تاریخ هنر ایران

قسمت اول

ART OF PREISLAMIC IRAN

ART OF PERIOD ACHEMENIDE

هخامنشیان سلسله پادشاهان ایرانی بودند. ایرانیان (پارسی) یک جمعیت آریایی بودند که در واقع مربوط به مد ها بودند. آنها به سه گروه تقسیم شدند:

1) Parsua، واقع در غرب دریاچه Orumiyeh، که در کنار Manne زندگی می کردند. پس از رسیدن به قدرت Medes و ایجاد امپراتوری خود که شامل Mannei نیز بود، پارسوای اقتدار حاکم مستبد را پذیرفت؛
2) گروه دوم در منطقه ساحل قلمرو ساوث ساکن شد و در اتحاد با ایلامی ها زندگی می کرد. پایتخت آن ها انشان بود و در دوران سلطنت ایلام - اولین قرن ها از هزاره اول - با ایلامیان آنها یک دولت مشترک داشتند. این گروه Parsumash نامیده می شود؛
3) پارسی یا پارسی که در فارس های فعلی یا به جای مناطق مرودشت و استقرار بوده اند.

آنچه بعضی فکر می کنند یعنی Parsumash و Parsas همان Parsua است که در غرب دریاچه ارومیه تاسیس شده است، به جنوب مهاجرت کرد، به نظر غیر منطقی است. در حقیقت، در ابتدا هیچ سندی قادر به تایید آن نیست، و در مرحله دوم، مهاجرت به جنوب، دلایل جدی لازم را دارد. پارسوایی یک سرزمین را اشغال کرد، یکی از غربهای دریاچه فوقانی، سبز و بارور بود و جستجو برای سرزمینهای جدید از این مسئله نبود. از سوی دیگر، اگر هدف قرار دادن پسرعموهای پارسومش در انشان بود، آنها مجبور بودند از سرزمینهای مادز، لالولبی و ایلام عبور کنند و این تلاش فقط برای نزدیک شدن به پارساماش، بعید است. سه گروه ایرانی، احتمالا پس از تولد حکومت یا درست زمانی که مدها حل و فصل شدند، مناطق مختلف ایران را مستعمره کردند؛ مد ها، که به لحاظ عددی بیشتر سازگار بودند، برای اولین بار یک دولت قوی و گسترده را تشکیل دادند.
پارساماش به ایلامیان در انشان پیوسته و در پایان هزاره دوم آنها ایلامیان را پذیرفته بودند؛ بین 1.300 و 1.100 Untash-Gal و جانشینانش خودشان را پادشاه انشان و سوسا اعلام کردند. هنگامی که ماداده اشغال مرکزی، غربی و شمالی ایران را گرفت و منی و پارسو را زیر پا گذاشت، Parsumash قدرت محلی کوچکی در انشان ایجاد کرد و در اطراف 700 Almanas یا Achelena سلسله هخامنشی ها را در این شهر تاسیس کرد. پس از او، دادپه تاج و تخت را به ارث برد، که از 675 به 640 تعلق دارد. او این بود که سرزمین پارسی یا پارسا را ​​فتح کرد و تا پایان سلطنت خود، قلمروهای خود را تحت اختیار خود در میان پسرانش تقسیم کرد. قلمرو پارساماش به پسر بزرگش سیرو من تعلق گرفت، او به نام "پادشاه بزرگ"؛ پارسا به پسر جوانتر Ariaramne، که پدرش "پادشاه بزرگ، پادشاه پادشاهان، پادشاهان پارسا" نامیده بود، اختصاص داده شد. کوروش، که به ایلام و بین النهرین نزدیک بود، برای محافظت از خود در برابر هر گونه حمله به آشور، پسر بزرگ خود را به نینوا، به Ashurbanipal فرستاد تا اطمینان او را که ایلام حمله نخواهد کرد. Ariaramne در ابتدا پیشرفت خوبی انجام داد، اما پسرش Arsam نیز قادر به کنترل آن نبود. کوروش، زمانی که مدها قدرت داشت، دوستانه بود، تلاش کرد تا ایرانیان و پارساماش را متحد کند. پسرش Cambyses I، اگرچه خود را مستقل می دانست، به نحوی عمل می کرد که مد ها او را لونگا می دانستند. به همین علت، پس از Ariaramne و به علت ضعف ارسام، عصیجه پادشاه مد ها همچنین پارسا را ​​به کنترل کمبریس اختصاص داد، و دخترش ماندان را در ازدواج پیشنهاد داد. از اتحادیه خود کوروش دوم، کوروش بزرگ شناخته شده است.
در ابتدا، چیرو متعهد به احترام به قدرت Astiage بود، اما در داخل او خواستار به دست گرفتن تاج و تخت Medes. اول از همه، او تمام اقوام ایرانی را وادار کرد که با همدستی پیشنهاد اتحادیه ای را که از حاکم نابونیای بابل (Nabonidus) بود، پذیرفت. Nabonidus، که در حال حاضر از کوروش امن است، یک ارتش را در کنار هم قرار داد و در سال 553 به Harran حمله کرد و حکومت شهر را پایان داد. اوسیایت که از ظهور قدرت کورش کتک می کشید، او را به ارتش تحت رهبری آرپاگو فرستاد که با بسیاری از مردانش به ارتش کوروش پیوست. بنابراین، اوتیجه مجبور شد که ارتش را به رهبری وی بسپارد، اما کوروش ناگهان به اكبتانا حمله كرد، او را فتح كرد و زندانی را گرفت. تمام سرزمین های تحت سلطه مد ها به دست کوروش رسید. پس از خم شدن مد ها، بابل، لیدیا، پاسارگاد، کوروش، سارادی را نیز فتح کرد. پسرش Cambyses II به مصر رفت. در دوران داریوش اول پادشاهی هخامنشی تا آنجا که یونان در غرب، ارمنستان و آسیای صغیر در شمال و تا شرق در شرق یونان قرار داشت، بزرگترین امپراتوری جهان باستان است که با وجود تعداد بسیار زیاد آن زبان ها، ادیان، استفاده ها و آداب و رسوم بیش از دو صد سال طول کشید.
