به نوبه خود میراث دار فرهنگ های یونانی ، زرتشتی ، بودایی ، مانوی ، نسطوری و مسیحی بودند. بنابراین ، آنچه که فرهنگ نوپای بغداد از بین می برد ، مجموعه ای قابل توجه از آثار و دانش جهان باستان است ، از فلسفه و پزشکی گرفته تا ریاضیات ، نجوم ، کیمیاگری ، علوم طبیعی به علاوه مجموعه ای کامل از آثار شبه مصور ، از جمله معروف الهیات از ارسطو ، که چیزی نیست جز یک تعریف از سه مورد آخر Enneadi از Plotinus ، و این برای عرب الكیندی بسیار عزیز بود ، و نشان دهنده تأثیر نئوپلاطونیسم بر فلسفه اولیه اسلامی است.
ابو یوسف الکیندی (796-873) "فیلسوف اعراب" ، که بیشتر عمر خود را در میان شور علمی و ترجمه متون کهن در بغداد زندگی می کرد ، همچنین اولین نظریه پرداز اصلی موسیقی بود. در او دو گرایش حدس و گمان وجود دارد که در قرون بعدی غالباً تقسیم می شوند: یکی که می توانیم آن را به عنوان عقل گرایی توصیفی و تجربه گرایی از پدیده موسیقی مشخص کنیم ، و دیگری به شناسایی روابط بین موسیقی و علم اعداد اختصاص دارد. ، کیهان شناسی ، مزاج های بدن انسان.
در مورد اولین مورد از این دو گرایش ، باید گفت كه الكیندی الگوی گمانه زنی را برای بحث نظری فواصل ، مقیاس ها و حالت های موسیقی ارائه داد ، كه در قرن های بعدی توسط همه نظریه پردازان اصلی پذیرفته شد: ساختارهای چهارقلویی را با اشاره به موقعیت انگشتان دست چپ روی صفحه انگشت عود گردن کوتاه توصیف می کند UD؛ همچنین فواصل با استفاده از اقدامات Pythagorean را شرح می دهد limma e apotome، که اضافه شده با هم تمام لحن ، و به لحاظ نظری رشته پنجم را به لوت اضافه می کند تا دامنه ملودیک دو اکتاو را بدست آورد ، مربوط به سیستم عالی نظریه موسیقی یونان
ما همین روش احتکاری را در برجسته ترین نظریه پرداز موسیقی در منقار اسلام می یابیم: ابونصر ال فارابی فارسی (872- 950) ، که همچنین در بغداد به تحصیل منطق ، دستور زبان ، فلسفه ، موسیقی پرداخت. ریاضیات و علوم طبیعی ، دستیابی به مرجعیتی فکری و معنوی که لقب وی را به دست آورد Magister Secundus ، یا به گفته ارسطو عنوانش Magister Primus. او نویسنده کتاب كتاب الموسقی الكبیر ، o کتاب عالی موسیقی ، یک اثر حجیم متشکل از یک مقدمه و سه کتاب ، هر کدام شامل دو بخش ، که در آن با جنبه های مختلف ساخت موسیقی با دقت روش در رابطه با ملاحظات فلسفی در مورد ماهیت انسان ، ریشه موسیقی ، فیزیک صدا ، خصوصیات فواصل موسیقی ، تتراکورد ، تقسیم اکتاو ، ساختارها و چرخه های موزون ، ترکیب بندی و اجرای موسیقی. وی سپس الك-كندی را انتخاب می كند كه با آن مسائل مربوط به ساختارهای فاصله را از طریق توصیف احساس سازهای زهی ، كه در این مورد علاوه بر UD ، TUNB TR (TUNBÙR) بغداد و TUNBÙR است ، روشن می كند. خراسان. توصیفاتی که توسط فارابی انجام شده است ، قطعاً پیچیده تر از الکندی است ، شامل موقعیت های اصلی و اضافی. علاوه بر این معروف نیز در آن ظاهر می شود وسط زالزال؛ این فاصله سومین خنثی است که به نظر می رسد توسط زلزال ، معلم اسحاق الموسلی معرفی شده است.
در مقدمه کتاب دوم ، به نام کتاب ابزار ، Farabì به روشنی سودمندی رساله ارگانیکال را در رساله ای درباره موسیقی بیان می کند: پس از بررسی ، در مقدمه و در کتاب اول o کتاب عناصر ، "اصول و اولین عناصر" علم موسیقی ، با برخورداری خاص از ابزارهای زمان ، نویسنده می خواهد "بررسی آزمایشی" این اصول را انجام دهد ، به طور خلاصه پیامدها ، نیازها و نتایج کاربرد آنها تمرینات به این ترتیب خواننده ای که به مطالعه اثر می پردازد "متوجه خواهد شد که این تئوری یک کار ساده اسامی نیست ، بلکه همان چیزی است که با شهادت حس شنوایی که برای او آشنا است تأیید می شود". مشهورترین جانشین فارابی ، ابوعلی بن سینا (980-1037) بود که در اروپا به ابن سینا، همچنین فارسی. ما زودگذر یادآوری می کنیم که کار این مرد که در آن سمت هایی داشت وزیر در دادگاههای متعددی در سرزمین ایران و کتابشناسی 242 عنوان برای ما به جا مانده است ، قرنهاست که در غرب و شرق این کشور اساس مطالعات پزشکی است. معالجه های موسیقی وی به ناچار از درمانگاه فارابی متراکم تر و کاهش یافته بود ، اما مطمئناً از اعتبار کمتری برخوردار بود. ما همچنین معرفی اصطلاحاتی به زبان فارسی را مدیون وی هستیم که برای اولین بار در فصل موسیقی در بخش علوم ریاضی در دائرlopالمعارف ظاهر شد کیتاب الشیعه ، o کتاب شفا. این اصطلاحات فارسی نام دوازده حالت اصلی است که توسط ابن سینا توصیف شده است ، که امروزه نیز در سنت فعلی استفاده می شود. کلاسیک فارسی ، به عنوان نام نوع ملودی ها یا حالت های ثانویه نامیده می شود Gushe-در هکتار است.
فرابی و ابن سینا در دومین روند احتکاری که قبلاً به آن اشاره کردیم شرکت نکردند ، یعنی در رابطه با روابط عددی و کیهانی بین اصوات و دنیای پدیده های طبیعی. علاوه بر الكیندی ، كه علاقه قابل توجهی به چنین مواردی در كار خود اختصاص داده است ، باید از دائرlopالمعارف برادران بصره نقل شود. اخوان الصفا: یا «برادران پاکی و دوستان وفاداری» ، مربوط به قرن 10 ، که یک جامعه پنهانی از اندیشه وابسته به جنبش اسماعیلی بودند. در 51 آنها رسائل ، یا رسائل ، پیش از هر چیز دفاعی از تئوری افلاطونی - فیثاغورسی در مورد موسیقی حوزه ها است که توسط نویسنده ای مانند فارابی کاملاً رد شد ، و سپس مجموعه ای از پایان نامه ها درباره مکاتبات عددی ، تأثیرات درمانی موسیقی و همبستگی بین رشته ها از UD و شوخ طبعی بدن.
در قرون بعدی ، در زمانی که تجزیه امپراتوری عباسی و پیشروی فاتحان ترک و مغول آغاز شد ، پژواک آموزه های کیهان شناسی در مورد "هماهنگی حوزه ها" وارد کار این کشور شد شایک الاسراق Shihàboddìn Yahyà Sohrawardì (115 5-1191) ، اصالتاً از شمال غربی ایران ، که اندیشه او برای درک پدیده تجربه عرفانی مهم است ، پیوندی ناگسستنی با موسیقی در تاریخ تمدن ایران ، و همچنین با شعر و رقص و برای هنر تجسمی ، همه فعالیتهایی که می توانند به عنوان "وسیله بیان چیزهای غیر قابل گفتن" تعریف شوند. طبق آثار سهروردی ، صفحه ای که از طریق آن درک واقعیت فوق العاده محسوس تحقق می یابد mundus imaginaLis o علم المیثل ، سطح متوسطی بین واقعیت مادی و واقعیت معنوی ، فقط در آن شنیدن حقیقت امکان پذیر است موسیقی کره ها سهروردو آموزه خود را به عنوان "ترمیم خرد ایران باستان" مطرح كرد و به چهره های برجسته هرمس ، افلاطون و زرتشت به عنوان اسلاف خود اشاره كرد. این آخرین ارتباط بین فیلسوف یونانی و اصلاح طلب آیین اهورامزدا ، چند قرن بعد و در فلسفه بیزانس ، گمیستو پلتونه ، در طلوع رنسانس ، در اروپا با کنجکاوی دنبال شد.
حدود دو قرن پس از کار Avicenna ، تولد مکتب تئوری موسیقی موسوم به دانشمندان غربی "sistermatista" است ، زیرا این کتاب به شرح "موجودی سیستماتیک حالت های استفاده شده" اختصاص دارد: ": بنیانگذار آن او صافی الدین الورناوی فارسی است (متوفی 1293). در او Kitab a-adwàrvi تجزیه و تحلیل توصیفی تقسیمات موجود در صفحه کلید TUNBÙR خراسان که قرن ها قبل توسط Farab انجام شده است از سر گرفته می شود. این تازگی در سیستمی نهفته است که نویسنده با آن اکتاو را به تدریج به 17 قسمت تقسیم می کند: لحن کامل؛ tetrachords به نوبه خود توسط 2 تشکیل شده است تن کامل 1 بیشتر limma؛ il لحن کامل توسط 2 تشکیل شده است limma 1 بیشتر کاما. از این تجزیه و تحلیل Urmawì از 84 مقیاس ممکن و 18 حالت موسیقی استنباط می کند که به نوبه خود به 12 تقسیم شده است shudùd و 6 awàzàt. در این کتاب همچنین شرح چرخه های موزون و مجموعه ای از قطعات نت گذاری وجود دارد که یک ویژگی کاملاً مشخص برای آن زمان است.