در این دوره، تاریخ هنر ایران به شدت تغییر می کند، که به این معنا نیست که یک هنر جدید متولد شده است. چه چیزی به ما مربوط است، مربوط به یک دوره دو قرن است، چنین و چنان است که ما به راحتی می توانیم آن را تفسیر و اظهار نظر کنیم. این امر مخصوصا برای معماری است که در آن دیگر ایرانیان ما ما را ندیده است. پاسارگاد و پرسپولیس نمونه های بسیار خوبی از معماری هخامنشی هستند که به لطف تنوع و تعداد کارها، دانش و مهارت معماری دوره را به خوبی نشان می دهد.
در پاسارگاد بسیاری از آثار که شهر را به خاطر می سپارند، به جز برج نابود شده یا ناقص و یک ساختمان گارد کوچک، مانع از ایستادن نشود. ساختمان ها از یکدیگر جدا می شوند. یکی از آنها یک ساختمان مسکونی است، دیگری دادگاه است؛ آنها احتمالا با یک خیابان درختچه ای و یا یک باغ که در آن یک کانال سنگ عبور می کردند، متصل بود. از بقیه شهر، که باید این ساختمان ها را احاطه کرده باشد، هیچ چیز ایستاده ای وجود ندارد. این است:

1) بقایای یک قلعه، که شاید قلعه شهر بود؛
2) یک درب و یک ساختمان مستطیلی از متر 22 برای 26,56 است که دارای اتاق یکنفری با دو ردیف از چهار ستون است، درهای اصلی دو قسمت باز می شود که توسط دو حوض بزرگ بزرگ محافظت می شود که قطعات آن در نزدیکی پراکنده شده است. در سمت بزرگتر، تصویری از یک مرد با چهار بال و یک headdress خاص با سه شکل کوزه در مرکز وجود دارد، که در بالای آن کتیبه ای است که اکنون ناپدید شده است. متن کتیبه عبارت است از: "من، کورش، پادشاه، پادشاه هخامنشی، من این را ساختم"؛
3) یک پل، در غرب دروازه، بیش از کانال نصب شده است. جاده ای که از چوب ساخته شده بود، توسط پنج ردیف از سه ستون پشتیبانی شد.
4) به اصطلاح قصر شنیدن، واقع در 200 متر شمال غربی دادگاه، از 32,25 برای 22,14 متر، که شامل دو ردیف ستون های بلند 4 13,44 متر در سنگ آهک سفید، در مستطیل های مستطیل سفید و سیاه . پایتخت های ستون ها نیمه ای شکل، فالین با شاخ، گاو و اسب است. درها در مرکز این دو بخش، برج های سفلی با کتیبه های سیریاک وجود دارد: از قسمت شرقی، نیمه ماهی و مینیاتوری وجود دارد، در غرب یک مرد و یک دیو با پای پرنده است. درب ها روی دو قطب 5,10 متر در ارتفاع افتاده اند: قطب شمال جنوبی از دو برج در دو گوشه تشکیل شده است که احتمالا در آن پله ها بالا می رود. این حیاط، که 53 متر را در طول اندازه گیری کرد، با فضای بیرونی مرتبط بود؛
5) غرفه باغ، یا محل نگهبانی، یک اتاق گنبد 10,15 متر برای 11,7، با دو بازی با ردیف ستون در هر دو طرف، در نزدیکی که گنجینه طلا و نقره یافت شد؛
6) ساختمان مسکونی، روی عمودی سالنهای مخاطب، از سطح 42 برای 73 متر ساخته شده است. سالن مرکزی 32 را برای 23,5 متر اندازه می گیرد و شامل پنج ردیف ستون های 6 می شود. ستون ها از سنگ آهک سفید است، که بر پایه های مستطیلی سفید و سیاه استوار است و کمتر از آن در سالن مخاطب است. در هر طرف بزرگتر، درهایی وجود داشت که در مرکز قرار نداشت، و با تصاویر کم تحرک بر روی سنگ سیاه و سفید تزئین شده بود: پادشاه با لباس پوشیدنی، به دنبال شاهزاده پشت سر او، وارد سالن می شد. در لباس او کتیبه وجود دارد: "کوروش بزرگ، پادشاه هخامنشیان". ممکن است این نقاشی ها در سن داریوش ساخته شده باشد. بندر شمالی دارای دو ردیف از ستون های 12 با دو برج در دو گوشه است. کمربند جنوبی طولانی 73 متر و عرض 9,35 است و دارای ردیف 2 ستون های چوبی 20 تحت پوشش با لنزهای رنگی است. یک ستون حاوی یک کتیبه در سه زبان است: "من، کوروش، پادشاه هخامنشیان هستم". این ساختمان تنها ساختمان است که سنگ های برش داده شده با ابزار دندان با تکنیک از Ionia، و این نشان می دهد که ساخت و ساز آن به ما نسبت به بقیه قصر پاسارگاد نزدیک تر است، به عنوان آن باید در انتهای پادشاهی کوروش
7) برج، که به عنوان "زندان سلیمان" شناخته می شود، در 250 متر از ساختمان مسکونی، در یک قلعه زمین آجر ایستاده است. همه چیز که از برج باقی مانده است، دیوار است، شبیه به دیوارهای برج نغمه رستم. این متر 14 متر بود، قسمت پایینی پر بود و تنها یک اتاق در 7 متر بود که از طریق راهروی مراحل 29 به داخل آن رسید. به نظر می رسد که این ساختمان یک آرامگاه یا یک معبد بود؛ در واقع راهآهن به سقف منتهی نشده بود، جایی که مراسم های آتش معمولا انجام می شد؛
8) آرامگاه کوروش در موقعیتی جدا از جنوب کاخ قرار دارد و پایه پنج و نیم متر بالا دارد؛ از برنامه های 6 است و یک اتاق حدود 5 متر به شش می رسد در ارتفاع پایه. در داخل، آرامگاه واقعی، یک اتاق کوچک 3 متر توسط دو، با یک سقف دوبلین یادآور دندان Doric. پایه بیرونی با گل های کوچک و نقوش دیگر تزئین شده و در زیر دو اتاق کوچک غیر قابل دسترس ساخته شده است.
چیزی که ما به طور مختصر درباره پاسارگاد گفتیم، دور از همه چیز نیست که در آن زمان وجود داشته باشد. به طور معمول ایرانی ها همیشه توجه کمتری به گذشته داشته اند و احتمال دارد که در دوره های بعد، به ویژه در دوران اسلامی، جمعیت روستایی از این سایت به عنوان یک معدن سنگ برای ساختمان های خود استفاده کنند. در عوض، کوروش بزرگ این مکان را به عنوان محل اقامت انتخاب کرده بود، و آن را به عنوان سرمایه ابدی انتخاب کرد. و این او دوباره که پلت فرم بزرگ سنگ تخت جمشید را که بر روی کوه رحمت قرار دارد ساخته شده است. به دلایل که آندره گدار توضیح داد، ممکن است که داریو، با تمام تعهدات سیاسی و نظامی او، قادر به ساختن این پلت فرم بزرگ در چند دهه گذشته، همراه با کاخ شخصی اش در پاسارگاد باشد. برای این، پایه تخت جمشید باید در سن کوروش احاطه شده باشد، که تحت داریوش تکمیل شود. این پلت فرم دارای طرفهای غربی، شرقی و جنوبی به ترتیب از 455، 300 و 290 متر است، در حالی که ارتفاع سمت جنوبی 18 متر است. ارنست هرتسفلد، باستان شناس، در برج در قسمت شمالی تخت جمشید، قرص های 30.000 را با حکاکی در زبان ایلامی و مدارک رسمی از سلطنت داریوش کشف کرده است که متاسفانه نمی داند چه اتفاقی برای آنها افتاده است. پرسپولیس یک نمونه بسیار غنی و جالب از شکوفایی معماری هخامنشی است و حاصل تجربه ای است که توسط معماران ماهر ایرانی در ساخت قصرهای پاسارگاد و سوسا ساخته شده است. برای دسترسی به پلت فرم بزرگ تنها یک راه پله دو طرفه وجود دارد، که در سمت شمال واقع شده است در سمت غربی، که باعث می شود بازدید کننده به تحسین یک پورتال سنگی با شکوه "دروازه ملل". این پورتال توسط داریوش آغاز شده و توسط Xerxes تکمیل شده است. این ساختمان دارای سه درب است: درب غربی، در پله ها، درهای شرقی باز است، که دسترسی به خیابان طولانی را که به شرق ادامه می دهد، و درب جنوبی، که به حیاط آپادانا نگاه می کند، دسترسی دارد. architrave از پورتال توسط چهار ستون پشتیبانی شد، امروز بیش از 14 متر بالا و که باید حداقل 16 بالا در اصل. گذرگاه شرقی و غربی این پورتال توسط مجسمه های گاوهای انترپو مورفیک بالدار محافظت شده است. گاوها، با الهام از هنر آشوری، متفاوت از گاوهای آشوری در این واقعیت است که آنها یک پا کمتر، چهار به جای پنج.
در مرکز، نمایشگاه شمال غربی کاخ بزرگ آپادانا، مانند ساوث، قرار دارد. این کاخ بر پایه 2,60 متر بالا قرار دارد و هر طرف تقریبا 112 متر است. نمادهای شمال و غرب دو راه پله دارد که هر کدام با دکوراسیون حک شده است. عبور از راه پله ها، شما به پورتال می روید و از اینجا وارد سالن می شوید. آپادانا در شمال، غرب و شرق دارای پورتال بزرگ با سقف شمع با ستون های بلند 12، شبیه به ستون های کاخ خود است. در سمت جنوب، سپرده ها و اتاق های دوم وجود دارد. Sala dell'Apadana، که بدون شمردن پورتال های فیس بوک یک مربع با یک طرف 60 و نیم متر است، میزبان ستون های بالا 36، که پشتیبانی از سقف بیش از 20 متر بالا است. احتمال دارد که ورود به سالن از راه پله شمالی استفاده شود، در حالی که از سمت شرق یکی به اتاق شورای شهر Tripylon وارد شد. در مرکز هر نمای ساختمان، تصویر Xerxes در تخت نشسته است، با پسرش ایستاده در کنار او و medo قابل توجه از میان گروهی از دیگر انتخاب شده است. بالای سر او دیسک بالدار هخامنشی در حال پرواز است. در هر دو طرف ورودی یک شیر به عنوان یک گاو نشان داده شده است؛ به نظر نمی رسد که تصویر چیزی نمادین باشد، اما به نظر می رسد که تنها یک عملکرد زینتی است. این مقام رسمی احتمالا تمام افرادی را که در حضور Xerxes نامیده می شوند، نشان می دهد و از دو قسمت صحنه (شکل 11) ارائه می شود. در یک طرف یک نگهبان فارسی ارتش جاویدان، پس از آن یک کشتی سلطنتی، افسران میانه و فارسی وجود دارد؛ از طرف دیگر، نمایندگان 23 از مردم که توسط امپراطوری هخامنشی اداره می شدند، در لباس های ملی خود، به تنهایی توسط دادگاه های دادگاه به دادگاه رسیدند. پس از مرگ Xerxes، تصویر تسکین دهنده مرکزی هر بخش از بین رفته و در گنج سپرده شده است، که با تصویر سربازان ارتش جاویدان جایگزین شده است. ساختمان بالای این پلتفرم، یک ساختمان آجری مستطیلی بود که همانطور که قبلا ذکر شد، در چهار برج در هر گوشه قرار داشت. پورتال های گشت و گذار در شمال، غرب و شرق آپادانا از این برج ها جدا شده اند.