با حمله مغول به قرن سیزدهم و اخراج بغداد در سال 1258 ، می توان دوران خلافت عباسی را نتیجه گرفت: از این لحظه به نظر می رسد مرکز زندگی موسیقی به سمت ایران و آسیای میانه ، در شهرهایی مانند تبریز ، هرات ، اصفهان ، سمرقند. کار صفی الدین طنین انداز قابل توجهی در سراسر جهان اسلام شرقی به دست آورد و با شاگردش قطب الدین شیرازی و دیگر جانشینان مکتب سیسترناتیست ، ادبیات پر رونق نظریه موسیقی به زبان فارسی آغاز شد ، آخرین معتبرترین نماینده آن عبدالقادر المرغی آهنگساز (متوفی 1435) بود ، که در زمان تامرلانو زندگی می کرد. تأثیر اروماوی ، شیرازی ، مراغی و به طور کلی سیستم گرایان بر موسیقی کلاسیک فارسی ، ترکی و عربی به حدی بود که به مورخان این امکان را می داد که همگنی بالایی بین شیوه های موسیقی دادگاه های اصفهان ، بغداد ، دمشق ، ماردین و ارزینکان در اواسط قرن شانزدهم میلادی بود که این تولید آثار نظری به طور کامل متوقف شد و سنت های موسیقی ترکی-عثمانی ، عربی و فارسی آن فرایند تمایز را انجام دادند ، که راس آن در قرن هجدهم ، با سقوط سلسله صفوی در ایران ، به دست آمد.
ظهور پادشاهی صفوی دوره جدیدی از شکوه و جلال را برای زندگی موسیقی دربار در شهرهای ایران رقم زد. در حال حاضر نزد شاه اسرنائیل اول (1502-1524) شهر تبریز به یک مرکز موسیقی غنی تبدیل شد: این پادشاه برای موسیقی عاشق، یا از روسای آذربایجان ، و او خود را از نوشتن آیاتی در مورد عشق عرفانی و غیره خوشحال كرد علم ، و در نواختن لوت با دسته بلند SÀZ یا QOPÙZ. همچنین در همین زمان بود که تمرین موسیقی ایرانی به طور یقین بر موسیقی جوان دادگاههای ترکیه و عثمانی تأثیر گذاشت ، که در قرن های شانزدهم و هفدهم تعداد زیادی از نوازندگان و خوانندگان ایرانی را در خود جای داده بودند.
در زمان شاه عباس اول (1587-1528) ، در دربار پایتخت جدید اصفهان ، زندگی موسیقی و هنری احتمالاً به بالاترین سطح رسیده است ، و همچنین توسط مینیاتور و نمایش های هنری متعددی که جنبه های مختلف زندگی موسیقی را نشان می دهد ، مستند شده است. در دربار چهار گروه نوازنده وجود داشت: زنان ، مردان ، ارمنی ها و گرجی ها ، بعلاوه برخی از خواجه ها ، طبق معمول در دادگاه های اروپا در همان دوره. مهمترین آهنگسازانی که تاریخ به یاد می آورد شاه مراد ، محمد قزوینی ، آقا م'من و امیر خان گورجی گرجی بودند. در این دوره ، تولید پررونق رساله های موسیقی نیز از سر گرفته شد ، كه اختصاص به یك فعالیت كاملاً توصیفی از عمل ، یا یك گمانه زنی نمادین و كیهان شناسی بود. دیگر هیچ اثری از نگرش تحلیلی وجود ندارد که اولین نظریه پردازان بزرگ و مکتب سیستماتیک را مشخص کند. در بحث درباره تمرین موسیقی و تفسیر ، این رساله ها بهم پیوستگی منسجم قطعات یا موجودات معین را پیشنهاد می دهد ، به گونه ای که سوئیت، که در آن ما شروع کردیم و با همان روش موسیقی پایان دادیم ، درست مثل تمرین دستگاهی-HA، که به تدریج از ابتدای قرن نوزدهم شکل می گیرد تا در اواخر خلقت ردیف، توسط اربابان دربار قاجار.
با حمله افغانها و سقوط صفویان در سال 1722 ، با آوارگی بسیاری از استادان به دربارهای ترکیه ، آسیای میانه و کشمیر ، به نظر می رسد سنت غنی موسیقی اصفهان از هم پاشیده است. در دوره کوتاه سلطنت سلسله های افشاریده و زند (از سال 1737 تا 1794) ، موسیقی کلاسیک فارسی به طور قاطع از صحنه تاریخی ناپدید شد ، اما در قرن نوزدهم در دربار قاجار دوباره ظاهر شد. در این مرحله انتقالی بین پادشاهی صفوی و قاجار است که جدایی واضحی بین سه سنت موسیقی ترکی عثمانی ، عراقی و ایرانی رخ می دهد: از قرن XNUMX به بعد آنها به طور مستقل رشد خواهند کرد.