ستون های پورتال، که به 19 متر می رسند، دارای پایتخت هایی از اشکال مختلف هستند. کسانی که در غرب هستند به شکل یک گاو نر هستند، کسانی که در شرق به شکل شیرهای شاخدار هستند و کسانی که در شمال شبیه به کسانی هستند که در آپاانا هستند.
سپرده اسناد از پالازو دی دیریو از کاوش های با قرص سه زبانه، فارسی باستانی، ایلامی و بابلی در طلا و نقره ظاهر شد. در کنار قرص، سکه های لیدیا از Croesus، Aegina، Abdera و قبرس نگهداری شد. با این حال، هیچ اثری از سکه Dario وجود دارد. محفل شورا یک سالن کوچک است که در فاصله ای از مجتمع های عمومی و داخلی پرسپولیس واقع در گوشه جنوب شرقی آپادانا قرار دارد و بر پایه ای است که دارای پله های دو نفره است. این ساخته شده بود که مجلس را میزبانی کند و نقطه عبور بین دو قسمت اصلی سایت بود. این اتاق دارای چهار ستون است و دو درب در دو ایوان با دو ستون باز می شود. تصاویر در کنار درب ها نشان می دهد که داریو در عمل بیرون رانده شده است و پس از آن پسر او نیز ارائه می دهد که یک درۀ عرضی را نشان می دهد که اردشیر را نشان می دهد در حالی که نمایندگان مردم پسرش را به او نشان می دهند.
داريو ساختمان کوچکي را در قسمت جنوبي آپادانا ايجاد کرد که او به نام Tochara (يا Tochariyeh) به همراه ساختمانهايي که بعدا توسط Xerxes تکميل شد، ساخته شد. یک نماد ثانویه و یک راه پله به نظم او اضافه شد؛ این ساختمان همچنین بر روی یک پلتفرم قرار دارد و در قسمت جنوبی آن یک ورودی ورودی به طرف برج ها وجود دارد. بنابراین، سالن اصلی توسط ستون 16 و دو اتاق شورا محدود می شود، که به طور متقارن با دو قسمت با گنجه بسته شده است؛ دکوراسیون درب صحنه هایی از زندگی شخصی پادشاه را نشان می دهد که بنده های لباس و بطری های عطر را حمل می کند. ساختمان های دیگر، متاسفانه بسیار آسیب دیده، ساخته شده توسط جانشینان Dario در این بخش از سایت. داريو مجموعه اي از ساختمانهاي واقع در شرق را دارا بود که اصلاح، گسترش يافته و در نهايت به عنوان خزانه داری واقعی مورد استفاده قرار گرفت. خزانه داری، مطابق با سنت بین النهرین، یک ساختار هیپاستایی بود که در اطراف یک حیاط مرکزی ایستاده بود و از عینک بر روی نمای بیرونی نداشت. از تنها حیاط در این بخش، از طریق چهار پورتال، شما می توانید به برخی از اتاق های مستقل و دو گروه از اتاق های بزرگ، جدا از یک راهرو دسترسی داشته باشید. این اتاقها از بعضی از اتاق های کوچک استفاده شده به عنوان اتاق های ذخیره شده از دیوار محیط جدا شده بودند و احتمالا مجهز به پنجره های بالا بودند که به بیرون نگاه می کردند.
پایه این کاخ 62 متر را برای 120 اندازه گیری کرد و به شمال منجر به یک مجتمع دیگر شد که شامل حیاط با ایوان و تالار بزرگ با ستون های 121 بود. در حیاط دو برج بزرگ وجود دارد که صحنه های مجسمه آپادانا را خلاصه می کند. Xerxes یک سالن بزرگ را به قسمت شمالی مجتمع اضافه کرد و این قسمت را از قسمت بالایی آن جدا کرد، با هدف جایگزینی آن با یک کاخ، که معمولا "حرمسرا" نامیده می شد، با اتاق های متعدد ساخته شده بود.
منطقه شمال شرقی قلعه سلطنتی یک مجتمع مستقل از Serse شد، از دیوار جدا شده است. این به طور مستقیم از "Porta delle Nazioni" و از جاده شمال شرقی مورد استفاده قرار گرفت. از این آخرین ورودی، یک نفر وارد یک پورتال وسیع با یک راه پله، شبیه به یک موجود در سوسا، و با دو مجسمه با تزئین غنی تزئین شده توسط Dario تزئین شده است. سپس یک حیاط وارد شد، در انتهای آن یک غرفه بزرگ با صد ستون ایستاده بود (464-425 a C.) توسط Artaxerxes I. ایستاده بود که حیاط را تعطیل کرد، 56 متر طول داشت و توسط گاو بزرگی سالن بزرگ، مانند شاید خزانه داری، با پنجره هایی که در امتداد دیوارها باز می شد، روشن شد. آستانه های درب های ورودی با تصاویری از قهرمانان ایرانی تزئین می شوند که شیاطین و با تصویر پادشاه را در حالی که همراه با سربازان مدی و فارسی همراه است، تزئین می کنند.
در تزئینات تخت جمشید هیچ تصاویر نظامی و جنگی وجود ندارد، درست همانطور که ساختمان های در بخش شرقی این مجموعه که بر علیه کوه قرار دارند، برای اسلحه یا اصطبل برای اسب ها و ارابه های سلطنتی انبار نمی شوند. این ساختمان ها، با پورتال آپس، ساختمان های کاخ داريو بودند، تبدیل به خزانه ها شدند و مجبور بودند فضاهای مسکونی داشته باشند. یک ساختمان کوچک و یک ساختمان که باید به طور موقتا مورد استفاده قرار گیرد، به شمال این مجموعه افزوده می شود.
بعضی از کاخ های سلطنتی و برخی از ساختمان های خدماتی برای دادگاه و برای سربازان در جنوب شرقی پلاتفرم یافت شد. حفاری در پرسپولیس هنوز ناقص است و دانش بیشتر در این سایت ممکن است از اکتشافات آینده حاصل شود.
داریوش بزرگ سوسا را ​​پایتخت خود ساخت و آپادانا را در شمال قلعه ساخته است، یعنی در مرکز شهر. کاخ بر روی یک تپه ایستاده است که قبلا برخی از ساختمان ها را در آن قرار داده بود. ورود به ساختمان در قسمت شرقی واقع شده بود، که یک بار پورتال بزرگ با استقرار داخلی جداگانه ای داشت. در هر دو طرف، در امتداد جاده ای که از پورتال به آپادانا منتهی می شود، تعدادی از مجسمه های سنگی بزرگ مرتب شده اند. یکی از آنها، نمایندگی داریوش، از مصر آورده شده است. ورودی ساختمان به حیاط متر 54 برای 52 باز شد. به جنوب، سالن های بزرگ و سالن یکپارچه به سمت شمال وجود داشت. در این بخش، دیوارها با شیرهای انعطاف پذیر تزئین شده و به نظر می رسد توسط دو obelisks محدود شده اند. حیاط داخلی 36 متر برای 35,5 است و منجر به جنوب به یک مجتمع انبار می شود. حیاط غربی با دو سالن مجاور، هر کدام شامل دو ردیف اتاق یا پاساژ است که منجر به اتاق های داخلی پادشاه شده و توسط دو سالن 33 متر برای 9 یکی پس از دیگری احاطه شده است. یک میز سنگی که روی دیوار در پشت اتاق قرار داشت، کتیبه هایی در بابل و ایلامی داشت که دلایل ساخت این ساختمان را توضیح می داد. در دیوار یک درب وجود داشت که اتاق کوچکتر را نادیده می گرفت. اتاقهای شمال ساختمان یکی پس از دیگری ساخته شده و از آنجایی که ارتباط با قطعات دیگر متفاوت است، تصور میشد که آنها در زمان آراکسرکس II ساخته شده بودند. این قسمت شامل یک خانه با دو اتاق و یک سالن هیپاستلی است. در غرب دو خانه وجود دارد که بر خلاف معابد عیلامی نیستند.
به سمت شمال، یک سالن هیپوستولی بزرگ شبیه به تخت جمشید است که در آن یک کتیبه قرار داده شده است که نشان می دهد چگونه Artaxerxes II آپادانا را بعد از اینکه توسط آتش ویران شد، دوباره ساخت. در اتاق داخلی ستون های 36 روی ستون های مربعی قرار داشتند. در سه طرف سالن، تعداد زیادی از بازی ها توسط ستون های 12 پشتیبانی می شد. به طور کلی 112 متر (مانند آپادانا تخت جمشید) اندازه گیری شده است. کاخ در طول شورش مولون، ساتراپ سوسا در 220 نابود شد. رولاند د مکنیم کاخ دیگری را در سوس کشف کرد که در دوره پارتستان دوباره استفاده شد. کاخ سوم توسط Artaxerxes II در دشت، در غرب قلعه ساخته شد و دارای یک سالن 34,5 متر برای 37 بود که سقف آن توسط ستون های چوبی 64 بر پایه پایه های سنگی پشتیبانی می شد. در سه طرف، سه حوض نابرابر وجود داشت که به یکدیگر متصل نبودند، در برابر اتاق ها و خانه های سلطنتی متمرکز بودند.
در قسمت غربی، در همان دوره، شهر "هنرمندان" به کار خود ادامه داد. در اینجا قیرشمان باقی می ماند که بقایای طبقه ی یک روستای فارسی را نشان می دهد. در هنر نجاری سنگ و املاک و امداد، نفوذ ایلامی ها مشهود و غالب است، شاید به این دلیل که اجداد هخامنشیان، قبل از مدهایی، ایلامی بودند. از سوی دیگر، بسیاری از نام های هخامنشی از ایلامیان ، مانند کوروش به عنوان مثال، کراش در ایلام اعلام کرد. شکی نیست که ایلامیان پارسا و پارساماش را در میان آنها پذیرفته و با آنها صلح آمیز بودند. این شرایط به توسعه نفوذ متقابل منجر شد. ایلامیان موهای خود را از ایرانیان قرض گرفتند و ایرانی ها لباس خود را از دست دادند.
یکی دیگر از خصوصیات ایران، ضربه به کمال، به وضوح نسبی، بر هنر تاثیر گذار بود. بهترین نمونه هایی از تسلیحات تخت جمشید تقریبا به حد مجاز رسیدن، به لطف بهبود نسبت ها، اندازه گیری ها و زیبایی شناسی ها است. از این لحظه می توان از زیبایی شناسی ایران صحبت کرد. این واقعیت که مجسمه سازان یونانی مشغول به کار بودند یا کسانی که نقره ای کار می کردند، مصری ها و سازندگان آجر بابلی در کتیبه های داریوش تایید شده بودند. با این حال هنرمندان و هنرمندان تحت نظارت زیباییشناسی دقیق ایرانی عمل می کنند. آجر های شیشه ای هخامنشی سوزا در تقلید از ایلام ساخته شده اند، با این تفاوت که آنها صاف بودند، در حالیکه هخامنشیان با تسلیحات و طرح های تصفیه شده تزئین شده بودند. با وجودی که پالایش آنها بیشتر از آلیامیت بود، اما هنوز هم کوچکتر از حوضچه سحابی هخامنشی بود. علت این امر شناخته شده است: آجر ها ساخته شده اند و این روش اجازه نمی دهد طراحی به طور کامل بر روی آنها تاثیر می گذارد. رنگ مینا همانند در ایلام بود: آبی، زرد، سبز و سیاه.