در دوره طولانی حسن ناصرالدین شاه (1848-1896) موسیقی دوباره به یک نکته چشمگیر دست یافت: دوباره آفرید. یک نخبه نوازندگان دربار ، که در مقابل شاه نشسته و مانند اعضای خانواده در هر حرکت او را همراهی می کردند. از جمله محمد صادق خان ، که در هنر زره در سفره SANTUR تبحر داشت ، و آلا اکبر فراهانا (درگذشته 1857) ، استاد آواز گردن بلند TÀR ، که شهرت او از حدود 1859 به لطف داستان های سفر کنت گوبینو ، یک دیپلمات فرانسوی که در طول اقامت خود در دربار قاجار فرصت شنیدن موسیقی خود را داشت. در این دوره نوع شکل می گیرد ensembleche هنوز هم امروز نماینده موسیقی کلاسیک فارسی است. به طور کلی شامل صدا و یک یا دو ساز انفرادی یا دو یا سه ساز انفرادی است که همراه با طبل کیسه ای ZARB یا درام قاب DUF همراه است. سازهای انفرادی مورد استفاده عبارتند از viella KAMANTCHÈ ، زیتون SANTUR روی میز ، فلوت NEY و عودهای گردن بلند TÀR و SETÀR ، دومی مناسب تر برای نواختن به تنهایی یا همراه با صدا و فلوت NEY ، نسبت به گروه، بخاطر تمبر حجم کمی برجسته
از علی اکبر فراهانà نیز مدرسه اصلی سبک به دنیا آمد مرسوم موسیقی کلاسیک فارسی: با مرگ زودرس در 1857 ، کارنامه و ویژگی های سبک او به دو پسرش میرزا عبدالله (م. 1918) و حسین حسین قلی (م. 1915) از طریق عموی خود آقا غلامحسین منتقل شد. در آغاز قرن بیستم ، این دو به مقامات اصلی رپرتوارهای کانونی تبدیل شدند: میرزا عبدالله کسی بود که بطور سیستماتیک یک مدل رپرتوار را برای لوتهای TÀR و SETÀR سامان داد و سازمان داد. ردیف، بعداً نیز با سایر ابزارها سازگار شد ، که هنوز هم اساس آموزش و کارایی موسیقی.
علیرغم اینکه مجموعه ای از واحدهای موسیقی است یا Gushe هکتار (جمع از Gushe، که به معنی "گوشه" است) هر کدام با عنوان ، رادیو به نظر می رسد که موجودی کاملاً پیچیده تر از یک مدل رپرتوار ساده یا یک سیستم ساده ساده است. وظیفه آن فقط اجازه دادن به حفظ و یادگیری a نیست جسم از ترکیبات و ارائه مدل ها و پایه های مشترک برای عملکرد (که با درجه بالایی از زمان مشخص می شود) ؛
همچنین ابزاری برای انتقال عمدتا یکی است سبک از یک نگرش خاص موسیقی ، و یک اخلاق ، که توضیحات فرهنگی خود را در پیوند با دنیای وسیع و پیچیده عرفان فارسی می یابند.
در شکل کلان خود رادیو به 7 تقسیم شده است دستگاهی هکتار و 5 آواز-در هکتار است. قابل تعریف به عنوان مجتمع های معین ، هر یک دستگاهی هکتار o آواز-در هکتار با یک یا چند روش مشخص می شود یا از Maye، که از نظر فنی به دلیل وجود چهارچرخ ها یا دنگ-HA که ساختارهای مقیاس را تشکیل می دهند ، و برای یک سلسله مراتب داخلی ارتفاعات که کارکردهای آن را تعیین می کند شاهد o نت اصلی (برجسته شده توسط خط ملودیک)؛ این توقف نت ملودی؛ عسل آغاز یا نت اولیه؛ motaghayyer یا توجه داشته باشید متغیر (که ممکن است با یک ربع لحظه تغییر کند)؛ و در آخر تابع نهایی ، یادداشتی که جملات ملودیک با آنها به پایان رسید.
مهمترین دزدگیر بدون شک دادگاه شور ، که از آن چهار مشتق شده است avaz-ha: abu'atà ، bayat-e tork ، afsharì e دشتی؛ سپس دنبال کنید dastgah-mahur، dastgahe chahargah، dastgah-e homayun، که تولید می کند آواز بیات اصفهان؛ پو dastgahe rastpanjgah، dastgah-e navà و سرانجام dastgah-e segah. یک ششم نیز وجود دارد آواز، نام کرد بیات ، که معمولاً در آن گنجانیده شده است dastgah-shur.
فرم داخلی هر یک از مجتمع های معین 12 با دنباله ای از داده شده است gusheha؛ اینها تنوع رسمی قابل توجهی را ارائه می دهند ، که تعریف نامشخص از مفهوم را امکان پذیر نمی کند Gushe اما موظف است حداقل چهار نوع اصلی ایجاد کند:
مجموعه معین خودمختار (شاه گوشه) ، داشتن یک سیستم مقیاس پذیر و سلسله مراتبی از ارتفاعات خودمختار با توجه به دزدگیر که در آن رخ می دهد ، و یک سری از بخش های مدولاسیون داخلی و Gushe هکتار ثانویه؛ به عنوان مثال: مخالف حصار ، دلکش ، شکسته ، 'عراق ، رک- ،
مجتمع معین نیمه خودمختار ، با همان استقلال از خصوصیات معین a شاه گوشه ، اما بدون بخش های داخلی ثانویه و تعدیل شده؛
آهنگ های ملودیک ، که می توان آنرا با موارد مختلف جابجا کرد دستگاهی هکتار؛
نقوش ریتمیک یا ملودیک ، فاقد ارتباط با ساختار خاص
فاصله ، سپس از A قابل انتقال است دزدگیر به دیگران.