ما هیچ مجسمه ای مستقل از دوران هخامنشی نداریم و این نشان می دهد که آنها پیروان دین زرتشت بوده اند؛ زیرا اگر عقبه ای که مجددا حک شده از منشاء آن، در زمان رستاخیز (رستاخیز) یک روح را دریافت کن به همین دلیل مجسمه امدادی هرگز فراتر از حد مجاز نیست، خود را از سنگ اصلی جدا می کند. تنها کار که احتمالا به طور مستقل انجام و اجرا می شود، مجسمه یک شاهزاده ی جوان است که سرش پیدا شده است. حتی ممکن است که بدن هرگز وجود نداشته باشد، و در این صورت هنرمند موظف نبود که در طول قیام روح مجسمه را به او بدهد. سر کوچک اندازه 6 x 6,5 سانتی متر است. و از سنگ آبی ساخته شده است، و لایحه آن از مدل موی تا کلاه نرانه ای تا برجسته بینی، مشخصه پارسی است.
در حوزه هنرهای جزئی، هخامنشیان تعداد زیادی از مجسمه های زومورفیک را تولید کرده اند، که بسیاری از آنها فلز، بر اساس یک سنت که در سراسر ایران توسط لورستان گسترش یافته است. زیبایی شناسی و سبک این آثار بسیار جالب، بسیار جذاب تر از تصاویر انسان است. آنها از هرگونه تمایز، مشخصه ای است که از همه هنرهای باستانی آسیای غربی و به ویژه دوره هخامنشی معمول است. یکی از قدیمی ترین موضوعات هنر در این منطقه، شیرهای ریشدار است که با بازوی پاهایشان آماده است تا از طعمه خود استفاده کند. در هنر هخامنشی، حیوانات به عنوان موجودات جاویدان با ظاهر اعتیاد آور، قوی و طعنه آمیز نشان داده می شوند. این احتمال وجود دارد که این روش نمایندگی آنها از هنر آشوری حاصل شود، اما بیان ظاهری ظاهری حیوانات، یک سنتز منحصر به فرد بین اشکال و خطوط امداد ایجاد کرده است: عضلات شکم شبیه برگ های خرما هستند روی صورت چسبیده؛ چین و چروک بر روی بینی با خطوط بالا، با منحنی عمیق برش خورده است. چشم ها و گوش ها تقريبا هميشه ترسيم شده اند، در حالي كه بالها از كوچه هاي كامل ساخته شده اند كه در رديف هاي مرتب و شكسته قرار دارند. عضلات شانه، کمی نامتقارن، در شکل هشت، نمایشی معمول از هخامنشیها به ویژه در مورد شیرها، گاوها و عقاب ها (شکل 12) تلقی می شوند.
متالورژی هخامنشی عمدتا از طلا و نقره است. در موزه متروپولیتن، ظرفی از طلا برای لابی های احتمالا متعلق به یک پادشاه وجود دارد. این یک فنجان بلند است، قسمت پایین آن توسط پروتوم شیر (شکل 13) تشکیل شده است. ساختار شیر دقیقا در قسمت های مختلف آن مربوط به شیر سنگی که در بالا توضیح داده شده (که بسیار سنگین است) است. شیر سنگ از سوسا به جای آن از پرسپولیس می آید و این تشابه نشان می دهد که هنر هخامنشی در سراسر ایران همگن است. فنجان داخل آن خالی است، به استثناء یک لاملا که در گردن حیوان قرار دارد، که پایین آن است. فنجان از یک قطعه واحد ساخته نشده است، اما از چندین اجزای کنار هم قرار گرفته است که نقاط اتصال آنها دشوار است. قسمت فوقانی فنجان با محافل 44 متمرکز شده و دارای ضخامت حدود شانزده صد و یک میلیمتر است و در فاصله یک و نیم سانتی متر مرتب شده است. برای کل جام 4.080 cm باید استفاده شود. از موضوع، علاوه بر آن که برای خطوط تزئینی استفاده می شود.
کرگدن طلایی تیز، متعلق به کیت سلطنتی، در Ecbatana یافت شد. این باید بر اساس یک مدل ایلامی ساخته شده باشد، از آنجا که Anecrib، پادشاه آشور، نوشت که "ایلامیان استفاده می کنند برای پوشیدن طناب طلایی در کمربند"؛ طلا مورد استفاده در اطراف قیرهای 20 است. تیغ کرگدن، حتی اگر با خطوط عمودی در تسلیحات تقویت شود، بسیار خوب است و واقعا نمی تواند مورد استفاده قرار گیرد، بنابراین یک هدف صرفا زینتی دارد. تیغه دارای اثری از ضربه با یک شی سخت، مانند یک بیل است. دسته ی توخالی است و به دو سر شیر هدایت می شود، در حالی که انتهای دیگر، آن که به تیغه می پیوندد، شکل لبه ی شیر است. بیان چهره شیر همان شیر شیر و شکل است که در بالا ارائه شده است.
ما نمونه های دیگری از حیوانات فلزات، به خصوص گوساله ها، استفاده می شود به عنوان دستگیره برای ظروف مختلف. قارچ خوراکی که معمولا در دو طرف ظاهر می شود، احتمالا تکامل رسمی دکوراسیون های باستانی بز ها در هر دو طرف یک درخت است. بعضی از این شاخساره ها بالدار هستند، در حالی که دیگران بسیار سبک هستند؛ هرچند، در هر صورت، در یک موقعیت تقریبا یکسان نشان داده شده است، نشانه دیگری از همگنی هنر هخامنشیان است. طراحی این حیوانات بسیار تصفیه شده است و شرح مفصلی از تمام قسمت ها، چهره، پاها و بدن، بحث را بسیار دور می زند. به استثنای نمونه های چند، شاخهای ماری و قطعه ای وجود دارد. بدن فنجان ها معمولا با کویل های عمودی و پشت، که قسمت هایی است که پاها حیوان به جوش داده شده به فنجان تزئین شده، با ردیف گل رز و جوانه های تزئینی تزئین شده است.