تمایز رسمی بعدی در مجموعه Gushe-HAVA بین دسته ها عمل می کند درآمد، که به معنای "مقدمه" و دقیقاً ارائه خصوصیات معین است دزدگیر یا دلآواز در سوال؛ نغمه یا "ملودی" ، سپس یک ترکیب کوتاه در ریتم آزاد ؛ چهارمضراب نام آن به یک الگوی حرکتی متشکل از چهار سکته مغزی قطعه اشاره دارد و دقیقاً ترکیبی است که با تکرار با تغییرات یک دنباله حرکتی ریتمیک مشخص می شود. رنگ،، که به معنای "رقص" است و نوعی ترکیب سنجیده شده بر اساس ریتم های رقص بسیار باستان است. فرودیا نوعی جنبش حرکتی که معمولاً یک بخش تعدیل کننده را به پایان می رساند تا به ساختار معین اولیه بازگردد دستگاهی. از معاینه Gushe هکتار شیوع آشکاری از ریتم آزاد و غیر سنجیده نسبت به ریتم اندازه گیری شده وجود دارد: برای درک معنای این ویژگی لازم است در نظر بگیریم که بیان متریک بسیار نزدیک به شعر کلاسیک فارسی است ، بنابراین از مقدار، یا لهجه های کوتاه و کوتاه را به توالی تقسیم می کنند. راه رفتن موزون موسیقی کلاسیک فارسی اغلب شبیه "کلمه مفصل" توصیف می شود. که در رادیو برای آواز خواندن ، علاوه بر این ، Gushe هکتار آنها بر روی اشعار شاعران کلاسیک مانند اجرا می شوند حافظ، مولوی ، عمار خیام و سادوی ، که در چند متر تشکیل شده اند غزل، از dobeytt و مثنوی.
اجرای موسیقی کلاسیک فارسی به طور سنتی برای اتاقهای خصوصی اختصاص یافته است که توسط مخاطبان بسیار محدود از افراد خبره اشغال می شود: در خانه ها ، در باغ ها ، یک بار در دربار حاکمان و دوستداران موسیقی. نوازندگان معمولاً خواننده ای هستند که با یک ، دو یا سه ساز همراه با صدای بسیار کم و باریک همراه هستند. شما در محیطی که با موکت فرش های تزئینی تزئین شده است ، روی زمین می نشینید و تماس بین نوازندگان و شنوندگان عملاً عرفی است.
موسیقی اجرا شده عمدتا از یک سریال تشکیل شده است Gushe هکتار از یکی از 7 انتخاب شده است دستگاهی هکتار یا 5 آواز-در هکتار؛ اغلب توسط یک ترکیب در ریتم اندازه گیری شده از نوع معرفی می شود pishdaramad، معمولاً جدی و جدی ، به دنبال آن یک یا چند داراماد که با آن مجموعه ای از قطعات از رادیو این مجموعه متشکل از یک گزینه است Gushe هکتار در ریتم آزاد e Gushe-BA در ریتم اندازه گیری شده که در بعضی موارد با طبل کیسه ای ZARB همراه است. خصوصاً در حالت اول اینها عمدتاً به عنوان پایه هایی برای بداهه پردازی مورد استفاده قرار می گیرند که شامل بسیاری از جنبه های عملکرد است. رادیو در حقیقت ، به لطف ساختار داخلی خود ، طیف گسترده ای از امکانات تفسیری و بداهه نوازی را ارائه می دهد:
اول از همه ، روش های مختلفی برای تزئین ملودی وجود دارد که باعث می شود به برخی از عناصر ملودیک برجستگی بیشتری نسبت به دیگران داده شود. بنابراین ما می توانیم روی جدا کردن قطعات انگیزشی از آن بنگریم Gushe و تکرار آنها برابر یا متنوع است. می توان برخی از حرکات آهنگین را با ملیسم ها و جابجایی ها طولانی کرد یا "ترکیبات موقت" بین Gushe و دیگری. این روشهای مختلف رادیو آنها عمدتاً به سطح نوازنده بستگی دارند: در دیدگاه موسیقی سنتی ، تدریجی تصور می شود که براساس آن ، نوازنده باید در سال های اول به سادگی یاد بگیرد که کاملاً اجرا کند رادیو استاد بدون تغییر ، یک بار که این را یاد گرفت رادیو او می تواند ، در حالی که تجربه کسب می کند ، با تفسیر عناصر خاص ، امکانات تفسیری خود را کشف کند.
آخرین مرحله زمانی اتفاق می افتد که نوازنده سبک را کاملاً درونی کرده و معنای سیستم های مختلف معین را کاملاً درک کرده است: در آن مرحله او می تواند خراش، هم در بداهه پردازی و هم در ترکیب موارد جدید Gushe-در هکتار است.
سازوکاری که در بالا توضیح داده شد ، ما را ناگزیر می کند تا با جنبه مهمی از فرهنگ ایرانی روبرو شویم. روش سنتی آموزش موسیقی در ایران - اعم از موسیقی کلاسیک یا موسیقی مرتبط با سنتهای "منطقه ای" مانند روسا ، یا فعالیتهای موسیقی نیمه حرفه ای مانند خوانندگان موسیقی zurkhanè شامل گذراندن یک دوره طولانی از زندگی شخص است که معمولاً شامل 12 سال است ، در تماس نزدیک با یک استاد ، استاد o مرشد، بنابراین بیشتر از خود او می شود دانش آموز، خودش شاگرد
بارها اشاره شده است که این روش در زمینه عرفان یکسان است: جوانی که می خواهد در خرد معنوی آغاز شود ، راهی ندارد جز اینکه در خانه یک مورد استقبال قرار گیرد. درویش (درویش) ، برای رسیدن به هدف خود.
تعالیم معنوی و آموزش موسیقی نزدیکی بیشتری را نشان می دهد: در آنها آثار کاملاً غایب وجود دارد مفهوم، كه به شكل توضيحات و شفافيت هاي كلامي از استاد به شاگردي در مي آيد. یادگیری دقیقاً برای انجام می شود imitazione و این ، در مورد نوازنده ، به تقلید موسیقی محدود نمی شود ، بلکه باید به آن گسترش یابد روش زندگی استاد. شاگرد باید روزانه ، از طریق مشاهده ، با عادت ها ، سبک ، دیدگاه زندگی استاد عجین شود.
در جزئیات آموزش موسیقی ، می توانیم از درسی صحبت کنیم که در ابتدا شامل نمایش قطعات کوتاه آهنگی به شاگرد است. شاگرد تلاش می کند دقیقاً همان چیزی را که می بیند و می شنود تولید کند ، بنابراین به تدریج توانایی انجام "حرکات" اصلی موسیقی را پیدا می کند (از این رو تکنیک های مختلف تزئین).
با دستیابی به یک مهارت فنی عادلانه ، استاد با نشان دادن اول به شاگردان شروع می کند Gushe هکتار از ردیف، شاید در یک نسخه ساده برای یادگیری یک عدد صحیح ردیف، تقریباً 10 یا 12 سال ضروری تخمین زده می شود: در طی این مدت زمان طولانی ، و از طریق این روش سخت ، خصوصیات ضروری در شاگرد ایجاد می شود ، از جمله حافظه ظرفیت تقلید فوری ، دانشکده ها توجه و افزایش غلظت ، و به قول Safvate ، حس گرانبهای از جزئیات. تمام خصوصیات اساسی که عملکرد آنها دو طرفه است: از یک طرف آنها ضروری هستند عملکرد، از آنجا که آنها نه تنها بداهه پردازی بلکه همراهی همزمان خوانندگی هستند ، دقیقاً بر اساس یک بازی تقلیدی از انتظارات و تأخیرها. از طرف دیگر ، آنها ابزارها و مناسب ترین توانایی ها را برای درک و بیان عمیق ترین معنی و معنا ، از یک ماهیت معنوی ، دارند که این موسیقی دارد ، اما به سختی از خارج نشان می دهد.
به نظر می رسد که این روش تدریس ، و همچنین به دلیل تغییرات فرهنگی اجتماعی که در قرن گذشته باعث تولد مدارس موسیقی مانند هنرستان تهران در ایران شده است ، با استفاده از یک آموزش به سبک غربی ، استفاده می شود ، استفاده نمی شود. بخشی از یادداشت ها ، توضیحات فنی ، ضبط ها و غیره.
همانطور که در اکثر سنتهای موسیقی متعلق به فرهنگهای شرقی ، موسیقی کلاسیک فارسی نیز وجود دارد هم نوا. با این وجود ، درجه بالایی از پیچیدگی را نشان می دهد ، که به طول و تنوع خطوط ملودیک و پیچیدگی چرخه های ریتمیک ، مانند سایر سنت های غنی کلاسیک شرقی ، ارائه نمی شود ، اما از اصل تزئین ، معنی آن در جمله ساده "سنتی" ذکر شده توسط داریوش صفوات آمده است: "مهم نیست که شما چه بازی کنید ، بلکه بیا بازی می شود ».
در مورد رادیو و دیگر روایات فارسی مانند نمایشنامه خوانی مقدس TANBUR اخوان کردها اهل حق ، رپرتوار ابزاری برای DOTAR خراسان ، یا مینوکسیل ویلا QEYCHAK بلوچی ، تزئینات به سطحی از تراکم می رسد که دوبرابر واقعی سطح ادراک ملودی را ایجاد می کند. برخی از نت ها در پیش زمینه قرار می گیرند ، در حالی که در پس زمینه به طور مداوم صداهای کم حجم تر ، نت های کنایتی ، لرزش وجود دارد. شاید به عنوان یک تکنیک ساده "تزئین" ظاهر شود ، در واقع تزئینات نتیجه یک رویکرد خاص است که نوازنده از ساز استفاده می کند. این وسیله بیانگر است hAL؛ اصطلاحی عزیز برای عرفان اسلام ، حالتی خاص از هوشیاری که بنابراین شیوه ها و وابستگی های آن با خلسه یا EN-استاز نیاز به مطالعات بسیار کامل دارد
به گفته برخی از محققان سنتی موسیقی فارسی ، مانند داریوش صفوات و سید حسین نصر ، هال این همان چیزی است که به اجرای موسیقی معنا می بخشد و آن را پر ارزش می کند معنوی، و همچنین اخلاقی ed زیبایی شناسی. بیان هال، بنابراین ، عمدتا از طریق تزئین بدست می آید. در واقع این نوازنده را مجبور به نوع خاصی از تمرکز می کند ، که در آن تلاش مورد نیاز نه از نظر روحی و روانی است ، و موفقیت آن نه با خستگی ، بلکه با احساس لذت از بازی کردن بازیکن ابزار. به دنبال تعریفی که ژان در طی آن بیان کرده است ، می توان این تلاش را در جهت تحقق موسیقی یک اصل نظم معنوی ، یعنی وحدت بین سه سطح هستی شناختی: عامل ، عمل و متوسط، که در مکاتبات سفارش حساس هستند موسیقیدان، به ژست موسیقیایی و در ابزار.