از دیگر مصنوعات فلزی، لازم به ذکر است که دستبند گنجینه ی جون، یکی از زیباترین نمونه هایی از هخامنشیان، و همچنین یکی از اشیاء گنج، همراه با یکی دیگر از دستبند باقی مانده از همان شکل است. لوله کاف، منحنی در مرکز، کامل است به جز در انتها (شکل 14). اینها شکلهای شیرهای عقاب با بال و شاخ دارند. لگن و بالها سه بعدی هستند، در حالی که دم و پاها در سطح دستبند براحتی شکل می گیرند. شاخ ها به پایان می رسد به شکل فنجان گسترده، در حالی که بدن باقی مانده از حیوانات حکاکی شده و به عنوان یک محیط تصفیه شده برای سنگ های قیمتی استفاده می شود؛ تنها سنگ یافت شده است قطعه از lapis lazuli در داخل بال. با این حال، حفره های بزرگ نیز در ران و بدن حیوانات وجود دارد. این حفره ها اشکال کاملا انتزاعی دارند. در پاهای جلو، نیلوفرهای آب نشان داده شده است، یک ویژگی معمول از هنر این دوره است. مونتاژ لائوس لازولی بر روی دستبند طلا از حساسیت پیشرفته و روشنفکرانه زیبایی هخامنشیان مهم است. دستبند و گردنبند طلا نیز در یک قبر سلطنتی در سوسا یافت شده است. همانند قبلی، این جواهرات نیز دارای بخش ترمینال با شیرهای تزئین شده است، که گوش ها، بر خلاف شیرهای Jihun، به سمت بالا، در حالی که سر کمی کوتاه تر است. به نظر می رسد که شیر، در موقعیت های مختلف، شایع ترین زیور آلات تزئینی در جواهرات هخامنشی است. یک شیر با یک موضوع طلای پیچ خورده در داخل دکوراسیون دوزی برای یک لباس ظاهر می شود. شیر، که در همه ی نمونه های دیگر گریه می کند، سر خود را عقب می اندازد و عضلات گردن و ران بسیار تنگ است. دم از شکل سوسمار پیچ خورده است و بالها به سمت بالا به سمت چپ و راست قرار دارند. هنرمند توجه خاصی به تزئین فضای بین دایره سیم و قسمت های مختلف بدن حیوانات داشته است، و این نشان می دهد که دکوراسیون برای کت و شلوار تیره، احتمالا آبی یا فیروزه ای طراحی شده است.
سکه های طلا هخامنشی با نام dareikos دارای قطر تقریبا دو سانتی متر (بزرگترین نمونه از 1,8 سانتی متر است) و تصویری از یک مرد با کمان، با پای زانو و ل دیگر انباشته شده. کماندار یک ریش تراش بر روی پشت و یک ریش در دست راست خود دارد. تاج و تختش شبیه به داریوش در نمایندگی های بیستون است. شکل سکه تقریبا در طول دوره هخامنشی تقریبا بدون تغییر بوده و نه تنها برای پرداخت سربازان و سربازان بلکه برای خرید دولت های همسایه که در مناطق دور دست امپراطوری می تواند باعث ایجاد سردرد شدید مانند اسپارت یا دیگر شهرهای یونان.
یکی دیگر از عناصر هنر هخامنشی توسط مهر و موم ساخته شده است که در آن، اگرچه از ایلام قرض گرفته شد - که تا انتهای آن شکل شگفت انگیز مهر و موم خود را حفظ کرد، هخامنشیان نوآوری های مهمی را از شخصیتی به روشنی ایرانی به دست آوردند. در ایلام و همچنین در آشور و بابل، در قرن هشتم و هفتم، مهر و موم استوانه ای که به مقدار زیاد تولید می شد، توسط مردم استفاده می شد، در حالی که مهر و موم های صاف یا حلقه برای دادگاه و مجریان محفوظ می ماند؛ در زمان سرژون دوم، مهر و موم صاف مهر و موم رسمی حاکمیت بود. از آن جا که مهر و موم استوانه ای در ایلام برای مدت بسیار طولانی حفظ و استفاده می شد و حاکمان هخامنشی در ابتدای سلسله، به عنوان یک مدل فقط ایلامیان، مهر و موم استوانه ای از ویژگی های دولت هخامنشی از آغاز سلسله به پادشاهی بود از اردشیر اول. تصاویر مهر و موم، هرچند بسیار شبیه به ایلامیان بودند، اصالت خود را داشتند. به عنوان مثال، مهر و موم (شکل 15) را در نظر بگیرید که در آن مرکز یک پادشاه ایستاده در بالای دو موجودات با بدن شیر، سر انسان و بالهای گسترش یافته است؛ پادشاه دو شیر را در دست خود نگه می دارد که از چنگالش برداشت می کند. در یک شیوه معمول ایرانی، شیرها سر خود را به طرف پادشاه سوق می دهند و ریزش می دهند. در دو طرف صحنه دو پالم ظاهر می شود، که در بالای آن نماد قطعه متقاطع است و بدون سر قرار می گیرد. عناصر نمایندگی همه دارای یک کار زینتی هستند، به منظور نشان دادن قدرت پادشاه و در عین حال حمایت از اهورا مزدا. یکی دیگر از خصوصیات مهر و موم هخامنشی، آرایش عمودی دکوراسیون است که در بین النهرین بسیار کم است، اما برخی از نمونه هایی از لورستان را با هم مقایسه می کند.