سنت موسیقی ایران ، هم در زمینه های شهری و هم در روستاها ، با شعر پیوندی ناگسستنی دارد. برخی منابع ادبی قرون وسطایی (قطب الدین شیرازی ؛ نظامی) اهمیتی را که شعر آواز در عصر ساسانی از قبل داشت ، به ما نشان می دهد: 360 آریایی بودند گروه دستان توسط باربد ، برای هر روز از سال زرتشتیان ، ساخته شده است.
به عنوان مثال برخی از نام های این ملودی ها در حماسه کلاسیک فارسی باقی مانده است Aràyishn ì kvvarshèdh ("زیبایی خورشید") ، تختی اردشیر ("تاج و تخت اردشیر") ، Nauroùz-i bozorg ("بهار بزرگ") ، Ròchantchèràgh ("فلش روشن") ، هفت گوج ("هفت گنج"). از شعر نوشته شده به زبان دیگر اثری باقی نمانده است پهلوی است. در سده های بین دوازدهم و دوازدهم میلادی بود که ایران شاهد شکوفایی یک سنت شاعرانه بود کلاسیک الهام عرفانی ، توسط جلال الدین رامی ، سادی ، حافظ و عمار خیام که پژواک آنها قطعاً از مرزهای ایران عبور کرده است. این شعر ، که از متر کلاسیک استفاده می کند غزل هنوز هم اعدام های مرکز اصلی است رادیو برای آواز ، و همچنین به شکل مدرن تر یک کنسرت کلاسیک "سالن" که گروه های بزرگ ساز را تصویب می کند. همچنین به نظر می رسد که یک ارتباط ساختاری بسیار عمیق با ردیف، عبارات آنها با ریتم آزاد قابل مقایسه با "کلمه پیچ خورده است.
در اعدام ها رادیو آواز و در سوئیت ها از کنسرت ، خواننده شعر خاصی را با آیه های شعر انتخاب شده مرتبط می کند Gushe هکتار؛ این آیه های آواز سپس با بخش هایی از آواز یا سازها یا آهنگهایی با ریتم اندازه گیری شده متناوب می شوند. هنگام آواز خواندن کوپلت های غزل؛ ساز همراه صدا را یک صدا دنبال می کند ، اما با بازی های پیش بینی ، تأخیر و همپوشانی ، که نیاز به تسلط قابل توجه هر دو طرف بر مدل های ردیف، و همچنین یک هماهنگی عاطفی خاص.
شعر همچنین در مرکز زندگی موسیقی در خارج از شهرهای بزرگ است ، به ویژه به لطف چهره های حرفه ای و نیمه حرفه ای باردها یا داستان سرایان. آنها میراثدار میراثی بسیار باستانی هستند که ریشه آن هم در ایران باستان و هم در دورترین گذشته از همه جمعیتهای ترکی-تاتاری تبار که از قرنهای اول هزاره گذشته سرزمینهای شمالی ایران را اشغال کردند. کارایی برخی از بخشها شامل روایتهای طولانی است که با تناوب اشعار خوانده شده همراه با موسیقی ساز و بخشهایی از نثر گفتاری انجام می شود. بارد برای هر لحظه از روایت از ملودی استفاده می کند از اخلاق های مختلف؛ به عنوان مثال در خراسان ، شخصیتی شاد از هم متمایز است (شاد) رقص (سوزنک) نظامی (رزمی) و مالیخولیا (Hoznavar).
همه اقوام بزرگی که ایران امروز را تشکیل می دهند ، سنت خود را در داستان سرایی دارند ، از گروه های قومی فارسی زبان شروع می شود: naqqàl دارای کارنامه گسترده ای از سنت شفاهی شعرهای حماسه ای است که در منابع ادبی سنتی سروده شده است ، که اصلی ترین آن آن است شاهنامه فردوسی توسط فردوسی. این شعر به شکل حماسی میراث فرهنگی و معنوی تمدن باستان را جمع آوری می کند: در آن وقایع تاریخی دوران پیش از اسلام با افسانه باستان ، ماتریس زرتشتی و هند و اروپایی ادغام می شوند. ریشه های به همان اندازه دور از میراث حماسی گروه قومی ترک زبان است ، که در ایران توسط آذری ها و ترکمن ها نمایندگی می شوند ، که به ترتیب بیشتر در شمال غربی و شمال شرقی مستقر هستند. بارب آذربایجانی ، یا عاشق، این یک سنت شهری تر ، نه تنها در آذربایجان بلکه در شرق ترکیه نیز وجود دارد. منابع تاریخی این رقم را از قرن پانزدهم ذکر می کنند ، در دوره صفویه از اعتبار اجتماعی قابل توجهی برخوردار بود ، حتی در دربار. رپرتوار از عاشق از آنها تشکیل شده است dastanlar، شعرهای حماسی سنتی که مضامین آن در همه جمعیت ترک زبان آسیای میانه مشترک است. اینها توسطعاشق همراه خود با لوت طولانی S lZ ، در برخی مناطق با یک شخص کوچک گروه متشکل از دوبله دوبله BALABAN و طبل قاب QAVAL (یا DAYERÈ).
همانطور که در تمام سنت های موسیقی جهان شرقی ، بارد نیز هنر خود را در طی یک دوره طولانی زندگی و در تماس نزدیک با یک معلم می آموزد. علاوه بر کسانی که از یک سنت خانوادگی می آیند ، افراد زیادی هستند که به یادگیری برای یک انتخاب شخصی اختصاص داده اند ، در حالی که در گروه های قومی ترک زبان سنتی وجود دارد که بر اساس آن برخی عاشق، آنها هنر خود را از طریق رؤیای اربابان یا اجداد فرا می گیرند. این عنصر به ویژه در بین اقوام عشایری اسلامی مانند ترکمن ها بخشی از وجدان فرهنگی است که آن را به بردو نسبت می دهد ، یا bagshy، میراث معنوی شخصیت باستانی شمن.
در خراسان ایران یک سنت مهم باردها وجود دارد که آن را می نامند بخشی، که روابط زیادی بین موسیقی ایرانی و سنت ترکمن دارد ، از جمله استفاده از عود گردن بلند DUTÀR به عنوان آواز. این رسم همچنین در دربارهای بزرگ خراسان یک دوره طولانی تحت نظارت داشته است. در حال حاضر با حرفه های آرایشگر و دکتر و سایر فعالیت های موسیقی مانند نمایش مذهبی شیعه مرتبط است تعزیه ، و آهنگ پاسخگو nowheh. کارنامه خود به جای بخشی از سه زبان اصلی خراسان ، یعنی فارسی ، کردی و ترکمن استفاده می کند و شامل زبانهای معمولی است گروه دستان، عناوین اصلی آنها عشق ، تجربه معنوی و قهرمانی است ، به علاوه اشعار دیگری از منابع مختلف ، از جمله شاهنامه است. Il بخشی صد کد آهنگ (ملودی ها) به صورت خوراکی به یاد ماندنی ، در حالی که از کتاب شخصی به عنوان پشتیبانی از حافظه و مطالعه استفاده می کنید ketabche، اشعاری که بر روی آنها نوشته شده است ، که گاه از بعضی از کتابهای موجود در تیراژ کپی شده است گروه دستان باستان ، برخی از آذربایجان ، بخارا و خیوه ، برخی دیگر منشا ناشناخته دارند.
در جنوبی ترین سرزمین های خراسان ، سنت حماسی تصفیه شده و باستانی دیگری از موسیقی ایرانی را می یابیم: شاعر بلوچستان. به طور سنتی او هنر خود را در دادگاه های حاکمیت ، یا در عروسی ها ، با همراهی پرنیان مونوسلی SORUD (یا QEYCHAK) ، و هواپیمای بدون سرنشین TANBURAG با دست بلند تمرین می کرد. مضامین داستان ، یا sheyr، آنها همیشه در موضوع قهرمان هستند ، و توسط امور عاشقانه پویا درگیر می شوند. استاد شناخته شده این هنر به عنوان پهلوان، یا "خواننده پهلوانی".
آخرین روایتی که شایسته ذکر است ، روایات کردها یا beytbij، که به دلیل عدم همراهی ابزاری آواز به اصطلاح حماسی از دیگران متمایز می شود شیر، o بیت. آنها از یک قانون رفتاری پیروی می کنند که به آنها اجازه نمی دهد در آهنگ های رقص شرکت کنند یا آواز بخوانند. موارد بی شماری نیز وجود دارد که در آنها مردانی که این آهنگ ها را اجرا می کنند هنر خود را "حرفه" نمی کنند و از هر نوع پاداش خودداری می کنند.
ساز موسیقی شی ای است که صادقانه تکامل تمدن یک سرزمین را ضبط و منعکس می کند. توصیف در چند سطر از موضوعی بسیار گسترده و پیچیده که شامل بسیاری از جنبه ها می شود ، نیاز به شناسایی مواردی دارد که به ما امکان می دهد بارزترین آثار را در سفر متشکل از زمانها و مکانها بازسازی کنیم. همانطور که آثار بر جای مانده از ساز و زمان بر روی بدنه ساز به ما اجازه می دهد تاریخ آن را بازسازی کنیم و همچنین بر روی بدنه این ساز موسیقی ایرانی که خاک ایران است ، سازها نشانه های تمدن باستانی است که می تواند گسترش یابد در سرزمینهای همسایه شخصیتهای اصلی آن به موجب یک سلطه فرهنگی شاعرانه و تصفیه شده است.
موضوع موسیقی ایرانی پیچیده ، حضور در زمان حال است جمهوری اسلامی در ایران ، از طیف گسترده ای از گروه ها و مناطق قومی با ویژگی های بسیار برجسته: فارسی با زبان رسمی ، تقریباً بیش از نیمی از آن صحبت می شود جمعیت و سایر زبانها هویت فرهنگی قوی مانند آذربایجان ، بلوچستان، فلات ترکمن (ایرانی) ، کردستان (ایرانی) ، مناطق خلیج فارس ، همه مناطقی که گروه های قومی آنها از مرزهای سرزمینی عبور می کنند و باعث عدم اطمینان متعلق به ملیت می شوند. ...