مهر و موم استوانه ای آهنی دو نوع بود، یکی بزرگتر و یک کوچکتر است. مهر و موم بزرگ معمولا ساخته شده از سنگ، در انتهای با دو عدد پلاستیکی طلا پوشیده شده است. مهر و موم سلطنتی عمدتا در مواد گرانبها مانند آهک، لاک پشت لاک پشت، کارنلیان و روبین بود. اما همچنین در سنگهای گرانبهائی مانند سنگ آهک صورتی یا قهوه ای، سنگ صابون و یا حتی قرمز مایل به قهوهای، آن را برای کلاس های فروتن تر گذاشته است.
سپس یک نوع مهر و موم دیگر به نام "استوانه ای مسطح" وجود داشت که مشخصه آن یک آپاندیس است که به عنوان قلاب و با لبه های بریده شده عمل می کند. اینها اشیائی هستند که از مهرهای اورارتو الهام گرفته شده و از طریق مد ها به هخامنشیان وارد شده است. از سوی دیگر، مهر و موم های متعددی از نوع صاف وجود دارد که هنوز به طور واضح به میادین یا هخامنشیان مربوط نیست. در مصر یک مهر و موم با کتیبه "داریه، پادشاه بزرگ" در ایلامی، باستانی و بابلی یافت شد. بر روی آن تصویر داریوش بر روی یک ارابه که توسط دو اسب پشت سر مربی ساخته شده است به نظر می رسد در عمل پرتاب یک فلش در یک شیر دروغ ایستاده در دو پا. شیر دارای برخی از شباهت ها با شیر طلایی Ziwiye است، و کف دست پشت آن است. درخت نخل دیگر، حتی بیشتر عظیم و مجلل، در پشت داریو قرار دارد. پالم ها احتمالا نماد قدرت و مقاومت مربوط به شیر و داریوش هستند. در وسط و بالای مهر و موم، تصویر فرارتی وجود دارد که با ظرافت خاصی اجرا می شود که به سمت داريو حرکت می کند. مهر و موم نام داریوش است، اما ممکن است که آن را به برخی از فرماندهان داریو یا satraps در مصر متعلق بود، که، بدون داشتن مهر و موم شخصی، از کسانی که به نام حاکم آنها استفاده می شود. زیر پاهای اسب ها که سبد خرید را می کشند، یک شیر با یک فلش ثابت در یک شانه و یک پایه بلند است. این تصویر یادآور ساسانیان شکار است که در آن تصویر حیوانات شکار شده، زندگی می کنند یا مرده است. در کتابخانه مورگان در نیویورک، مهر و موم هخامنشی با تصویری از گاو در حال حرکت است که مطابق معیارهای زیبایی شناسی و رسمی همانند گاوهای تخت جمشید است. یکی از ویژگی های این مهر و موم های دیگر مهر و موم هخامنشی، حضور بسیاری از فضای "منفی"، خالی، در اطراف عناصر تزئینی است. بعضی از متخصصان غربی این را اثبات تاثیر هنر یونان بر زیبایی شناسی و سنت هنری ایران می دانند.
از میان مصنوعات گسترده تر در دوران هخامنشی، می توان انواع مختلفی از پارچه هایی را شامل پارچه های ابریشمی، گلدوزی با طلا، گره یا سایر انواع قالی، مانند پارچه های فلزی اشاره کرد. نمونه ای از فرش که در یک بستر یخ زده در سیبری یافت می شود، که فرش پازیریر شناخته می شود، نشان می دهد که هنر هخامنشی فراتر از معماری، متالورژی و سرامیک شیشه ای است. فرش Pazyryk، تقریبا مربع شکل، با یک الگوی شطرنجی مرکزی و پنج کادر جانبی مشخص می شود. شطرنج مرکزی، که فقط یک قسمت کوچکی از سطح فرش را اشغال می کند، توسط مربع های 24 شبیه به یکدیگر تشکیل می شود.
قاب خارج از محدوده ساخته شده از مربع های مختلف در کنار هم قرار گرفته است، طراحی شبیه به مربع هایی است که لباس های سربازان هخامنشی را که بر روی آجرهای شیشه ای سوسا تزئین شده اند، طراحی می کند. در کادر دوم، بزرگترین، تصاویری از شوالیه های متحرک ایرانی را به نمایش می گذاریم، به طور متناوب روی اسب و پیاده روی. قاب سوم، باریک ترین، توسط یک ردیف از رومبوس قرار داده شده یکی پس از دیگری است که به نظر می رسد به خلاص شدن از شکل مربع از تخته شطرنج. چارچوب که بعد از آن گسترده تر است از یک ردیف گوزن، حیوانات در آن زمان معمولی از شمال ایران تشکیل شده است که در جهت مخالف شکارچیان حرکت می کند؛ جسم و ابعاد آن همانند گاوهای هخامنشی است، اما سر به وضوح از گوزن است که به روش بسیار واقع گرایانه و بدون اغراق طراحی شده است. فریم بعدی، درونی ترین، یک تکرار بیرونی است. اگر ابعاد دو طرف فرش را در حدود یک متر گسترش دهید، ابعاد آن از اتاق های کوچک حرمسرا تخت جمشید تبدیل می شود. طراحی در داخل مربع شطرنج نشان دهنده یوان مرکزی است که توسط چهار گل در شکل متقابل احاطه شده است. چهار برگ رمبویدی بین گلها برای تشکیل یک گلر بادی قرار دارند. گل و برگ با یک روبان نازک متصل می شوند. این گل نقره ای که به نام کرشیدی نامیده می شود، با شکل تا حدودی متفاوت است، در قالی هایی که هنوز هم در ایران بافته شده است و به نام هراتی یا mahi dar ham می باشد.



سهم
دستهبندی نشده